حسنی بهترین الگوی مصرف کننده!


پس از سال های متمادی سرزنش از تنبلی های حسنی، سر انجام وزارت بهداشت در سال اصلاح الگوی مصرف از حسنی تقدیر کرد. مسلما در روز های کودکی متوجه نبودید که چرا وی در مقابل درخواست پدرش به حمام کردن، ناخن گرفتن ، سلمانی رفتن و ... پاسخ می داد : نه نمیام!  نه نمیام! اما پس از این همه سال سرانجام حسنی به دلیل مصرف بسیار کم مورد تقدیر قرار گرفت!

وی با ابراز ناراحتی نسبت به نادیده گرفته شدن حقوقش در کودکی و زیر سوال بردن شخصیتش از مسئولین درخواست کرد تا کتاب حسنی نگو بلا بگو را به حسنی نگو طلا بگو خوشگل خوشگلا بوگو تغیر نام دهند.

حسنی که هم اکنون خود نیز زن و فرزند دارد ، برای هم سن و سالان پسرش اینگونه توضیح می دهد.

-  اصلاح الگوی مصرف یعنی اگر مثل من کچل هستید نیاز به سلمونی ندارید و اگر هم موها و ریش های بلندی دارید، باز هم نیاز به اصلاح سر ندارید، چرا که خیلی هم مد است! همان تریپ سوکسی مانکن! به قول شاعر که می گه :

- صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ................ ای برادر الگوی مصرف بیار

 وی تاکید کرد...

-  مباد ا ناخن هایتان را بگیرید. چرا که کاربرد های متفاوتی در اصلاح الگوی مصرف دارد. شما دیگر در مجالس عروسی نیاز به ناخن مصنوعی ندارید، شما می توانید با ناخن هایتان شپش های شش پا را در لابلای موهایتان شکار کنید، همچنین از کاربرد های مهم آن استخراج محتویات دماغتان است، مخصوصا وقتی تنها روی سه پایه نشسته اید تو سایه چه لذتی دارد ! می چسبد.

حسنی بار ها در لابلای سخنانش از خاطرات نا خوشایندی که به دلیل رفیق نشدن مرغ زرد کاکلی داشت سخن گفت.

-        کاکلی بسیار زیبا و دلربا بود، می توانم در یک جمله بگویم من عاشق او بودم، اما او مرا کثافت خطاب می کرد و هیچ گاه با من رفیق نشد، بنده هم در یک اقدام اصلاح الگوی مصرف گرایانه به جای خرید گوشت از بازار، مرغ زرد کاکلیم را بسمل کردم و گوشتش را به تن زدم. پر هایش را هم درون بالشتم قرار دادم.

حسنی ضمن یاد آوری بازی نکردن کره الاغ کد خدا (که یورتمه می رفت تو کوچه ها ) با وی گفت :

- کره الاغ بسیار پر مصرف بود، همه چیز را می خورد و بار نمی برد. بنده خیلی در تلاش بودم تا او را به فروش برسانم و یک خودروی کم مصرف ملی بخرم.

گزارشات بدست آمده حاکی از انست که حسنی حمایت هایی را از برخی دولت های احتمالی بعدی مبنی بر انتساب وی در سمت وزارت بهداشت کشور، دریافت کرده است.

حسنی در پایان سخن های خود با نگاه بغض آلود گفت دوست داشتم پدرم منوچهر احترامی هم امسال در بین ما بود تا شاهد این همه تقدیر از حسنی اش بود و اینقدر به من در کودکی گیر نمی داد که سرم کچل شود.

دسته ها :
X