سر نیزه در گلو


در اورژانس جوانی را آورده بودند که گلویش مجروح شده بود. این زخم، زخم چاقو یا سرنیزه بود، وقتی از خط مقدم او را آوردند لوله‌ای در نایش تعبیه کرده بودند تا بتواند نفس بکشد. همان‌طور که روی تخت خوابیده بود از لوله مذکور، با هر تنفس، خون، مثل فواره‌ای که توی حوض باشد فوران می‌کرد و در دم قطع می‌شد و دوباره به هنگام بازدم، فواره خون دوباره جاری می‌شد. این جوان در آن حالت کاملاً هوشیار بود و با چشم خودش این صحنه را می‌دید و می‌‌دانست می‌میرد وکاری از ما ساخته نیست.
من با سرعت برای معاینه او اقدام کردم. با توجه به تکنولوژی موجود در آن‌جا هیچ کاری از من ساخته نبود و شاید هم سرعت اتفاقاتی که می‌افتاد اجازه تفکر نمی‌داد، چون هم‌زمان، ده‌ها مجروح دیگر در انتظار بودند و رسیدگی به همه آن‌ها از عهده ما خارج بود. متأسفانه او در مقابل چشمان ما شهید شد و من این صحنه را هرگز نمی‌توانم فراموش کنم.
منبع: کتاب پرسه دردیارغریب (خاطرات پزشکان) - صفحه: 164

دسته ها :

نماز پشت خاک ریز
پشت یک خاک ریز نشسته بودیم و رفت وآمد نیروهای عراقی را به دقت زیر نظر گرفته بودیم تا هر گونه تحرک شان را ثبت کنیم.آن قدر به عراقی ها نزدیک بودیم که حتی با هم حرف نمی زدیم و حرف هایمان را با اشاره به هم می فهماندیم. محمد تقی(سردار شهید ابوسعیدی ) اشاره کرد به من و با حرکت لب گفت: وقت نماز مغرب شده.
توی موقعیت بدی بودیم. با اشاره گفتم: برمی گردیم مقر، بعد نماز می خونیم.
خیلی آهسته گفت: معلوم نیست برگردیم. رویش را برگرداند به طرف قبله و تکبیره الاحرام گفت.
راوی: حسن نگارستانی

 

دسته ها :

برخودوظیفه دانستم درزمینه شهداودفاع مقدس خاطراتی راعنوان نمایم امیدوارم موردقبول واقع شود.

دسته ها :
 حسنی بهترین الگوی مصرف کننده!


پس از سال های متمادی سرزنش از تنبلی های حسنی، سر انجام وزارت بهداشت در سال اصلاح الگوی مصرف از حسنی تقدیر کرد. مسلما در روز های کودکی متوجه نبودید که چرا وی در مقابل درخواست پدرش به حمام کردن، ناخن گرفتن ، سلمانی رفتن و ... پاسخ می داد : نه نمیام!  نه نمیام! اما پس از این همه سال سرانجام حسنی به دلیل مصرف بسیار کم مورد تقدیر قرار گرفت!

وی با ابراز ناراحتی نسبت به نادیده گرفته شدن حقوقش در کودکی و زیر سوال بردن شخصیتش از مسئولین درخواست کرد تا کتاب حسنی نگو بلا بگو را به حسنی نگو طلا بگو خوشگل خوشگلا بوگو تغیر نام دهند.

حسنی که هم اکنون خود نیز زن و فرزند دارد ، برای هم سن و سالان پسرش اینگونه توضیح می دهد.

-  اصلاح الگوی مصرف یعنی اگر مثل من کچل هستید نیاز به سلمونی ندارید و اگر هم موها و ریش های بلندی دارید، باز هم نیاز به اصلاح سر ندارید، چرا که خیلی هم مد است! همان تریپ سوکسی مانکن! به قول شاعر که می گه :

- صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ................ ای برادر الگوی مصرف بیار

 وی تاکید کرد...

-  مباد ا ناخن هایتان را بگیرید. چرا که کاربرد های متفاوتی در اصلاح الگوی مصرف دارد. شما دیگر در مجالس عروسی نیاز به ناخن مصنوعی ندارید، شما می توانید با ناخن هایتان شپش های شش پا را در لابلای موهایتان شکار کنید، همچنین از کاربرد های مهم آن استخراج محتویات دماغتان است، مخصوصا وقتی تنها روی سه پایه نشسته اید تو سایه چه لذتی دارد ! می چسبد.

حسنی بار ها در لابلای سخنانش از خاطرات نا خوشایندی که به دلیل رفیق نشدن مرغ زرد کاکلی داشت سخن گفت.

-        کاکلی بسیار زیبا و دلربا بود، می توانم در یک جمله بگویم من عاشق او بودم، اما او مرا کثافت خطاب می کرد و هیچ گاه با من رفیق نشد، بنده هم در یک اقدام اصلاح الگوی مصرف گرایانه به جای خرید گوشت از بازار، مرغ زرد کاکلیم را بسمل کردم و گوشتش را به تن زدم. پر هایش را هم درون بالشتم قرار دادم.

حسنی ضمن یاد آوری بازی نکردن کره الاغ کد خدا (که یورتمه می رفت تو کوچه ها ) با وی گفت :

- کره الاغ بسیار پر مصرف بود، همه چیز را می خورد و بار نمی برد. بنده خیلی در تلاش بودم تا او را به فروش برسانم و یک خودروی کم مصرف ملی بخرم.

گزارشات بدست آمده حاکی از انست که حسنی حمایت هایی را از برخی دولت های احتمالی بعدی مبنی بر انتساب وی در سمت وزارت بهداشت کشور، دریافت کرده است.

حسنی در پایان سخن های خود با نگاه بغض آلود گفت دوست داشتم پدرم منوچهر احترامی هم امسال در بین ما بود تا شاهد این همه تقدیر از حسنی اش بود و اینقدر به من در کودکی گیر نمی داد که سرم کچل شود.

دسته ها :
همسرم اصلاح مصرف می کند آن هم چه جور
گاه با ارشاد و صحبت گاه گاهی هم به زور
صرفه جویی می کند در پختن و در دوخت و دوز
هست آپ تودیت کارش یا به قول ما به روز
می شمارد لپه ها و لوبیا را درخورشت
صرفه جویان را حواله میدهد ناف ِبهشت
در خورشتش هرکسی یابد دو کنجه بیشتر
می زنم هر روزبر آن جای خود یک نیشتر
جای روغن در غذاها دنبه و پی می کند
بچه ام با خوردنش رودار (پی پی )می کند
جای لیوان ، آب می نوشیم با قطره چکان
وای از آن روزی که آید خانۀ ما میهمان
رفته از یادم زمانی را که ماهی خورده ام
تازه آن هم در سفر، در بین راهی خورده ام
جامه می دوزد برایم ناقلا بی آستین
پاچۀ تنبان من سی سانت مانده تا زمین
وصله پشت وصله می کوبد به جوراب حقیر
جای قالی زیر پای ما بُود تنها حصیر
روشنی خانۀ ما با چراغ موشی است
کار او البته پیش دیگران روپوشی است
می رویم حمام البته دو هفته در میان
چون که واتر گوییا دارد برای ما زیان
بابت اصلاح الگوی نفوس ، این پرفسور
رختخوابش را جدا فرموده با صد داد و غــُر

پول های حاصل از اصلاح مصرف را طرف
در حسابش جمع کرده چون که دارد صد هدف
می خرد با پول های بی زبانم کیف و کفش
می رود با هر خریدش در فلان جایم درفش
این طلا هایی که همسر بر خودش آویخته
بابت هرتکه اش خون دلم را ریخته
آستین جامه ها و پاچۀ شلوار من
شد النگوی طلا ورفت در دستان زن
پول آب و برق را داده به جراح زبل
تا شود قدری جوانترتر ز سنـّش در سجل
الغرض در باب اصلاحات دربین زنان
همسر من هست البته یقیناً قهرمان
گفت با « جاوید» رندی بذله گو و تیز هوش
راه درمانت نمی باشد به غیر ازمرگ موش
آن هم البته اگر طبق همین الگو خوری
دور خواهی کرد عزراییل و گردی بستری

نویسنده: محمد جاوید
دسته ها :
چگونه از یک cd سوخته حداکثر استفاده را ببریم؟
(ویژه مردمان ناخن خشکی که حتی از خیر یک cd سوخته هم نمیتوانند بگذرند!)

1- اگر جاسوئیچی ندارید میتوانید از cd به عنوان یک جاسوئیچی زیبا استفاده کنید.

2- در داخل ماشینتان میتوانید از آنها بعنوان طلسم استفاده کنید.

3- برای بازی پرتاب دیسک به جای دیسک از cd های سوخته استفاده کنید.

4- اگر پول ندارید برای بچه‌هایتان اسباب بازی بخرید، میتوانید آنها را با اینگونه وسایل (بلانصبت) خر کنید و طرز بازی با نور را به آنها بیاموزید.

5- مردمان ناخن خشکی که از هر چیزی نهایت استفاده را میبرند از پشت cd بعنوان آینه و از روی cd بعنوان چکنویس استفاده کنند.

6- (برای آقایانی که میخواهند از ولخرجیهای خانمهای خود جلوگیری کنند) استفاده از آنها به جای دکور بر روی دیوار به جای ظروف میناکاری گرانقیمت و درون جادکوری به شکلهای زیبا توصیه میشود.

7- وقتی خسته و بیحوصله هستید و کسی هست که زیاد روی اعصاب شما راه میرود یکی از این cd ها را در دهان شخص وراج فرو کنید
دسته ها :

دل بردی از من به یغما  اصلاح الگوی مصرف

ای فکر و ذکر دل مـــــــا اصلاح الگوی مصرف

در عرصه ی خودکفایی الحق که امّید مایی

هستی کلیدی  طلایی اصلاح الگوی مصرف

 رفتیم هی سوی اصلاح اصلاح هی روی اصلاح

ای مصرف الگوی اصلاح،اصلاح الگوی مصرف!

ای طرح  یکسال مصرف، سال دگر می کنی کف

گردی دکور بر سر  رف، اصلاح الگوی مصرف!

با کنگــــــــره یا همایش یا با سرود و نمایش

داریم سویت  گرایش، اصلاح الگوی مصرف!

یا کارهـــــــای موازی، با نطق یا   لفظ بازی

کف کرد فرهنگ سازی، اصلاح الگوی مصرف!

سرگرم حرف و شعاریم با کار کاری نداریم

در نوع خود شاهکاریم اصلاح الگوی مصرف!

با مصلحانی چو ماها، امّید اصلاح؟...ها ها!

بسته شود کل راها(!) اصلاح الگوی مصرف!

در این مسیر بلا خیز،رحمی به ما کن به پا خیز

اوّل  به اصلاح ما خیز، اصلاح الگوی مصرف!

دسته ها :

این عکس صریحآً نشان دهنده این موضوع است که رانندگان عزیز ما چقدر به اصلاح الگوی مصرف اهمیت میدهند سه خودرو سبک و دو خودرو سنگین فقط با یک راننده در در این محور حرکت میکنند حتی این عکس میتواند الگوی خوبی برای برطرف کردن ترافیک شهری و برون شهری و صرفه جویی در حامل انرژی باشد .

اصلاح الگوی مصرف در جاده ها

 

دسته ها :
  • برای این که به فامیل‌هایتان اثبات کنید که میراث‌دار خسیسی نیستید، میهمان‌های مجلس ختم آن مرحوم را به یک رستوران گران می‌برید و گارسون‌ها برایشان دو قاشق برنج، چهار بند انگشت گوشت کبابی، مقداری جعفری، یک حلقه پیاز با ضخامت نیم سانتی‌متر، یک قاچ لیمو و یک عدد زیتون می‌آورند. چند دقیقه بعد، مبلغی معادل قیمت یک سمند سورن با رنگ سفارشی را به صندوق رستوران پرداخت می‌کنید.
  • یک پول خوب دستتان می‌آید. تصمیم می‌گیرید آن را برای نامزدتان خرج کنید. دو ساعت در خیابان وزرا بالا و پایین می‌روید و جست‌وجو می‌کنید تا عطر مورد علاقه او را پیدا کنید و بخرید. آخرش هم آن را گیر نمی‌آورید و تصمیم می‌گیرید یک انگشتر قشنگ برایش بخرید. اما نظرتان عوض می‌شود و یک روز که اتومبیل او را قرض گرفته‌اید، آن را به خیابان سورنا می‌برید و رویش یک سیستم صوتی درست و حسابی می‌بندید. وقتی همان شب به خانه نامزدتان می‌روید، او می‌گوید که چون به پول نیاز داشته، اتومبیلش را یک ساعت قبل به پسرخاله‌اش فروخته است.
  • از وقتی مدل جدید موبایل مورد علاقه‌تان را پشت ویترین یک فروشگاه دیده‌اید، شب‌ها خواب‌تان نمی‌برد. چند روز بعد وقتی حقوق خود را دریافت کردید، بلافاصله به خیابان جمهوری می‌روید و آن گوشی را می‌خرید. شب وقتی به یک میهمانی می‌روید، عاشق گوشی یکی از میهمان‌ها می‌شوید. روز بعد به خیابان جمهوری می‌روید و آن گوشی را می‌خرید و گوشی قبلی‌تان را هم توی کشوی میزتان می‌گذارید.
  • یک پول قلمبه دستتان می‌آید. به همسرتان می‌گویید که این پول مال هر دو نفر شما است، اما او خودش می‌تواند تصمیم بگیرد با آن در یک تور خارجی ثبت‌نام کنید یا برای تجهیز خانه خرج کنید. همسرتان چند روز فکر می‌کند و آخرش می‌گوید که می‌خواهد مبلمان را عوض کند. از آن خسته شده است. روز بعد مبلمان جدید را سه میلیون تومان می‌خرید و مبلی که سال قبل دو میلیون خریده بودید و آخ هم نگفته و سالم است را از شما 300 هزار تومان می‌خرند. مجبور هستید. می‌فهمید؟ مجبور هستید
دسته ها :

می خواست در مصرف عقل صرفه جویی کند،عاشق شد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف عشق صرفه جویی کند،ازدواج کرد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف بی خیالی صرفه جویی کند،بچه دار شد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف زندگی صرفه جویی کند،خودش را دار زد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف سلولهای مغز صرفه جویی کند،سیاستمدار یک کشور جهان سومی شد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف انرژی صرفه جویی کند،به خانه آرزوهایش اسباب کشی کرد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف بند رخت صرفه جویی کند،خوابید.(اصولا کارهای بی ربط زیاد می کرد)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف سکوت صرفه جویی کند،به نشانه اعتراض سکوت کرد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف انرژی حاصل از ترافیک صرفه جویی کند،به ابرها قرص ضد بارداری داد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف راه صرفه جویی کند،برگشت!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواست در مصرف آب صرفه جویی کند،مطالبش راdelete کرد!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دسته ها :
X