کتاب بشارة الاسلام، از قول حضرت رسول اکرم(ص) روایتی نقل شده است که حضرت دربارة حوادث و وقایع آخرالزّمان می‌فرماید: «چگونه می‌شود حال شما هنگامی که دین بازیچه می‌شود، هوس‌ها آشکار می‌گردد، کعبه طعمة حریق شود، ساختمان‌ها مرتفع و برادران دچار اختلاف شوند؟
در کتاب بشارة الاسلام، از قول حضرت رسول اکرم(ص) روایتی نقل شده است که حضرت دربارة حوادث و وقایع آخرالزّمان می‌فرماید: «چگونه می‌شود حال شما هنگامی که دین بازیچه می‌شود، هوس‌ها آشکار می‌گردد، کعبه طعمة حریق شود، ساختمان‌ها مرتفع و برادران دچار اختلاف شوند؟ (بشارةالاسلام ص180).

حجم کثیری از روایات آخرالزّمانی و نشانه‌ها و علایم ظهور از زبان حضرت پیامبر(ص) صادر شده است.اشاره به بازیچه گرفته شدن دین و به عبارت دیگر نگاه ابزاری به دین برای هوس‌ها، دنیا و قدرت، اشاره به یکی از مصادیق ظلم است. در حقیقت دین برای رستگاری از زخارف دنیا و عروج به عوالم بالا نازل شده، در حالی که بشر، ظالمانه، این عالی و متعالی را در خدمت دانی و اسفل درآورده و از آن سوء استفاده می‌کند.
از آنجایی که بشر ذاتاً طالب دین است و فطرتاً خداجوست، به سادگی و در اثر غفلت و جهل، از طریق تبلیغات مذهبی و دینی فریب می‌خورد و عمر و آخرت و دنیای خودش را هم از دست می‌دهد. راز موفقیّت مدّعیان و دروغ‌زنان به ظاهر دیندار در همین خلاصه می‌شود. یکی آنکه انسان فطرتاً و ذاتاً خداجو و دین‌خواه است و دیگر جهل و بی‌معرفتی. از همین جا به قول حضرت امام صادق(ع) در بحارالانوار که می‌فرمایند: «می‌بینی که حرام حلال شده و حلال حرام» (ج52/ ص257)
زاویه که باز شد این دیوار تا ثریّا کج و منحرف بالا می‌رود تا آنکه میلیون‌ها نفر در طول تاریخ و صحنة حیات به هلاکت و نابودی کشیده شوند. به تبع همین سایر جابه‌جایی‌ها اتّفاق می‌افتد. ظالم به جای عادل، حرام به جای حلال، منکر به جای معروف، جاهل به جای عالم، می‌نشیند و به قول حضرت ختمی مرتبت کار به جایی می‌رسد که: اهل آن زمان همچون گرگ هستند پادشاهان همچون درندگان وحشی، فقیران همچون مردگان و طبقة متوسط مرده‌خوارند. (منتخب‌الاثر، ص437)

در همین شرایط و اوضاع است که به بیان امام صادق(ع)، «همه جا دگرگون شده، بندگان خدا خوار و زبون گشته، کابوس یأس و نومیدی بر دل‌های بسیاری از مردم سنگینی می‌کند». (بشارة الاسلام، ص270).
قدر دین و کلمات روشنگر حضرات معصومین(ع) در این وقت معلوم می‌شود که راه خلاصی را می‌نمایند. رسول خدا(ص) می‌فرمایند بهترین ثروت یک مسلمان در آن روز، آن است که:
«از هر فتنه‌ای گریزان باشد حتّی اگر ناگریز شود تا پایان زندگی از ریشة گیاهان تغذیه کند و به آن حال بمیرد».(صحیح بخاری، ج9،‌ص53)
شاید مراد آن باشد که می‌بایست به هر قیمت مراقبت داشت تا مبادا سهمی در فتنه‌گری و جنایاتی که از طریق فتنه پدید می‌آید داشته باشیم.
این روزها در اقصا نقاط جهان شاهد شکل‌گیری ائتلاف و تشکّل‌ها به نام دین علیه بندگان و مؤمنان خدا هستیم. فتنه‌هایی که امواجش هر لحظه گسترده‌تر می‌شود. همین هفته دو رئیس جمهور یمن و عربستان در ریاض به دیدار هم شتافتند و با امضاء قرارداد همکاری علیه شیعیان بنابر اعمال فشار و تهدید بیشتر گذاشتند.

بد نیست بدانید که در حالی که استان‌های نفت‌خیز یمن و عربستان در اختیار شیعیان است، فقر و بیکاری چنان شیعیان را در تنگنا قرار داده است. آمار حکایت می‌کند که 70٪ جوانان شیعه این دو کشور بیکارند. (شیعه نیوز)

در چنین وضعیّتی، شیخ عادل‌بن سالم الکلبانی، امام جماعت مسجدالحرام، در حالی که در این مسجد امن می‌بایست مبلّغ امنیّت و سلامت و وحدت باشد، شیعیان را تکفیر می‌کند.
در چنین شرایط و فضایی رسانه‌های امریکایی طی دو هفتة اخیر مسیحیان تازه مسلمان را قاتل و تروریست معرّفی کردند.
ای کاش کسانی که به نام خدا به جان بندگان خدا می‌افتند و با ترور و تکفیر، نمازگزاران را به مرگ محکوم می‌کنند نیم نگاهی هم به ساخت بزرگ‌ترین خانه در لندن و در منطقة بیلگرافیا می‌انداختند، خانه‌ای اشرافی که مدّعیان اسلام ناب و صادرکنندگان دستور قتل عام شیعیان عربستان و یمن و ایران آن را با هزینة 81 میلیون دلار یعنی بیش از 81 میلیارد تومان ساخته‌اند. با این همه باید به این وعده و عنایت حضرت صاحب‌الزّمان(ع) دلخوش و امیدوار بود که فرمودند: «ما در حفظ و حراست شما سستی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نمی‌بریم اگر این توجّهات ما نبود، مصیبت‌ها از هر طرف بر شما فرو می‌ریخت و دشمنان شما را پایمال می‌کردند. از خداوند بزرگ پروا کنید و در نجات دادن خود از فتنه‌هایی که بر شما فرو ریخته، ما را یاری کنید» (الصحیفة الهادیه، ص255).

البتّه امام، در انتها متذکّر تنبلی شیعیان در اطاعت از اوامر و نواهی خودشان می‌شوند. گویی، هر چه بر گسترة ترک طاعت از حضرت افزوده شود بر گسترة فتنه‌ها نیز افزوده می‌شود. امام در پایان می‌فرمایند:
«خداوند نورش را به کمال می‌رساند، اگر چه مشرکان را خوش نیاید».

هر روز بر حجم و گسترة مباحث آخرالزّمانی در جهان و رسانه‌های جهان افزوده می‌شود. در حالی که تا ده سال قبل، از این‌همه برنامه و خبر، خبری نبود. اطّلاعات حاکی از آن است که در حال حاضر، تنها در گوگل، بر روی شبکة جهانی اینترنت 000/430/3 مدخل راجع به آخرالزّمان و پایان جهان قابل شناسایی و ملاحظه است. به این رقم باید 000/507 مدخل دیگر راجع به بازگشت عیسی مسیح(ع) نیز افزود. شاید جالب باشد بدانید مضامین و موضوعاتی مثل «بازگشت عیسی نزدیک است»، «خود را برای پایان جهان آماده سازید»، و «علائم ظهور عیسی مسیح»، «بازگشت مجدّد آقا و نجات‌دهندة‌ ما» جزء موضوعات رایج و کلّی مندرج در این همه مدخل است. امید که بتوانیم با تمسّک و توسّل روز افزون به حبل متین ائمّة دین(ع) از این همه فتنه و بلا در امان بمانیم. انشاءالله.
منبع:وبلاگ منجی سبز
دسته ها :
باسمه تعالی اَلسَّلامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤمِنینَ وَ مُبیرِ الْکافِرینَ اَلسَّلامُ عَلَی الْمَهْدِیِّ الْاُمَم اَلسَّلامُ عَلَی الْقائِمِ الْمُنْتَظَر وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر اَلسَّلامُ عَلَی بَقِیَّةِ اللهِ فی بِلادِهِ[1] سلام بر آن امامی که موجب احیاء مؤمنین و نابودی کافران خواهد شد. سلام بر مهدی امّت، سلام بر قائم منتظَر و عدل مورد نظر... سلام بر بقیة‌الله درهرجایی، که آن‌جا شهر خدا خواهد بود. وقتی متوجه باشیم غفلت از معرفت صحیح نسبت به حجت خدا«صلوات‌الله‌علیه» موجب در پرده‌ماندن آن حضرت و عامل ادامه‌ی سرگردانی بشر است، باید راه نجات را در رویکرد صحیح نسبت به معرفت به مقام آن حضرت و انتظار آن حضرت جستجو کرد. با این فرض که بهترین راه نجات از آسیب‌های اندیشه‌ی انتظار، درست مطرح‌کردن مبانی معرفتی مهدویت و انتظار است؛ موارد زیر به عرض عزیزان می‌رسد: 1- وجود دلایلی عقلی در اعتقادات – از جمله در اعتقاد به مهدویت – موجب می‌شود تا خرافات نتوانند جای خود را در عقاید عالیه باز کنند. ابتدا باید عقل متوجه شود عین‌الانسان به عنوان واسطه فیض بین خدا و عالم هستی در صحنه است. چون انسانیت یک حقیقت تشکیکی و دارای شدت و ضعف است و هر حقیقت تشکیکی یک وجه کامل و تمام دارد که مراتب پایین‌تر آن، همه جلوه‌ی آن هستند و لذا همین که انسانیت با شدت و ضعف در همه انسان‌ها موجود است دلیل است بر آن‌که حقیقت انسانیت دارای جنبه‌ی تامّ و تمامی است که همان انسان کامل است، و هرکس به هراندازه از انسانیت برخوردار است، انسانیت او پرتو نور آن انسان کامل است. از طرفی خداوندی که کمال مطلق و جامع جمیع کمالات است، اولین صادره از او ملائکه نیستند چون هرکدام از ملائکه مظهر اسمی از اسماء الهی‌اند. پس اولین صادره از خداوند باید انسان کاملی باشد که همه‌ی کمالات الهی را به نحو جامع داشته باشد و معنی واسطه‌ی فیض‌بودن ذات مقدس امام عصر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به همین معنی است و در راستای همین قاعده است که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «اَوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ، نوری».[2] (در خصوص بحث فوق به کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» رجوع فرمایید). 2- در راستای طرح صحیح اندیشه‌ی مهدویت جهت عبور از ظلمات دوران آخرالزمان یک «لا» نیاز است و یک «إلاّ». برای تحقق زمینه‌ی «لا» چند نکته باید مدّ نظر قرار گیرد: الف؛ نفی حاکمیت طاغوت که موجب سرکوبی استعدادهای اصیل بشریت می‌شود، استعدادهایی که باید شکوفا شود تا انسان‌ها احساس به‌ثمررسیدن بکنند. (به بحث «عصاره‌ای از فرهنگ مهدویت در ابعاد گوناگون» از کتاب «جایگاه و معنی واسطه فیض» رجوع فرمایید). ب؛ نفی فرهنگ مدرنیته که همان ظلمات آخرالزمان است در همه‌ی ابعاد تودرتویِ آن و شناخت راه عبور از آن به سوی تمدن اسلامی. (به کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» و نوشتار «شیعه و تمدن‌زایی» رجوع فرمایید). برای تحقق زمینه‌ی «إلاّ» نیز چند نکته باید مدّ نظر قرار گیرد: الف؛ اعتقاد به حاکمیت خدا از طریق امام معصوم در همه‌ی مناسبات عالم و آدم عالم هستی (به بحث «انتظارِ فرج و آثار آن» از کتاب «جایگاه و معنی واسطه فیض» رجوع فرمایید). ب؛ اعتقاد به حاکمیت خدا در زمان غیبت از طریق حاکمیت کارشناس کشف حکم خدا در قرآن و روایات تحت عنوان «ولایت فقیه». (به بحث «نظام أحسن و آخرالزمان» از کتاب «جایگاه و معنی واسطه فیض» رجوع فرمایید که در آن‌جا روشن می‌شود انقلاب اسلامی با شاخصه‌های مخصوص به خود، طلوع امیدبخشی جهت تحقق ظهور نهایی حق و راه عبور از ظلمات آخرالزمان است و این‌که غفلت از جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی موجب محرومیت از برکات انتظار واقعی است. ج؛ نظر به تحقق تمدن اسلامی که با تحقق انقلاب اسلامی شروع و با ایجاد دولت اسلامی و سپس کشور اسلامی زمینه برای تمدن اسلامی فراهم می‌شود. (به نوشتار «شیعه و تمدن‌زایی» و کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» رجوع شود). 3- نظر به ظهور انسان کامل و حاکمیت آن حضرت در تمام مناسبات بشری، حضور در جبهه‌ی مثبت و نورانی تاریخ است که مقابل آن ورود به جبهه‌ی ظلمانی و بی‌ثمر تاریخ می‌باشد. لذا امام صادقu می‌فرمایند: «مَنْ ماتَ مُنْتَظِراً لِهذَاالْاَمْرِ کانَ کَمَنْ کانَ مَعَ الْقائمِ فی فُسْطاطِهِ لا بَلْ کانَ بمنزِلةِ الضّارِبِ بَیْنَ یَدَیْ رسولِ‌اللهِ بِالسَّیْفِ»[3] هر کس در حالی بمیرد که منتظر این امر باشد، موقعیتش مثل کسی است که در کنار حضرت قائم، در خیمه آن حضرت به سر برده است، بلکه مثل مبارزی است که در کنار رسول خداf مبارزه کرده است. (به نوشتار «برکات انتظار» و «بصیرت و انتظار فرج» رجوع فرمایید). 4- با فهم معنیِ نظام بقیة‌اللهی روشن می‌شود چرا مقصد همه‌ی انبیاء و اولیاء تحقق حاکمیت حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» است. (به نوشتار «معنی و عوامل ورود به نظام بقیة‌اللهی» رجوع فرمایید)، زیرا تا کسی «زمانِ باقی» را درک نکند نمی‌تواند بقیة‌الله را درک کند. 5- حضور در تاریخ نورانی از طریق انتظار، ظهور حضرت صاحب‌الامر، هم‌عهد و هماهنگ‌شدن با همه‌ی انبیاء و اولیاء تاریخ است و انسان‌ها عملاً از آن طریق وارد اردوگاه موحدین تاریخ می‌شوند، لذا انسان با ورود در فرهنگ انتظار، هم در کنار حضرت امام حسین«علیه‌السلام» شمشیر می‌زند و هم در کنار حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» در خیمه‌ی آن حضرت به‌سر می‌برد و معنی «اَفْضَلُ اَعْمالِ شیعَتِنَا اِنْتِظارُ الْفَرَج»[4] بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج و انتظار گشایش امور به دست آن حضرت است، تحقق می‌یابد و «اِنْتظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج»[5] که می‌گوید نفسِ انتظارِ فرج، خودْ فرج و گشایش است، صورت عملی به‌خود می‌گیرد. پس آن‌کس که در فرهنگ انتظار به‌سر می‌برد همواره از ظلمات دوران خود آزاد است و همواره در اردوگاه موحدان تاریخ به‌سر می‌برد که یک لحظه از آرمان‌های بلند بشری غفلت نخواهد کرد. روحیه انتظار به معنی واقعی آن در دعای شریف ندبه به اوج خود می‌رسد، زیرا که در آن دعا توجه به گذشته می‌کنید اما برای حیات آینده، و انسان از آن طریق «عالَم» ‌دار می‌شود، آن‌هم «عالَم بقیة‌الله». از مردم عادی هم که بگذریم حتی نخبگان و اندیشمندان در دنیای مدرن، خود را بیرون تاریخ می‌یابند و این نقیصه فقط با ورود به عالم انتظار و مهدویت جبران می‌شود. (جهت روشن‌شدن امر فوق به کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» و کتاب «زیارت آل یس؛ نظر به مقصد جان هر انسان» رجوع فرمایید). -------------------------------------------------------------------------- [1] - مفاتیح‌الجنان، قسمتی از زیارت مخصوص امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه». [2] - بحارالأنوار، ج 1، ص 97. [3] - «بحارالانوار»، ج 52، ص 146. [4] - «بحارالانوار«، ج 51، ص 156. [5] - «بحارالانوار»، ج52، ص131.

    منبع:سایت امام مهدی یپژوهشگر : استاداصغرطاهرزاده
دسته ها :
چون نبودیم مرد میدانش
 


همه گشتیم نقش ایوانش
 


زآن دهان غنچه باید از غیرت
 


بدامن دَرد گریبانش
 


در گریبان کشید سر، خورشید
 


ز آفتاب رخ درخشانش
 


باغبانى که نار پستان یافت
 


چه تعلق به نار بُستانش
 


با پریشانیم عجب جمع است
 


خاطر طرّه پریشانش
 


گوهر از قعر بحر مى آید
 


به تماشاى آب دندانش
 


حیرتى دارم از چنین رخسار
 


هم از آن کس که نیست حیرانش
 


به غلامى دهد گرش بیند
 


یوسف خویش ، پیر کنعانش
 


مى پرستند چون صنم در دیر
 


همه کافر و مسلمانش
 


چند باشى دلا ز بى باکى
 


ایمن از سِحر چشم فتانش
 


از جراحات دل توان دانست
 


حِدّت تیرهاى مژگانش
 


تا چه آید به دل چه مى گذرد
 


از دل کوه برق پیکانش
 


عار دارد ز ملک اسکندر
 


تشنه فیض آب حیوانش
 


از سِرشکم جهان چو دریایى است
 


لاشه من ، اسیر طوفانش
 


بس که چون مرغ شب زدم فریاد
 


در غم روزگار هجرانش
 


داد جان را سروش عالم غیب
 


مژده اى از وصال جانانش
 


کز وجود امام خاتم کرد
 


ختم حق برزمانه احسانش
 


چهره بنمود شاهد ازلى
 


به ستمدیدگان هجرانش
 


پرده از چهره برگرفت زمهر
 


ریخت سنگ جفا زد امانش
 


کرد از این جلوه ، ختم نور ازل
 


بر صف کاینات جولانش
 


سر فخر زمین از این مولود
 


بَر شد از آسمان و کیوانش
 


حجّة اللّه مهدى موعود
 


مظهر دین حق و برهانش
 


زاده عسکرى ، سمىّ رسول
 


نجل زهرا و نخل بستانش
 


جانشین محمّد مختار
 


عترت خاص و عین قرآنش
 


همچو شیر خدا به پیکر کفر
 


ضیغم ذوالفقار غژمانش
 


درَوَد شرک را ز روى زمین
 


همچون خاشاک ، داس برّانش
 


گرگ با پاس او برد هرروز
 


شکوه میش ، پیش چوپانش
 


پیش آهو ز بیم او از عذر
 


مى کند شیر شرزه دندانش
 


با قضاى خدا سیره خلق
 


چیست جز مشتها به سندانش
 


از خدا منتى به عالم نیست
 


بیشتر از وجود ذى شاءنش
 


عیسى و خضر، از پیش به نماز
 


بهر شاگردى دبستانش
 


جنّت و دوزخند روز جزا
 


مزد شکر و جزاى کفرانش
 


گویى این طارم بلند اساس
 


همچون گویى است پیش چوگانش
 


بى نفاذش نبود روز ازل
 


اثرى از سپهر و سکّانش
 


از عدم کاروان هستى کرد
 


عزم جنبش زعزّ فرمانش
 


اى شهى کز ولایت ابراهیم
 


نار نمرود شد گلستانش
 


دست لطفت ببرد از آدم
 


ذلّت دستبرد شیطانش
 


جز پناهت نبرد یوسف را
 


به عزیزى ز ذلّ زندانش
 


اى سحاب کفت زفیّاضى
 


خجلت ابر کاه یارانش
 


غرفه را چون فتد به بحر گناه
 


لطف کن ورنه برد طوفانش
 


دستگیرى کن از وفا ورنه
 


سیر آفات کند بنیانش
 


تا خدایى کند خداى جهان
 


آنکه عام است لطف و احسانش
 


خاصه لطف کردگار بواد
 


آنکه محکم به توست پیمانش
 


منبع:www.emammahdi.com

دسته ها :
X