به نقل از سایت ویژه امام سجاد (علیه السلام) ؛ محدث عظیم و سالک وارسته مرحوم مجلسی اول می‌فرماید: « در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهده‌ام بود و به همین دلیل احتیاط می‌کردم و نمی‌خواندم. خدمت شیخ بهائی رحمه الله عرض نمودم، فرمود: « نماز قضا بخوان.» اما من با خود می گفتم نماز شب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق می‌کند. یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان علیه السلام را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود:« بخوان!»
عرض کردم:« یا بن رسول الله، همیشه دستم به شما نمی‌رسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم.» 
فرمود:« برو از آقا محمد تاج کتاب بگیر!» در خواب گویا او را می‌شناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و می‌گریستم که از خواب بیدار شدم. 
از ذهنم گذشت که شاید محمد تاج همان شیخ بهائی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد. 
نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله ی صحیفه سجادیه است. 
ماجرا را برایش نقل کردم. فرمود:« انشاءالله به چیزی که می خواهی می‌رسی.»

یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان علیه السلام را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود:« بخوان!»
بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیم بود. مرا که دید گفت:« ملا محمد تقی! من از دست طلبه ها به تنگ آمده‌ام. کتاب را از من می‌گیرند و پس نمی‌دهند. بیا برویم خانه یک سری کتب به تو بدهم.» مرا به خانه‌اش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت:« هر کتابی را که می‌خواهی بردار!» 
کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. « صحیفه سجادیه » بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم. 
گفت:« باز هم بردار!» 
گفتم:« همین بس است.» 
پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفه سجادیه به مردم. و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند. 
مرحوم مجلسی دوم می‌فرماید:« مجلسی اول چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانه‌ای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهره‌مند شوند.»


امام شناسی، ‌ج 15، ص 49و 50 
بحارالانوار،‌ ج 110‌، ص 51 به بعد

دسته ها :
تکاپو برای بیداری و وحدت اسلامی چاپ ایمیل
Sunday, 18 January 2009-17:57
انقلاب شکوهمند مردم ایران در فبروری سال 1979 با اهداف و شعارهای اسلامی به پیروزی رسید . این انقلاب ابعاد مختلف زندگی مردم ایران را تحت تأثیر قرار داد و متحول ساخت . اما از آرمانهای فراگیر آن مشخص بود که دستاوردهای انقلاب ، از سرحدات ایران فراتر خواهد رفت و بر مردم جهان به ویژه مسلمانان تأثیر خواهد گذاشت . بازگشت به خویشتن ، اسلام خواهی و اتحاد ، ازجمله دستاوردها و آرمانهای مهم انقلاب اسلامی ایران برای امت اسلامی بود .

کشور ایران به لحاظ تمدن کهن ، وسعت و جمعیت فراوان ، غنای فرهنگی و پیشرو بودن در تحولات سیاسی و اجتماعی ، همواره کشوری تاثیرگذار در محیط پیرامون خود و منطقه خاورمیانه بوده است . به همین دلیل انقلاب مشروطیت در سال 1906 و نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران در سال 1951 ، تاثیرات قابل توجهی بر دیگر کشورهای منطقه گذاشت . پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 نیز حادثه ای بود که باتوجه به گستره شعارها و پیامهای فراملی آن ، به نحو قابل توجهی کشورهای منطقه و جهان اسلام را تحت تاثیر قرار داد . برخی از این تاثیرات ، کوتاه مدت و برخی بلند مدت بوده اند . بی شک دعوت انقلاب ایران به اسلام و احیای فرهنگ و تمدن اسلامی ، مهمترین پیام انقلاب اسلامی برای مسلمانان بوده است .

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، در کشورهای اسلامی نیز همسو با جهان غرب ، کوشش می شد تا مظاهر بی دینی و فساد تبلیغ شود . به همین دلیل ، فساد و غرب زدگی در این کشورها رو به گسترش بود . در کشورهای اسلامی اگر هم از اسلام سخنی گفته می شد ، غالباً احکام فردی و شخصی دین ، مورد نظر بود . اما انقلاب بزرگ ایران ، مسلمانان را به سوی اسلام راستین فرا خواند که در تمام شئون فردی و اجتماعی زندگی تاثیرگذار است . اگرچه قبل از انقلاب اسلامی نیز برخی شخصیتهای دینی ، مردم را به بازگشت به دین دعوت می کردند و روند بیداری اسلامی آغاز شده بود ، اما انقلاب اسلامی ایران ، موجی سرشار از انرژی بود که خیزش اسلامی و حرکت آگاهانه را درمیان مسلمانان برانگیخت . موجی که با گذشت زمان ، عظیم تر می شود و جمع بیشتری از مردم را فرا می گیرد .

آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در این زمینه می فرماید : « انقلاب اسلامی در حقیقت دو کار بزرگ را انجام داده است : یکی تشکیل نظام اسلامی و دیگری زنده کردن هویت اسلامی در دنیا است . » این انقلاب برای تحقق بیداری اسلامی در جهان ، چند اقدام مهم انجام داده است .
توجه دادن امت اسلامی به عنصر آگاهی و ضرورت توجه به سرنوشت خود و جهان پیرامونی ، از گامهای نخست در روند بیداری اسلامی است . در طول سه دهه گذشته ، انقلاب کوشیده است غنا و جامعیت اسلام را به مسلمانان نشان دهد و ثابت کند که این دین متعالی از هر مکتب دیگر شرقی یا غربی ، برتر و پویاتر است . در اثر رشد بیداری اسلامی ، امروزه اسلام با جمعیت عظیم پیرو آن ، به مهمترین رقیب لیبرالیزم غربی تبدیل شده است و مسلمانان خلاف گذشته ، به دین و هویت دینی خود افتخار و از آن صیانت می کنند .

بعد دیگر آگاهی بخشی به امت اسلامی ، شناخت دشمنان واقعی این امت است. انقلاب اسلامی ایران و رهبران آن از ابتدا تاکید کردند که امروزه دولتهای غربی بویژه امریکا ، دشمن اصلی مسلمانان هستند و می خواهند آنها را تحقیر و منابعشان را چپاول کنند . با گسترش دامنه بیداری اسلامی، اکنون غالب مسلمانان ، امریکا و صهیونیزم را دشمن مشترک امت اسلامی می دانند. نظرسنجیهای متعدد در کشورهای اسلامی نشان داده است که مسلمانان از دولت امریکا به شدت متنفر و با سیاستهای سلطه جویانه و ظالمانه قصر سفید مخالف هستند . اما واقعیت این است که آگاهی از وضع موجود بدون تلاش برای تغییر آن ، کافی نیست . در همین راستا ، مردم انقلابی ایران به مسلمانان جهان نشان دادند که حتی با دست خالی ، می توان اوضاع نابسامان و مفسده انگیز را به وضعیت مطلوب تغییر داد .

انقلاب اسلامی ایران ، نیروی اعتماد به نفس و استقامت یک ملت را در مبارزه با ظلم و تعدی به نمایش گذاشت . مردم ایران نه تنها رژیم شاه مستبد و بی رحم را سرنگون کردند ، بلکه دست غارتگر امریکا را نیز از ایران کوتاه کردند و حکومتی مستقل ، آزاد و اسلامی را با نتخاب خود ، برپا داشتند . تاثیر این حرکت دلیرانه مردم ایران را می توان در فلسطین ، لبنان ، عراق ، افغانستان و برخی دیگر از کشورهای اسلامی و حتی غیر اسلامی مشاهده کرد . امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در این زمینه می فرماید : « ما در ایران به پا خاستیم که به امید خداوند متعال ، مسلمانان جهان را در زیر بیرق توحید و متعهد به احکام مترقی اسلام جمع کنیم ، دست ابرقدرتها را از ممالک اسلامی کوتاه نماییم و مجد مسلمین صدر اسلام را باز گردانیم . سلطه ظالمانه کفار را از بلاد مسلمانان برچینیم و آزادی و استقلال را به مسلمین باز گردانیم . »

طرح اسلام اصیل و راستین ، از راهبردهای اصلی انقلاب اسلامی است . متاسفانه برخی از علمای جهان اسلام ، برداشت همه جانبه و روشن بینانه ای از فرهنگ و ارزشهای اسلام ندارند . آنها دین را از حوزه سیاست جدا می دانند و اسلام را به گونه ای متحجرانه ، راکد و یک بعدی معرفی می کنند . دولتهای غربی نیز برای تخریب چهره اسلام ، از روی عمد ، چنین برداشتی از اسلام را تبلیغ می کنند . اما انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) از همان ابتدا اعلام کرد که اسلام ، دین سیاست و اجتماع است و مسلمانان باید فعالانه در مسایل سیاسی و اجتماعی کشورشان شرکت کنند . این واقعیت با استقرار جمهوری اسلامی در ایران ثابت شد و نظامی مبتنی بر ارزشها و تعالیم اسلام ، بوجود آمد . موج پرقدرت اسلامگرایی در جهان و شکل گیری احزاب و گروههای متعدد اسلامگرا در کشورهایی چون لبنان ، ترکیه ، عراق و الجزایر و همچنین در سرزمین فلسطین ، حاکی از ظهور و گسترش چشمگیر پدیده بیداری اسلامی در جهان اسلام است .

تحقق بیداری اسلامی در میان مسلمانان ، قطعاً بسیار ارزشمند است ، اما این پدیده هنگامی مؤثر و کارآمد خواهد بود که با اتحاد و انسجام امت اسلام همراه باشد . چرا که دشمنان امت اسلامی تاکنون با سوء استفاده از تفرقه موجود در این امت ، آسیبهای فراوانی را بر پیکره جهان اسلام وارد ساخته اند . دولتهای غربی با بهره گیری از تفرقه و تشتت درمیان مسلمانان ، همچنان درصدد تداوم سیاستهای استعماری خود و اشغال کشورها و غارت منابع آنها هستند . آنچه امروز در فلسطین ، عراق ، افغانستان و برخی نقاط دیگر می گذرد ، در همین رابطه قابل تفسیر است . به همین دلیل امام خمینی (ره) مسلمانان را به وحدت و برادری و کمک به یکدیگر فرا می خواند . ایشان بویژه از مهمترین دستاوردهای این انقلاب را برقراری پیوند و ارتباط هرچه مستحکمتر میان شیعه و سنی و تشکل آنها به عنوان یک نیروی منسجم و قدرتمند دربرابر دیگر قدرتها می دانست .

البته ندای وحدت طلبی انقلاب اسلامی علاوه بر امریکا و دیگر دولتهای غربی، مخالفین دیگری نیز دارد . برخی از حاکمان مستبد کشورهای اسلامی ، اتحاد و همدلی امت اسلام را به نفع خود و حکومتشان نمی دانند . همچنین تعدادی از عالمان جاهل و کج اندیش و احتمالاً سرسپرده ، به جای مقابله با دشمنان مشترک مسلمانان ، مردم را به مخالفت با دیگر برادران دینی خود ، تشویق و حتی فتوای قتل دیگر مسلمانان را صادر می کنند . فجایعی که امروزه در برخی کشورهای اسلامی رخ می دهد ، حاصل همین تفکر متعصبانه و تفرقه افکنانه است . با وجود این به موازات رشد آگاهی و بیداری اسلامی ، مسلمانان از زیانهای تفرقه آگاه شده و لزوم وحدت را بیش از پیش دریافته اند . دستاوردهای مبارک این همبستگی و برادری را علاوه بر ایران در برخی کشورهای اسلامی دیگر نیز می توان مشاهده کرد . البته همانطور که آیت ا... خامنه ای می فرماید : « دشمنان جهانی اسلام از وحدت اسلامی و آشنایی ملتهای مسلمان با یکدیگر ، دچار وحشت شده اند . » به همین دلیل ، استکبار جهانی به سرکردگی امریکا ، همزمان با افزایش اسلام گرایی و اتحاد مسلمانان ، اقدامات خصمانه سیاسی ، اقتصادی و تبلیغی خود علیه آنان را شدت می بخشد و از طرف دیگر ، تمامی توان خود را برای مهار چشمه جوشان بیداری و اتحاد اسلامی یعنی انقلاب ایران ، بکار می گیرد .

منبع:http://dari.irib.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=7900&Itemid=148
دسته ها :
خود مردم این سرود را ساختند
ایران- مریم درستانی:
سرود الله الله، با صدای رضا رویگری به یک نشانه برای روزهای دهه فجر تبدیل شده است.

پخش مکرر آن در 10 روز در طول سال‌های گذشته آن را به چنین نمادی تبدیل کرده است و اکنون با شنیدن «ایران، ایران، ایران، رگبار مسلسل‌ها» تصاویری در ذهنمان نقش می‌بندد که بازگو کننده برهه‌ای از تاریخ یک ملتند. اما راز این ماندگاری چیست؟

 برای باز کاوی این سرود انقلابی به سراغ خواننده و آهنگساز این اثر رفتیم. نقبی به 28 سال پیش؛ زمستان 57 . در زیرزمین استودیو صبا، جایی که چند جوان برای خلق اثری انقلابی دور هم جمع شده‌اند. رضا رویگری و فریدون خشنود از آن روزها می‌گویند.


می‌دانستیم ماندگار می‌شود
رضا رویگری بازیگر است. دلیلش هم فیلم‌ها و سریال‌هایی است که در آنها بازی کرده است. به همین خاطر اصلاً خواننده نیست و خودش هم به این گفته اعتقاد دارد، اما صدای او با بخشی از تاریخ انقلاب با آهنگ الله الله، جاودانی شده است.


 او با گذشت 27 سالی که از خواندن این سرود می‌گذرد در باره آن می‌گوید: 27 سال از آن روزها می‌گذرد و طبیعی است که نکات ریز شکل‌گیری آن از یادم رفته باشد ولی یادم هست آن روزهای راهپیمایی و شلوغی و تظاهرات داشتیم نمایشی به نام «سهراب و عصر سنجاقک» را به کارگردانی مرحوم مفید‌ تمرین می‌کردیم که به دلیل شلوغی آن روزها از قید تمرین گذشتیم، همان موقع فریدون خشنود آهنگساز و تنظیم‌کننده این سرود به من گفت: آهنگی دارم، حاضری آن را بخوانی؟

من ابتدا قبول نکردم. چون گفتم حرفه من خوانندگی نیست و از طرفی با خودم فکر کردم چه کسی در این شلوغی حوصله آهنگ شنیدن دارد. ولی فریدون خشنود اصرار داشت که چون این فریاد از دل مردم بیرون می‌آید لاجرم بر دلشان هم می‌نشیند.

 انگار او می‌دانست که این سرود ماندگار خواهد شد. در هر صورت قبول کردم و برای ضبط آن به استودیو صبا رفتیم اما این که چه کسانی با ما بودند و چند نفر می‌شدیم را درست به یاد ندارم. فقط یادم است که دو بار این سرود را در منزل آقای خشنود تمرین کردیم و دو بار هم در زیرزمین در استودیو صبا.


اما این سرود برای خود رویگری چندان ماندگار نشده، چون می‌گوید: دیگر پیش نیامد تا این سرود را بخوانم. یکی دوبار در تلویزیون و در برنامه‌های زنده قسمت‌هایی از آن را خواندم  ولی به هرحال مربوط به سالها پیش است و لذا الان چیز زیادی به یاد ندارم.


رضا رویگری اخیراً کاستی به نام غوغا به بازار فرستاد که با وجود فروش نسبتاً خوبش آن‌طور و مثل این سرود گل نکرد.

از مردم الهام گرفتیم
فریدون خشنود آهنگساز و تنظیم کننده این سرود است. او که چند همکاری با علیرضا افتخاری برای تولید کاست‌های دل را ببین و چلچله انجام داده درباره شکل‌گیری این سرود می‌گوید: زمستان سال 57 شب‌های سردی داشت و ما زمانی کار را شروع کردیم که تازه حکومت نظامی اعلام شده بود. از 8 شب خاموشی شروع می‌شد.

تنها صدایی که در آن شب‌های تاریک، خلوت و سرد شنیده می‌شد صدای الله اکبر و رگبار مسلسل بود که گاهی قطع می‌شد و گاهی با هم آوایی چندین نفر ادامه می‌یافت.
 خشنود که تحصیلکرده رشته موسیقی است ادامه می‌دهد: به عنوان یک آهنگساز تحت تأثیر هارمونی و هماهنگی صدای الله اکبر از پشت بام خانه‌ها قرار گرفتم.


او اضافه می‌کند: یک سرود به 2 گونه خوانده می‌شود: اول این که یک آهنگساز مکلف است با شرایط خاص روی یک شعر، ملودی بسازد و دوم آن که آهنگساز در چارچوب احساس شعر قرار بگیرد، یا گاهی بنابر احساس خودش ملودی تنظیم کند، اما چیزی که در باره این سرود جالب است بدانید این که تحت تأثیر هیچ‌کدام نبود، منبع الهام این موسیقی خود مردم بودند و فریاد الله‌اکبرشان.

 ایران ایران بود و رگبار مسلسل‌ها و در کنارش مرگ و عصیان و طوفان، پس سازنده این موسیقی و آهنگ آن خود مردم بودند. خشنود در باره اجرای این سرود می‌گوید: «ما هیچ استودیویی برای ضبط این کار نداشتیم، با دوستان هماهنگ کردیم تا پیش از حکومت نظامی وارد استودیو شویم.

 از طرفی به نوازنده‌های ارکستر سمفونیک دسترسی نداشتیم، لذا مجبور شدیم با طبل و سنج و بعد مقداری زنجیر که به داخل استودیو برده بودیم موسیقی بسازیم. درها را محکم بستیم و شروع به ضبط آهنگ در این استودیو کردیم.


آهنگساز سرود الله الله در باره خواندن این سرود با صدای رضا رویگری هم می‌گوید: برای این کار نیاز به صدایی ناآشنا و غیرحرفه‌ای داشتیم که تا حالا شنیده نشده باشد، به همین خاطر سراغ رضا رویگری رفتیم که هم صدای خوبی داشت و هم این که یک جوان مبارز انقلابی بود که بعضی وقت‌ها تفنگ به دوش حرکت می‌کرد، ایشان را دعوت کردیم و کار را شروع کردیم.


شعر این سرود را حسین سرافراز گفته است، خشنود در این رابطه اضافه می‌کند: به حسین سرافراز گفتم ما داریم صحبت از ترانه‌ای می‌کنیم که برای خود مردم است و راجع به ایران است، راجع به کسانی که شهید می‌شوند و از آنها یتیمانی به جای می‌ماند. ما می‌خواهیم فریاد بزنیم که فردا که بهار می‌شود، در اوج خدا هستیم.


 سرافراز با توجه به این ملودی که من می‌گفتم، ترانه‌ای تنظیم کرد که اتفاقاً گرفت. او در رابطه با این که چه مدت طول کشید تا این ترانه و آهنگ تولید و ضبط شود هم می‌گوید: ما یک صبح تا شب یعنی یک روز کامل این ترانه را تکمیل و آهنگ آن را ضبط کردیم کار پیچیده‌ای هم نبود.


خشنود در رابطه با این که چند نفر او را برای ضبط آهنگ یاری کردند می‌گوید: استودیو صبا آن زمان 16 تراک آورده بود، یعنی این که خط ملودی کار را من با پیانو مشخص کرده بودم و یک بار از ابتدا تا انتها آن را با پیانو زدم و روی باند ضبط شد، بعد برگشتیم ریتم را اجرا کردیم و بعد سنج و زنجیر و طبل را که همه‌اش را خودم می‌زدم به آن اضافه کردیم.

 همراه ما یکی از دوستان صدابردار بود که به ما کمک کرد. او در باره دکلمه میان سرود هم می‌گوید: من سعادت این را دارم که قرآن را با صوت بخوانم. آیه‌ای هست که وقتی آن را می‌خوانم سخت هیجان زده می‌شوم و معنای آیه هم گویای زبان دل مردم در آن زمان بود.


این آیه 30 سوره سجده است که می‌گوید: «آنان که گفتند خداوند، پروردگار ماست و براین ایمان پایدار ماندند، حاضر نشدند بنده غیرخدا شوند و حکومت غیرخدا را پذیرند، فرشتگان رحمت بر آنها نازل ‌شوند و مژده دهند که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی نداشته باشید که شما را به همان بهشتی که پیامبران وعده دادند بشارت باد».

به همین خاطر از این آیه در این سرود استفاده کردم. او ادامه می‌دهد: بعد از آن که این سرود ضبط شد آن را مخفیانه به صورت کاست در دانشگاه‌ها، مساجد و مدارس پخش می‌کردیم. اما 3 سال پیش این سرود را با ارکستر سمفونیک مرکز موسیقی صدا و سیما ضبط کردیم، یکبار با صدای رضا رویگری و بار دیگر با صدای حمید غلامعلی، محسن حسن‌زاده، چنگیز حبیبیان و فریدون بیگدلی که هر کدام آن را مجدداً خواندند.


جالب است بدانید که آیه قرآن را «بشیر جزایری» که عرب زبان بود خواند و ترجمه آن با صدای «مهران دوستی» خوانده شد.

صدابرداری آن را هم «فریدون مطیر» انجام داد. خشنود درباره استقبال مردم از این کار می‌گوید: جالب است با این که زحمت زیادی برای آن کشیده شد اما مردم همچنان خواستار همان صدای اولیه بدون آهنگ ارکستر سمفونی هستند، چون این آهنگ با خاطرات آنها گره خورده است.

منبع:www.hamshahrionline.ir/News/?id=15932

دسته ها :
آخرین اقدام و حماسه 22 بهمن
ایران- دریابان علی شمخانی*:
علت اوج‌گیری مقطعی تهدیدات آمریکا حول‌وحوش زمان اعلام استراتژی جدید بوش در عراق علیه ایران چه بوده است و چرا این تحرک به شکل سینوسی است؟

چرا ایالات متحده آمریکا در چارچوب همان نیت اعلام کرد که سفیر آن در عراق زلمای خلیل‌زاد در روز چهارشنبه هفته گذشته مدارک دخالت ایران در عراق را افشا خواهد کرد؟

چرا بعد از 2 عملیات حمله به منطقه سبز و اربیل علیه نیروهای ایران، این عملیات‌ها تداوم پیدا نکرد؟ چرا همزمان با آن اقدامات تهدیدی در جهت تقویت نیروهای آمریکایی به قول پوتین با ترکیبی که فاقد توجیه برای عراق است عملیات تقویتی در شرف انجام است؟

چرا بعد از سفر ایوانف به ایران و سفر لاوروف بعد از آن به آمریکا، وزیر خارجه روسیه اعلام کرد که آمریکا قصد حمله به ایران را ندارد؟ و عدم حمله به ایران توسط اسنو سخنگوی کاخ سفید چند بار و نیز وزیر دفاع آمریکا در اسپانیا در جلسه ناتو بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر تهدید منافع آمریکا در هر کجای دنیا بیان شد.

چرا در همین فضا همزمان با اوج‌گیری احتمال اقدام نظامی علیه ایران، احتمال اقدام نظامی توسط اسرائیل هم شدت می‌یابد؟ شدت این مجموع بیانات به حدی بود که پوتین از تجمع نیروهای آمریکایی در خلیج‌فارس اظهار نگرانی می‌کند.

چرا به‌یکبارگی همه آن جو با تکذیب و عدم داشتن نیت و فقدان برنامه و این‌که اقدام نظامی ضرورتی ندارد توسط همان گویندگان بیان می‌شود؟ و نیز در کنار آن به‌نوعی توان فنی ایران در مسائل هسته‌ای کمتر از ادعای ایران و دارای مشکلات (مقاله نیویورک تایمز) و جزورالم پست و نیز تکنولوژی P1 به‌عنوان تکنولوژی غیربومی بیان می‌شود. آن شدت و این کاهش در 2 مقطع زمانی متصل چه هدفی را دنبال می‌کند؟

آیا آن شدت برنامه درازمدت‌تر از مقطع فعلی است و مخاطب آن کیست. منطقه است درون آمریکاست، ایران است. یا اعضای شورای امنیت و یا این‌که همه آنهایی که ذکر شدند هستند و این تنزل شدت برای عبور از شرایط زمانی خاص و مقطعی است.

وقتی گفته می‌شود شرایط زمانی یعنی نزدیک شدن به 2 اسفند و پایان مهلت 60 روزه شورای امنیت و تمرکز تلاش برای صدور قطعنامه سوم علیه ایران، حفظ اجماع نیازمند عبور از فضای تهدید است.

باید به یاد داشت که در آستانه صدور قطعنامه دوم بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل اصولاً قابلیت ساختاری سازمان بین‌المللی را در ارتباط با ایران به چالش کشید و این سؤال را مطرح ساخت که اگر شورای امنیت به‌عنوان نهاد حافظ صلح و امنیت قادر به مقابله با برنامه هسته‌ای ایران که به‌زعم او و رفقای انگلیسی قادر به انجام وظیفه نیست ناتوانی این نهاد را به اثبات خواهد رساند.

این‌بار نیز آغاز و تشدید فضای تهدید، و به یکبارگی تکذیب و نفی آن برای این است که به قول اولمرت نخست‌وزیر اسرائیل در آخرین گفته‌هایش چنان‌چه کشورهای اروپایی و آمریکا، چین و روسیه ائتلافی تشکیل دهند آنها می‌توانند خساراتی را به اقتصاد ایران وارد سازند تا در موضع خود تجدیدنظر کند و ضرورتی ندارد که برای توقف برنامه هسته‌ای ایران از اقدام نظامی استفاده کرد.

آیا آن تهدید برای این نیست که هر کس جنگ نمی‌خواهد باید ایثار و فداکاری خود را در صحنه قطعنامه سوم علیه ایران بکار بگیرد! و البته تردیدی نیست که سخنرانی وزیر دفاع آمریکا بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری است که ایالات متحده آمریکا نسبت به پیامدهای قاطع و همه‌جانبه ایران برحذر داشته شد و پاسخ وزیر دفاع آمریکا دارای 2 وجه است هم عمل در چارچوب معادله‌ای که در بالا بدان اشاره شد یعنی استفاده از توپخانه تهدید برای حفظ اجماع و هدایت پرونده هسته‌ای ایران به‌سمتی که آمریکایی‌ها می‌خواهند و از طرف و وجه دیگر بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری نگران از کنترل خارج شدن اوضاع  و وقوع حوادثی در زمان و جغرافیایی غیرحساب شده و خارج از آمادگی‌های زمانی آنها است.

لذا بیان این‌که طرحی برای حمله به ایران وجود ندارد را نیز از این زاویه باید نگریست.

ولی به هر حال حتی اگر این را هم بپذیریم که امروز اجماع مهم‌تر از اقدام است و سخنرانی‌های تند و اقدامات تکمیل‌کننده آن در حوزه نقل و انتقالات و تغییرات فرماندهی‌های مختلف و سؤالات از فرماندهان جدید در کنگره که بوی پاسخ‌گیری نسبت به بعضی نگرانی‌های احتمالی را برای آنها دارد. همه در آن چارچوب است.

در این صورت این سؤال مطرح خواهد شد آیا قطعنامه سوم آخرین اقدام است و اقدام بعد از آن‌، چه خواهد بود. این سؤال را در بررسی عملیات روانی و نیز غافلگیری استراتژیک در مجالی دیگر باید پاسخ داد.

آن‌چه که مسلم است راهپیمایی 22 بهمن و حضور پرشور مردم که نیازمند ابراز ارادت و تشکر از مردم است، در این محاسبات مؤثر خواهد افتاد و مهم‌تر از آن شکل‌گیری و ارائه انسجام ملی در درون حاکمیت نیازمند بایدها و نبایدهایی است که هم به‌نوعی انجام آن به شکل پاسخ و شکرانه حضور مردم است و هم به این دیوار آهنین از بیرون هیچ تیری کارگر نخواهد بود.

*عضو شورای راهبردی روابط خارجی

منبع:www.hamshahrionline.ir
دسته ها :
انقلابی فراتر از عالم مدرن
ایران- دکتر موسی نجفی:
نزدیک به 3 دهه از تحول بزرگی که «انقلاب اسلامی» خوانده می‌شود می‌گذرد؛ این تحول بزرگ از همان ابتدا نه‌تنها به عمر نظام سلطنتی در ایران پایان داد بلکه دوران جدیدی را در بطن ماهیت وجودی‌اش نوید می‌داد.

هرچند که پایان نظام سلطنتی و افول سلطه سیاسی – اقتصادی غرب در ایران کار بسیار مهمی بود ولی در صحنه معادلات جهانی و روابط بین‌الملل می‌توان شاهد فروپاشی نظام‌های وابسته دیگری هم بود.

شاید از همین منظر انقلاب نیکاراگوئه و یا انقلاب کوبا نیز تحول بزرگی در تغییر رژیم‌های قبلی کشورشان بوده‌اند و یا تحولات سیاسی در ونزوئلا و یا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و یا بلوک شرق نیز در جای خود مهم تلقی شوند

اما قسمت دوم یعنی جایگزینی و شرایط بعد از تحول و پایان وضعیت قبلی مطلب مهمی است که فقط در سایه خروج از سلطه سیاسی غرب امکان‌پذیر نبوده و خروج از «دایره بسته مدرنیته» و «عالم مدرن» را می‌طلبد، از این نظر سایر تحولات و یا حتی انقلاب‌های معاصر نتوانسته‌اند در این زمینه حرف جدی و درخور توجهی از خود داشته باشند.

انقلاب اسلامی در حقیقت ساحت مادی و نگرش تک‌بعدی چندین قرن دنیای مدرن را به انسان و عالم و هستی جامعه بشری مورد سؤال قرار داد و این تحول مهم بود که زمینه دگرگونی در فرهنگ، اقتصاد و سیاست و مسائل اجتماعی دیگر را در ایران رقم زد.

در حقیقت می‌توان آن‌ را به‌عنوان نوعی «شالوده‌شکنی سکولاریزم» که پایه اصلی «گفتمان مدرن» است تعبیر نمود از همین دیدگاه و نگرش که مهم‌ترین بعد انقلاب اسلامی از آن یاد می‌شود می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که انقلاب اسلامی ایران در سایه سنت آن هم اندیشه دینی به‌نحو بارزی معنویت و پیام آسمانی را نه‌فقط در روابط فردی و یا در حاشیه زندگی بلکه در شئونات مختلف حیات انسانی و جامعه جدید وارد نموده است.

این‌که در عصر جدید و در عالم مدرن و یا حتی «پست‌مدرن» و در غوغای «جهانی‌سازی»، انقلابی برکنار از تمامی این ریشه‌ها و مفاهیم و افق‌ها در ساحتی جدید، به برپایی جامعه دینی می‌نشیند خود نسبتی جدید است که ابعاد آن در قالب یک نهضت ضدسلطنتی و یا حتی یک نظام دینی محدود نمی‌ماند، بلکه دامنه آن در بعد تمدن‌سازی نوعی جوهر افول یابنده تمدن غرب را مطرح می‌سازد.

در اینجا دو آفت مهم طی یک دهه اخیر انقلاب اسلامی را تهدید نموده است؛ اول اینکه مطرح نمودن افق‌های انقلاب اسلامی در حد معیارهای عالم مدرن نوعی محدودسازی این حرکت مهم را نشان می‌داده است و ایران را به یک‌صد سال قبل یعنی دوران مشروطیت نزدیک می سازد و مطلب دوم این‌که بی‌توجهی به ابعاد فرهنگی و برنامه‌ریزی‌های کلان «نظریه‌پردازانه» برای سنوات و دهه‌های بعدی انقلاب اسلامی، افق‌های متعالی و آرمان‌های والای انقلاب اسلامی را غیرشفاف نموده و نوعی «روزمرگی» و قرار گرفتن در فضاهای عالم مدرن را در پی داشته است این مسئله در حقیقت تحمیل ایده و آرمان برای انقلابی است که جوهره آن فراتر از ایده‌ها و آرمان‌های دنیای مدرن است.

منبع:همشهری آنلاین
دسته ها :
زمینه های شکل گیری و تکامل انقلاب چاپ ایمیل
Saturday, 20 December 2008-12:07

در برنامه گذشته به وضعیت جهان اسلام و سیطره استعمار غربی بر کشورهای اسلامی به هنگام پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، اشاره کردیم . در این زمینه توضیح دادیم که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، امواج بیداری اسلامی و آگاهی سیاسی را در میان مسلمانان جهان گسترش داد . همچنین در بحث عوامل شکل دهنده انقلاب اسلامی ایران ، نظامی گری ، وابستگی اقتصادی رژیم شاه و تبعیض و فقر در جامعه آن روز ایران ، تشریح شد . اکنون به سایر عوامل آغاز نهضت اسلامی مردم ایران ، یعنی دیکتاتوری، وابستگی و نقض فاحش حقوق بشر توسط رژیم پهلوی ، می پردازیم .

رژیم پهلوی از ابتدا بر دو پایه وابستگی به خارج و دیکتاتوری و سرکوب مردم در داخل استوار بود . رضاخان ، بنیانگذار سلسله پهلوی ، فردی خشن ، خودرأی و بی تدبیر بود . در طول 16 سال پادشاهی وی ، مردم ایران به شدت سرکوب شدند و خفقان مطلق بر کشور حاکم بود . فرزند رضا خان ، محمد رضا پهلوی ، اگرچه در ابتدا مجال نیافت تا همانند پدرش فضای خفقان را بر ایران حاکم کند ، اما پس از کودتای امریکایی - انگلیسی سال 1953 علیه نهضت ملی کردن نفت در ایران ، محمد رضا نیز به سرکوب و نقض بیشتر حقوق اساسی مردم ایران پرداخت . در واقع هرچه به سالهای آخر حکومت مستبدانه شاه نزدیک می شویم ، فضای خفقان و خشونت علیه مردم ، تشدید می شود .
سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاه موسوم به " ساواک " نهادی بود که ماموریت اصلی بازداشت ، سرکوب و شکنجه مردم را برعهده داشت . ماموران این سازمان توسط عوامل سازمان جاسوسی امریکا - سیا - و سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی - موساد - تعلیم می دیدند . آنها جدیدترین و مؤثرترین روشهای شکنجه و آزار زندانیان را از این سازمانهای جاسوسی فرا می گرفتند . در زندانهای رژیم شاه ، هزاران مبارز و مخالف آن رژیم تحت شکنجه های مخوف و زجرآور قرار می گرفتند و گاه زیر شکنجه جان می سپردند . البته در حکومت شاه فقط فعالیتهای سیاسی و چریکی ، زندان و شکنجه را در پی نداشت ، بلکه حتی سخن اعتراض آمیز و یا خواندن کتابی از یک نویسنده مخالف رژیم پهلوی ، بهانه ای برای دستگیری فرد و شکنجه او می شد .
از نکات قابل تامل در خصوص استبداد و خفقان دوران حکومت شاه در ایران ، حمایت همه جانبه دولتهای غربی ، به ویژه امریکا از این حکومت دیکتاتوری بود . دولتهای غربی همواره مدعی حمایت از حقوق بشر ، آزادی و دموکراسی هستند ، اما قبل از انقلاب اسلامی هیچ یک از حقوق طبیعی و اساسی مردم ایران ، رعایت نمی شد و آنها به شدت سرکوب می شدند . با این حال ، حاکمان واشنگتن بارها حمایت خود را از رژیم شاه اعلام کرده بودند . جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا که ادعا می کرد درصدد گسترش دموکراسی و حقوق بشر در کشورهای جهان است ، به هنگام دیدار از ایران در سال 1979 ، خطاب به شاه گفت : « ایران همانند جزیره ثبات در یکی از مناطق ناآرام جهان است . این بهترین ستایشی است که می توان از شما ( شاه) و رهبریتان ، احترام، ستایش و عشقی که مردمتان به شما ابراز می دارند ، به عمل آورد.»
شاه با آن که قانون اساسی را در جهت افزایش قدرت خود تغییر داده بود ، حتی به این قانون نیز وفادار نبود . هیچ حزبی به جز دو حزب وابسته به رژیم ، حق فعالیت نداشت . این دو حزب نیز در سال 1975 منحل و حزب رستاخیز به رهبری شاه ، تأسیس شد و ایرانیان مجبور به عضویت در آن شدند . این در حالی بود که پارلمان ایران نیز به پارلمانی فرمایشی تبدیل شده بود و تنها کسانی عضو آن می شدند که مورد تایید حکومت بودند . در مجموع ، تنها اراده شاه بر کشور حاکم بود و آزادی انتخابات ، احزاب و مطبوعات ، در جامعه ایران وجود نداشت و هر صدای مخالفی در نطفه خفه می شد . شاه در اکتبر سال 1973 در مصاحبه ای با اوریانا فالاچی روزنامه نگار ایتالیایی ، در یک اعتراف صریح گفت : « من کاملا" آگاهم که شاهی که نباید برای چیزهایی که می گوید و کارهای که می کند ، حساب پس بدهد ، به طور اجتناب ناپذیری تنها خواهد بود . » در ادامه این مصاحبه ، شاه گستاخانه مدعی شده است که به او وحی می شود و از حمایت الهی برخوردار است .
نکته عجیب این است که شاه تصور می کرد مردم ایران با او و سیاستهای ضد بشری اش موافق هستند . درحقیقت یکی از دلایل اینکه رژیم پهلوی و دستگاههای امنیتی آن نتوانستند قیام مردم ایران را پیش بینی کنند ، همین توهم شاه بود . یعنی شاه و حامیانش تحلیل درستی از اوضاع و شرایط ایران نداشتند و درک نمی کردند که مردم ایران تا چه حد از وابستگی و تبعیت شاه از سیاستهای غرب ، به ویژه امریکا متنفر هستند . علاوه براین ، رابطه نزدیک حکومت شاه با رژیم صهیونیستی ، افکار عمومی مردم ایران را به شدت ناراضی و خشمگین کرده بود . در واقع رابطه اقتصادی ، سیاسی و امنیتی شاه با رژیم صهیونیستی ، از جمله دلایل مهم تشدید مخالفت مردم ایران با وی بود .
از دیگر عوامل وقوع انقلاب بزرگ مردم ایران ، تهاجم فرهنگی حکومت پهلوی به اعتقادات و باورهای دینی مردم مسلمان ایران بود . 98 فیصد از مردم ایران ، مسلمان هستند و از احساسات عمیق و ریشه دار مذهبی برخوردارند . به همبن دلیل تهاجم همه جانبه رژیم پهلوی به دین اسلام ، به طور طبیعی با واکنش و اعتراضات گسترده مردم مواجه شد . رژیم پهلوی از اولین سالهای تاسیس آن ، بی احترامی به اعتقادات و جلوگیری از انجام فرایض دینی مردم را آغاز کرد . لازم به یادآوری است که در مقطعی از حکومت پهلوی اول ، برگزاری مجالس عزاداری برای امام حسین (ع) ( نوه پیامبر اسلام ) و حتی رعایت پوشش اسلامی برای بانوان ممنوع شد . البته مردم مسلمان ایران در برابر این اقدامات ناهنجار و مخالف دین که از لائیسم غربی سرچشمه می گرفت ، مقاومت می کردند . در دوران شاه ، برای مبارزه بنیادی با فرهنگ و باورهای دینی مردم ایران ، دو جریان غربگرایی و باستانگرایی از طریق رسانه ها و دستگاه های تبلیغاتی رژیم ، ترویج و تقویت می شد .
شاه از نظر شخصیتی ، غربگرا و شیفته غرب بود و می کوشید مظاهر فرهنگ مادی غرب را بر جامعه ایران ، تحمیل کند . این در حالی بود که ایران ، تمدنی کهن و فرهنگی کاملا" متفاوت از غرب دارد . در آن زمان با شیوه های مختلف در رسانه ها ، در جامعه و مراکز آموزشی ، فرهنگ غربی تبلیغ می شد . البته آنچه از فرهنگ غربی توسط دستگاههای تبلیغاتی وابسته به حکومت پهلوی تبلیغ و ترویج می شد ، بی دینی ، نفی سنتها و فرهنگ بومی و بی بند و باری بود . یان ریچارد ( Yann Richard ) اسلام شناس فرانسوی در توضیح مخالفت مردم ایران با غرب در قبل از انقلاب اسلامی ، می نویسد : « بعد از دهه 1960 با توجه به غربگرایی فزاینده حکومت پهلوی و نارضایتی طبقات مردم ، ضدیت با سیاستهای غربگرایانه رژیم پهلوی در تمام زمینه ها وارد تفکر مردم مسلمان ایران شد و مسئله بازگشت به هویت فرهنگی درمیان ایرانیان در اولویت قرار گرفت . »
از طرف دیگر ، رژیم شاه از روی عمد ، تاریخ ایران در دوران قبل از اسلام را ترویج می کرد و می کوشید از آن در جهت منافع خود و تضعیف اسلام ، بهره بگیرد . وی با طرح افتخارات پادشاهان باستانی ایران ، قصد داشت خود را جانشین و وارث امپراتوری آنها معرفی کند . شاه در این راستا ، جشنهای دو هزار و پنجصدمین سالگرد پادشاهی در ایران را با دعوت از رؤسای جمهور ، پادشاهان و مقامات دیگر کشورها در سال 1971 ، برگزار کرد که هزینه بسیار سنگینی برای ملت ایران داشت . این درحالی بود که اقشار ضعیف جامعه ایران با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم می کردند . وی حتی در سال 1976 تاریخ ایرانیان را که مبداء آن هجرت پیامبر گرامی اسلام است ، به تاریخ شاهنشاهی تغییر داد تا به زعم خود ارتباط تاریخی مردم ایران را با گذشته پر افتخار اسلامی خود قطع کند .

رژیم پهلوی تصور می کرد با ترویج فرهنگ غربی و تمسک به تاریخ ایران باستان ، می تواند اعتقادات دینی مردم ایران را تحت الشعاع قرار دهد و به تدریج هویت و ایمان اسلامی آنها را کمرنگ کند . وی همچنین با روحانیت ، به ویژه علمای مخالف خود چون امام خمینی (ره) به شدت برخورد و آنها را زندانی و تبعید می کرد . اما خلاف پندار شاه ، اقدامات اسلام ستیزانه وی بر خشم مردم ایران از رژیم پهلوی افزود و آنها را به سوی اسلام ، روحانیت و جمعیت های با گرایش اسلامی سوق داد . در این موقعیت حساس ، ملت ایران با درکی هوشمندانه از شرایط تاریخی و بین المللی ، درصدد برآمد از نظام دیکتاتوری پهلوی رهایی یابد و دست متجاوزان بیگانه را از سرزمین ایران کوتاه کند . ملت ایران ، در مسیر پرفراز و نشیب مبارزه ، از رهبری برجسته نظیر امام خمینی ( ره ) الهام می گرفت که با ایمان ، مبارز ، شجاع و زمان شناس بود . مردم ایران با پیروی از چنین رهبری ، کوتل های سخت و خطرناک مبارزه را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتند تا به تدریج چشم انداز پیروزی را در افق مشاهده کردند .

 

منبع:http://dari.irib.ir
دسته ها :
احیای تفکر دینی در جهان چاپ ایمیل
Monday, 19 January 2009-17:33
تفکر دینی ، نوعی اندیشه مبتنی بر ارزشهای معنوی و الهی است و احیای تفکر دینی درواقع ، به چرخش درآوردن منظومه فکری و عملی انسان در مدار اصول ثابت دینی است . این پدیده طی سه دهه گذشته ، توجه محققان و جامعه شناسان جهان ازجمله دنیای غرب را به خود معطوف کرده است . تفکر دینی که موضوع صدها همایش ، مقاله و گزارش تحقیقی در مجامع علمی و رسانه های جمعی جهان شده است ، احیاگری بزرگ به نام " امام خمینی " دارد و از ‌یک جغرافیا به نام ایران اسلامی ، تجدید حیات آن ، آغاز شده است .

در سالهای پایانی دهه هفتاد ، نسیم روح بخش انقلاب اسلامی در گستره ایران وزیدن گرفت و فرهنگی مبتنی بر اخلاق همراه با علم، معنویت توأم با مادیت و همزیستی به جای تقابل را مطرح کرد . اندیشه پاک انقلاب که از آئین اسلام نشات گرفته ، به مذهب جانی تازه بخشید و ایده تسلیم و همسویی انسان با اراده خداوند را دوباره در جهان منتشر ساخت . انقلاب اسلامی با زدودن اندیشه های الحادی ، تعریفی نوین از انسان ارائه داد ، مبنی براینکه انسان نه به عنوان یک ابزار ، بلکه به مثابه موجودی متعالی ، شایسته تکریم و سرافرازی است . انقلاب اسلامی بدون اینکه نقش امکانات مادی را در سامان بخشیدن به امور زندگی انکار کند ، این پیام را گسترش داد که عزت انسان در بطن دین و ارزشهای عالی معنوی نهفته است و تنها با ادامه دادن به راه پیامبران بزرگ الهی چون موسی (ع) ، عیسی (ع) و محمد (ص ) می توان روح عدالت و انسانیت را در جهان جاری ساخت .

" میشل فوکو " جامعه شناس فرانسوی معتقد است : " محور و قطب اصلی انقلاب اسلامی ایران ، معنویت گرایی است . این انقلاب به جای آنکه بازگشت به ارزشهای کهن باشد ، درصدد ارائه تعریف جدیدی از عقلانیت است . عقلانیتی که در آن معنویت ، جایگاه ویژه ای دارد . این ویژگی ، انقلاب اسلامی را از سایر انقلابها متمایز کرد و آن را به الگویی جدید تبدیل نمود . " فوکو که به انقلاب اسلامی علاقمند است ، از انقلاب اسلامی به عنوان " نخستین انقلاب فرا مدرن " و در تعبیر دیگر ،‌ " ‌مدرن ترین شکل قیام " یاد کرده است .
" آنتونی گیدنز " Anthony Giddens جامعه شناس مشهور انگلیسی می گوید : " غول های فکری جامعه شناسی ، یعنی مارکس ، دورکیم و ماکس وبر، با کم و بیش اختلافاتی ، روند حرکت عمومی جهان را به سمت سکولاریزیشن و به حاشیه رفتن دین می دیدند . ولی از آغاز دهه هشتاد و با انقلاب اسلامی ایران ، شاهد تحقق عکس این قضیه هستیم . یعنی سیر تطور عمومی جهان ، روندی معکوس را آغاز کرده و به سمت دینی شدن و معنویت گرایی به پیش می رود . "

از نگاه " محمد حسین هُدی " اندیشمند مسلمان مقیم اتریش : « اگر بنا باشد تاریخی را برای بازگشت انسان به هویت دینی در نظر بگیریم ، سال 1979 میلادی است . یعنی مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی ایران که خیزش عظیمی را در تفکرات دینی در تمام ادیان بوجود آورده است . » وی می افزاید : « آمارهایی که درمورد احیای تفکر دینی گرفته شده ، نشان می دهد که تقریبا" 70 درصد مردم اروپا احساس دینداری می کنند . در تمام ادیان و حتی انواع فرقه های مسیحیت ، همه از یک نوع بازگشت به تفکر دینی خبر داده اند و انقلاب اسلامی ایران ، موجب احیای تفکر دینی در جهان شد . »

پس از انقلاب اسلامی ، واژه " بنیادگرایی اسلامی " از سوی رسانه های غربی مطرح شد . این واژه با اهدافی مغرضانه از سوی تحلیل گران سیاسی برای مخدوش ساختن وجهه انقلاب اسلامی و همچنین پیشگیری از موج اسلام گرایی بکار گرفته شد . درعین حال ، تکرار این واژه از سوی رسانه ها ، حاوی پیامی خاص بود و آن اینکه ، گرایش به اسلام در جهان رو به افزایش است . درعین حال ، پس از انقلاب اسلامی ، گرایش به دین و معنویت در سطحی وسیعتر نیز در کشورهای مختلف جهان مشاهده می شود . به دنبال روشنگری های امام خمینی ، در برخی از کشورهای امریکای لاتین ، دهها کشیش خواستار تجدید نظر در آئین کلیسایی واتیکان با هدف ترویج و تقویت الهیات رهایی بخش شدند . تحرکاتی دیگر از این دست در سایر کشورها نیز مشاهده شد . به تدریچ صدها کتاب با موضوع نقش مذهب در صحنه سیاست و اجتماع ، وارد بازارهای نشر شد و بسیاری از دانشگاهها و محافل علمی به تحقیق درباره دین پرداختند .

با توسعه جریان دین گرایی در جهان ، مؤسسات پژوهشی و تحقیقی غربی به این نتیجه رسیدند که طی سالهایی که از ظهور انقلاب اسلامی در ایران گذشته ، تفکر دینی آهنگی رو به رشد یافته است . در جهان اسلام ، خود آگاهی اسلامی به ویژه در میان جوانان افزایش یافت و مسلمانان در به کارگیری معیارهای اسلامی و پایبندی به ارزشهای اعتقادی جدی تر و راسخ تر شدند . " اسلام " برای مسلمانان ، ازجمله مسلمانان اروپای شرقی به عنصر اصلی هویت ملی و اعتقادی تبدیل شد . شمار کشورهای مستقل اسلامی از 46 کشور در سال 1979 به 56 کشور در سال 1997 افزایش یافت . هم اینک نیز ارزشهای دینی و اخلاقی ، به صورت مستمر و منظم در مناطقی خارج از جهان اسلام ، جای خود را باز می کند . تفکر بی دینی ، از رونق افتاده و این باور در جهان رو به گسترش است که ادیان ، شیوه صحیح زندگی را ارائه می کنند . در همین راستا ، تعداد جنبشهای اصولگرای دینی که سازمان یافته اند ، رو به افزایش است .

" محمد لنسل " ، رئیس مرکز فرهنگی تجدید حیات اسلام در اتریش ، طی مقاله ای تاثیر انقلاب اسلامی بر اروپا را چنین بیان می کند :
« بی تردید ، انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) ‌نه تنها تصویر تازه ای از اسلام را در اروپا ارائه کرد ، بلکه حتی زندگی غیرمسلمانان را هم دگرگون ساخت . به عبارت دیگر ، ‌امروز حتی در اروپا نیز مذهبی بودن ،‌ ارزش و معنای نوینی یافته است . این عبارت را رئیس جمهوری سابق اتریش در یک سخنرانی اینگونه بیان کرد که انقلاب اسلامی به تمامی افراد مذهبی ، اعتبار و اتکاء به نفس تازه ای ارزانی داشت . "

در عصر ما که اندیشه های غیردینی به بن بست رسیده و پیامدهای مخرب مدنیت مادی ، بشریت را در دستیابی به رستگاری واقعی سرگردان ساخته است ، روند بازگشت به تفکر دینی به عنوان راه اصلی نجات در سراسر جهان ، آهنگ رو به رشدی یافته است . " راینهاردلو " ، مدیر انستیتوت پژوهشهای فلسفی در هانوور آلمان ، در کتابی که خلاصه مباحث 30 تن از متخصصان ، عالمان و فیلسوفان در سمینار " اسلام و مسیحیت در اروپا " را دربر دارد ، اذعان می کند که : « نقش اسلام در بیست سال اخیر قرن ما ، یک جهش و پیشرفت مهم و درعین حال ، شگفت آفرین پیدا کرده است . » وی با توجه به اثرگذاری انقلاب اسلامی در احیای تفکر دینی ، به مسیحیان توصیه می کند که اسلام را بهتر بشناسند و با مسلمانان باب گفتگو را باز کنند .

" دانیل پایپز " Daniel paipes یکی از فعالان انجمن سیاست خارجی ایالات متحده امریکا نیز به این نتیجه رسیده است که درباره مذهب بیشتر تحقیق کند. وی می گوید : " باید بپذیریم که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای ما امریکایی ها ضروری است که زمینه ای جهت مطالعه و تحقیق پیرامون مذهب فراهم آوریم . "
مجموع این گونه اظهارات حاکی از این واقعیت است که انقلاب اسلامی ، خیلی زود روحهای تشنه معنویت را جذب کرد و راه جدیدی مبتنی بر ارزشها و فضیلتهای انسانی را نمایاند . این خود ، کارآمدی انقلاب اسلامی را در عرصه جهانی روشن می کند . به تعبیر آیت ا... خامنه ای ، رهبر انقلاب اسلامی : « اگر ما هم اقدام به گسترش مفاهیم و ارزشهای اسلامی و انقلابی نکنیم ، طبیعت این مفاهیم و معارف ، آن است که مثل هوای لطیف و عطر گلهای بهاری ، خود به خود در فضای ذهنیت جهان ، گسترش پیدا می کند . »

  منبع:http://dari.irib.ir
دسته ها :
ایران- گفت‌وگو با امیر سرتیپ ناصر حسینی، جانشین فرماندهی نیروی زمینی ارتش درباره همراهی ارتش با انقلاب.

ارتش را تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی می‌توان تنها نیروی نظامی منسجم دفاعی ایران دانست که در ایام انقلاب نیز با توجه به مردمی بودن بسیاری از لایه‌های فعال در این سازمان پس از اینکه متوجه شدند خواست مردم سقوط رژیم شاه است به این خواست احترام گذاشته و با پیوستن به صفوف ملت، مردمی بودن خود را اثبات کردند.


این تشکیلات نظامی پس از انقلاب نیز با تصفیه جمعی از سران ناسالم خود که براساس روابط ناسالم و وابستگی به رژیم پهلوی به قدرت رسیده بودند، توانست منشاء خدمات فراوانی در طول جنگ تحمیلی و پس از آن باشد و سربازان دلیری چون شهید صیاد شیرازی را تحویل کشور دهد. از این رو سعی کردیم در گفت‌وگویی با جانشین فرماندهی نیروی زمینی ارتش، به بررسی بیشتر عملکرد این سازمان در پیش و پس از انقلاب بپردازیم.

  • ارتش پیش از انقلاب و وضعیت آن را در مقابل با اهداف و خواسته‌های رژیم پهلوی چگونه می‌بینید؟

تاریخ ارتش، بخشی از تاریخ معاصر ملت ایران است و در واقع هر چه در تاریخ ایران اتفاق افتاده، می‌توان نمونه‌هایش را در ارتش هم دید.


ارتش پیش از انقلاب را شاید بتوان به موسی(ع) تشبیه کرد که در دامان فرعون پرورش یافت و سرانجام هم نابودش کرد. ارتش در قبل از انقلاب هم به همین صورت بود. در واقع در آن دوره ارتش به شدت در حال تقویت و ساماندهی بود. بخش عمده‌ای از بودجه کشور در ارتش هزینه می‌شد. رقمی در حدود 20 میلیارد دلار در 5 ساله آخر حکومت شاهنشاهی صرف خرید تجهیزات ارتش شد.


پول از مردم بود اما منافع آن برای آمریکا و دست‌نشانده‌اش بود. این کارها انجام می‌شد و شاه هم راضی بود.  چون این ارتش قرار بود تاج و تخت شاهنشاهی را حفظ کند. اما درون این ارتش اتفاق دیگری در حال وقوع بود.

 مبانی اعتقادی و مذهبی مردم ایران به رغم تمام تلاش‌های رژیم پهلوی به جرأت در اکثریت کارکنان همین ارتش ریشه دوانده بود.  مبانی مذهبی به همراه خود اعتقادات دیگری نیز می‌آورد. اعتقاد به استقلال کشور، اعتقاد به قدرت کشور، اعتقاد به ائمه معصومین(ع)، اعتقاد به همراهی مردم و اینکه نباید زیر سلطه بیگانگان باشند.


 این موضوع را سفیر وقت آمریکا هم متوجه شده بود که حدود یک سال قبل از انقلاب در گزارشی به کاخ سفید مخابره کرده بود: این ارتش با این اعتقادات نمی‌تواند جلوی مردم و انقلاب بایستد و عکس‌العمل نشان دهد. آنها تشخیص داده بودند که ارتش در کوران انقلاب از فرماندهان خود اطاعت نمی‌کند. اینکه ارتش فرمانده دیگری دارد. فرمانده پنهانی به نام امام خمینی(ره) که از ایشان دستور می‌گیرد.


 اگر خوب نگاه کنیم می‌بینیم که ارتش در آن زمان با وجود حکومت پلیسی و دیکتاتوری شاه و ساواک و ... با امام در رابطه است، با روحانیون مبارز و مردم رابطه دارد، ساماندهی شده‌اند، با انقلاب همراهند. این همان مصداق پرورش موسی در دامان فرعون است. دوران پیش از انقلاب یک دوره از تاریخ ارتش ایران و در واقع یک مرحله از حیات این نیرو است.

  • عملکرد ارتش در دوران انقلاب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بخش مهمی از حیات ارتش و یکی از پرافتخارترین دوره‌های آن، دوران انقلاب است. در این دوره ارتش فداکاری‌های زیادی کرد تا خود را به مردم و انقلاب ثابت کند. از غیرمسلح کردن تانک‌ها گرفته تا حضور در صحنه‌های انقلابی و تظاهرات و پیوند با مردم. عکس‌ها و فیلم‌های باقی مانده از آن دوران این موضوع را ثابت می‌کند. در این زمان ارتباط با امام خمینی هم به عینه خود را نشان داد.


 وقتی حضرت امام فرمودند فرزندان من در ارتش پادگان‌ها را ترک کنند، در سریع‌ترین زمان ممکن پادگان‌ها خالی شد یا وقتی به دستور ایشان مبنی بر بازگشت به پادگان‌ها، دوباره اطاعت کردند. حتی قبل از انقلاب هم به صورت جمعی و مخفیانه نزد حضرت امام رفتند و آمادگی خود را برای دفاع از انقلاب اعلام کردند. در این اتفاقات من نقش دین و اعتقاد مذهبی را بسیار پررنگ می‌دانم.

 اینکه امید را در دل مردم و امام زنده نگه داشت و آمریکا و شاه را کاملاً‌ ناامید کرد. اگر این اتفاقات و اعتقادات نبود انقلاب به این سرعت پیروز نمی‌شد. نمونه‌های مشابه انقلاب‌های دیگر را ببینید که چقدر به طول انجامید و چقدر کشته داشتند.

  • مقطع پیروزی انقلاب و دوران بعد از آن را در تاریخ ارتش چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نقش حیاتی ارتش در مرحله سوم یعنی دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است. دقیقاً‌ از روز بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی صاحب ارتشی نمونه در سطح خاورمیانه شد. ارتش تمام تجهیزات، امکانات و قدرتی که از زمان شاه بدست آورده بود در اختیار انقلاب گذاشت و دست الهی و حضور ملکوتی حضرت امام(ره) مانند دم عیسوی در این ارتش دمیده شد و یک ارتش زنده و پویا بعد از انقلاب بوجود آمد.


 همه 29فروردین سال 1358 را به یاد دارند که ارتش اعلام آمادگی کرد و به فرمان امام به خیابان‌ها آمد و رژه رفت و طرفداری خود را از انقلاب اعلام کرد. از حیات بعد از انقلاب ارتش تا امروز 27سال می‌گذرد و حماسه‌آفرینی‌های فرزندان این ملت در ارتش روزبه‌روز بیشتر مشاهده می‌شود. آنها بحران 8 سال دفاع مقدس را با پیروزی پشت سر گذاشتند و سربلند بیرون آمدند.

  • درباره فرار شاه و مقطع 26 دی تا 12 بهمن چه ارزیابی ای دارید؟

شاه خود را فرمانده کل قوا می‌دانست. رده اول ارتش را از معتمدان خود قرار داده بود اما از درجه سرهنگ به پایین همه انقلابی بودند و پیوند نزدیکی با مردم داشتند. تأثیر فرار شاه این بود که فرمانده ارتش حذف شد و عملاً‌ این ارتش در زمان انقلاب توسط فرمانده دیگری به نام امام خمینی(ره) هدایت می‌شد.

 سیستم سلسله مراتبی مختل شد و کسی حرف افسران و فرماندهان را گوش نمی‌داد الا فرمان حضرت امام، فرمانده جدیدش را. مفهوم خروج شاه از ایران این بود که فرماندهان رده بالا هم دیگر پشتوانه خود را از دست دادند و از دور خارج شدند و نهایتاً‌ هم بی‌طرفی خود را اعلام کردند.

  • نقش ارتش در وقایع انقلاب از روز 12 تا 22 بهمن را چگونه تحلیل می‌کنید؟

از لحظه ورود امام پای ارتش در میان بود. امام با بالگردهای ارتش جابه‌جا می‌شدند. مراسم استقبال و ورود امام با حضور ارتش صورت گرفت. حتی ارتش در داخل رادیو و تلویزیون در نظر داشت که مراسم ورود امام را به صورت مستقیم پخش کند اما وجود ژنرالی سرسپرده مانع از پخش مستقیم می‌شود ولی همچنان مراسم ضبط می‌شود. همین اتفاق باعث شورش و بلوا در پادگان‌ها ‌شد و از همان زمان خروج کامل نیروهای ارتشی از سیستم شاهنشاهی شروع شد.

  •  یکی از حساس‌ترین مقطع حیات ارتش از روزهای 22بهمن تا29 فروردین است که هجمه شدیدی علیه ارتش وجود داشت. چگونه ارتش آن مقطع را پشت سرگذاشت؟

 ارتش با کمک نیروهای معتقد و حمایت کامل حضرت امام خود را حفظ کرد. پادگان‌های ارتش مملو از سلاح و مهمات بود. اگر این مهمات و سلاح‌ها میان مردم پخش می‌شد پیش‌بینی اتفاقاتی که می‌افتاد، غیرقابل تصور بود.

همان نیروهای ارتشی انقلابی اسلحه‌ها را حفظ کردند تا به فرماندهان جدید خود تحویل دهند. درایت و رهبری امام که شناخت دقیقی از نیروهای ارتش و مردم داشت نقش بسیار مهمی در حفظ ارتش و مقابله با درخواست‌هایی مبنی بر انحلال آن داشت.


کسانی سعی داشتند که انقلاب اسلامی را از یک بازوی قوی محروم کنند اما امام هرگز به چنین کاری تن ندادند. توطئه‌های زیادی هم وجود داشت مانند جداسازی بخش‌هایی از کشور در کردستان و خوزستان و نهایتاً‌ هم جنگ تحمیلی 8 ساله. حال بدون ارتش چگونه می‌شد این توطئه‌ها را خنثی کرد. این توطئه‌ها درایت و پیش‌بینی امام را در آن زمان نشان می‌داد.

  • پاکسازی ارتش در چه مواردی بود؟

 بنیه ملی و مذهبی در ارتش چنان قوی بوده که خودش را تقویت و بازسازی کند. پاکسازی به موارد و نفرات بسیار کم محدود می‌شد که سرسپردگی‌شان به رژیم طاغوت محرز بود یا اینکه علیه انقلاب درصدد توطئه و مقابله بودند.

اما بخش بسیار زیادی از بدنه ارتش با حفظ سمت و درجه‌ها در ارتش باقی ماندند و در مقابل توطئه‌ها هم ایستادند. این نکته را هم باید در نظر گرفت که در پاکسازی‌‌ها خود نیروهای ارتش اقدام کردند و خارج از آن نهادی اقدام نکرد. کودتایی هم که قرار بود علیه انقلاب انجام شود توسط خود نیروهای داخلی ارتش کشف و خنثی شد.

  • علت گرایش بدنه ارتش با در نظر گرفتن شرایط آن زمان به امام و انقلاب چه بود؟

افسران و درجه‌داران ارتش افراد باسواد و معتقدی بودند. تقریباً‌ تمام آنها در خانواده‌ای مذهبی و معتقد پرورش یافته بودند و اعتقاد مذهبی و عمل به فرامین مذهبی در خون آنها بود. مردم ایران ارادت عجیبی نسبت به اسلام و اهل بیت دارند و به تبع آن نسبت به روحانیون که پیوندی میان مردم و اعتقادات مذهبی برقرار می‌کنند هم احترام قائلند. در نتیجه آن زمان هم نسبت به امام خمینی(ره) علاقه عجیبی وجود داشت.

در ارتش هم همین وضعیت وجود داشت. با این توضیحات قابل پیش‌بینی بود که ارتش در مقابل انقلاب نمی‌ایستد.

  • به نظر شما وارد کردن ارتش به متن انقلاب و استفاده از آن برای برقراری حکومت نظامی اشتباه نبود؟

 نمی‌توان به عنوان اشتباه ذکر کرد. چون بعد از ژاندارمری و شهربانی قدرت نظامی، ارتش بود. ارتش از 17 شهریور وارد جریان انقلاب شد در حالی که برای این کار پیش‌بینی نشده  بود و اصلاً ماهیت آن برای حوادث شهری و مقابله با مردم نیست. اما باید این نکته را در نظر بگیریم که شاه چاره‌ای جز این تصمیم نداشت. انقلاب آن قدر اوج گرفته بود که هیچ نیرویی توان مقابله با آن را نداشت. شاه مجبور بود تا از آخرین سلاحش استفاده کند. اما او شناخت دقیقی از متن و درون ارتش نداشت.


 روی کار آمدن دولت نظامی ازهاری هم تأثیر نداشت و این آخرین تیر ترکش شاه بود و او دیگر کاری نمی‌توانست انجام دهد. شاه وقتی دید که دولت نظامی هم نتوانست کاری کند، مأیوس شد و ایران را ترک کرد.

  •  ارتباط با انقلاب و جمهوری اسلامی را در دوران امروز چگونه می‌بینید؟

 ارتش از بعد از انقلاب پیوند خود را با نظام هر چه بیشتر تقویت کرد و حماسه‌های فراوانی آفرید. مردم ارتش را خوب می‌شناسند. من مصداق این موضوع را استقبال و حضور پرشور مردم در مراسم تشییع پیکر امیر شهید سپهبد علی صیاد شیرازی می‌دانم که به نظرم بعد از مراسم تشییع امام و فرزند برومندش، سومین تشییع بزرگ بعد از انقلاب است.


دستاورد این همراهی و پیوند همین استقلال و توانمندی امروز ماست. دستاوردهای رزمایش‌های ارتش در سالهای اخیر را نباید دست‌کم گرفت. اینها نمونه‌هایی از قدرت نظامی انقلاب اسلامی هستند و لرزه بر دل دشمنان می‌افکنند. ما امروز قدرت بسیار مهم و بزرگی در منطقه از لحاظ نظامی هستیم.

منبع:همشهری آنلاینhttp://www.hamshahrionline.ir
دسته ها :
بسترها و زمینه های شکل گیری انقلاب چاپ ایمیل
Saturday, 20 December 2008-12:06

اکنون در آستانه سی امین سال انقلاب اسلامی قرار داریم ، انقلابی که ماهیت آن با سایر انقلابهای جهان ، متفاوت است . انقلاب اسلامی در فبروری سال 1979 در ایران به پیروزی رسید و بسیاری از معادلات منطقه ای و جهانی را تغییر داد . دشمنان انقلاب اسلامی از همان آغاز ، وعده شکست قریب الوقوع این انقلاب بزرگ و مردمی را دادند . اما هم اینک نزدیک به سه دهه است که انقلاب اسلامی علی رغم همه فراز و نشیبها ، سرافرازانه به حیات پربرکت خود ادامه می دهد و به عنوان الگوی بیداری اسلامی در جهان مطرح است . از نگاه کارشناسان ، تداوم نهضت اسلامی مردم ایران ، مدیون ماهیت الهی و اسلامی آن ، قدرت و صلابت رهبری و پایمردی و استقامت ملت ایران است . اما سؤال مهم درمورد این تحول بزرگ آن است که چرا مردم ایران دست به انقلاب زدند و چه عوامل و زمینه هایی باعث شد تا آنها با رهبری مدبرانه امام خمینی (ره) ، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، بساط رژیم وابسته و مستبد پهلوی و حامیان خارجی آن را برچینند .

برای پاسخ به این سؤال باید تاریخ را ورق بزنیم و به قرن ها پیش باز گردیم . جهان اسلام که با تکیه بر تعالیم و آموزه های اسلام ، تمدنی درخشان را در تاریخ عرضه کرده بود ، به تدریج گرفتار انحطاط و رکود شد . مسلمانان به دلیل عوامل متعدد اجتماعی و فرهنگی بویژه دوری از اندیشه های مترقی اسلام ، از شکوه و عظمت دیرینه باز ماندند و حرکت رو به به جلوی آنها کُند شد . دولت های غربی با استفاده از سستی و غفلت مسلمانان ، سلطه استعماری خود را بر ملت های مسلمان گسترش دادند . ایران نیز به عنوان بخشی از جهان اسلام که زمانی پرچمدار علم و دانش بود ، از یک سو گرفتار رکود علمی و فرهنگی شد و از سوی دیگر مداخلات بیگانگان ، ملت ایران را از تحرک و پیشرفت باز داشت . درواقع نفوذ مخرب و غارتگرانه دولتهای غربی در ایران ، از عوامل مهم شکل گیری نهضت اسلامی مردم ایران به شمار می رود . البته نفوذ استعماری ، چپاول ثروتها و تغییر هویت و فرهنگ ملتهای تحت سلطه ، قرنهاست علیه کشورهای در حال توسعه ، بویژه ملل مسلمان اعمال می شود. در طول این مدت ، دولتهای غربی کوشیده اند تا ثروتها و منابع ملی کشورهای درحال توسعه را به یغما ببرند و آنها را از لحاظ رشد و انکشاف اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ، عقب نگه دارند .

دربرابر رکود و بی تحرکی جوامع مسلمان ، اندیشمندان دلسوز جهان اسلام ، برای بیداری و هوشیاری مسلمانان ، برخی گامهای اصلاحی را برداشتند . بدیهی است این گونه اقدامات ، تاثیرات مقطعی و کوتاه مدت داشت و نتوانست تحرکی بنیادین در جهان اسلام ایجاد کند . انقلابی را که امام خمینی (ره ) در ایران بوجود آورد ، درواقع حرکتی بزرگ و توفنده علیه استعمارگران غربی و درجهت بیداری امت اسلامی بود . چرا که مردم مسلمان ایران اگرچه تحت استعمار مستقیم دولتهای غربی نبودند ، اما همواره نفوذ این دولتها را در ایران برای غارت منابع و ذخایرشان ، مشاهده می کردند . با اتکاء به دولتهای غربی و در رأس آنها امریکا بود که رژیم استبدادی و وابسته پهلوی بوجود آمد و حدود نیم قرن به حیات خود ادامه داد .

رضاخان ، مؤسس سلسله پهلوی در سال 1921 م طی کودتایی که توسط دولت انگلیس تدارک دیده شده بود ، قدرت را در ایران در دست گرفت و چهار سال بعد ، با اعمال زور و دیکتاتوری ، پارلمان ایران را مجبور کرد که تاسیس حکومت پهلوی را به رسمیت بشناسد . در این زمان که مصادف با سالهای پس از جنگ جهانی اول بود ، در پی شکست و تجزیه امپراتوری عثمانی ، استعمار انگلیس ، میدان وسیعی برای یکه تازی در خاورمیانه یافت و تعدادی از کشورها ، ازجمله فلسطین و عراق را تحت سلطه خود درآورد . انگلیس ، برای تداوم سیاستهای استعمارگرانه خود ، دامنه نفوذ خود را در کشورهای منطقه ازجمله ایران گسترش داد . تا سال 1951 که جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران به پیروزی رسید ، انگلیس قدرت بلا منازع و مداخله گر اصلی در امور ایران بود . دو سال بعد و در پی کودتای امریکایی انگلیسی اگوست 1953 ، امریکا به قدرت برتر در ایران تبدیل شد و این وضعیت تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 ، ادامه یافت . در واقع رضا خان و پسرش محمد رضا پهلوی در طول سلطنت 53 ساله خود ، همواره به حمایت قدرتهای غربی متکی بودند .

محمد رضا پهلوی ، جانشین رضا خان ، به قدری به امریکا وابسته بود که حتی در کوچکترین امور ، به منافع دولت امریکا می اندیشید و در سیاست خارجی ، تابع محض مواضع واشنگتن بود . چنانکه براساس دکترین امنیتی امریکا موسوم به « امنیت دو ستونی » ، ایران و عربستان بازوهای اجرایی سیاستهای امنیتی امریکا در منطقه بودند . رژیم شاه ، روابطی بسیار نزدیک با رژیم صهیونیستی داشت و برای حفظ منافع امریکا ، ایران به پیمان سنتو که معاهده ای علیه شوروی سابق بود ، پیوست . در داخل ایران نیز ، تصمیمات مهم با نظر مقامات قصر سفید ، گرفته می شد و سفیر امریکا در ایران ، نقش مهمی در جهت دهی به سیاستهای رژیم دیکتاتوری شاه داشت . به همین دلیل ، مردم ایران ، دولت امریکا را شریک جنایات و ستمکاری های رژیم شاه می دانند .

از جمله سیاست های شاه ایران که با حمایت کامل آمریکا اجرا می شد، نظامی گری بود . از سال 1973 که قیمت نفت افزایش چشمگیری پیدا کرد ، قسمت زیادی از درآمدهای نفتی ایران صرف اردو و خریدهای تسلیحاتی می شد . براساس آمارها ، در فاصله سالهای 1971 تا 1977 ، شاه مستبد ایران 12 میلیارد دالر اسلحه از کشورهای غربی خرید . این در حالی بود که بخش اعظم مردم ایران در فقر و تنگدستی بسر می بردند و ایران با خطر مهمی روبرو نبود تا به این حجم عظیم از خریدهای تسلیحاتی نیاز داشته باشد . اردوی کاملا" مسلح و به ظاهر قدرتمند ایران ، این توهم را در شاه ایجاد کرد که با تکیه به نیروهای نظامی ، هرگز سرنگون نخواهد شد . اما او به این واقعیت توجه نداشت که بدنه نیروهای نظامی او را مردمی تشکیل می دادند که از سلطه بیگانگان و استبداد و خفقان رژیم شاه ، ناراضی بودند .

منابع سرشار نفت ایران ، موجب شد که بیگانگان به ایران ، چشم طمع بدوزند. صنعت نفت ایران ، علی رغم مخالفتهای ملت ، مدتها دراختیار انگلیس و سپس امریکا بود . به طوری که 40 فیصد از سهام کنسرسیوم نفت ایران به شرکتهای امریکایی تعلق داشت . درآمد نفت نیز درجهت منافع نامشروع بیگانگان بویژه امریکا مصرف می شد . شاه بدون توجه به خواست مردم ایران ، 65 فیصد از نفت رژیم صهیونیستی و 95 فیصد از نفت رژیم نژاد پرست آپارتاید در افریقای جنوبی را تامین می کرد . علاوه براین ، خرید تسلیحات از امریکا باعث حضور روز افزون مستشاران امریکایی در ایران و انتقال درآمد حاصل از نفت به جیب سرمایه داران امریکایی می شد . همچنین رژیم شاه در طرحهای مهم اقتصادی و صنعتی ، عمدتا" از شرکتهای امریکایی و اروپایی استفاده می کرد که سود آن نیز عاید این شرکتها می شد.

البته طرحهای بزرگ اقتصادی و صنعتی رژیم پهلوی ، بیشتر جنبه نمایشی و تبلیغاتی داشت و عملا" نفع چندانی برای توده های مردم نداشت . خانم پروفسور نیکی کدی ( Nikki Keddie ) استاد تاریخ دانشگاه امریکایی کالیفرنیا در کتاب " ریشه ها و نتایج انقلاب " با تاکید بر این موضوع ، اضافه می کند : « پروژه های صنعتی اقتصادی زمان شاه ، طرحهای بی جهت بزرگی بود که چندان مطابق با شرایط ایران طراحی نشده بودند و در حد اسراف ، گران و پرخرج بود و بطور عمده نیز، جز ناکامی اقتصادی به بار نمی آورد .» این درحالی بود که جمع کثیری از مردم ایران از لحاظ اقتصادی در تنگنای معیشتی قرار داشتند . از طرف دیگر ، فساد اقتصادی و مالی وابستگان شاه و برخورداری آنها از انواع مزایا و امتیازات ویژه ، به فاصله طبقاتی در جامعه دامن می زد .

شاه برای سرپوش گذاشتن بر اختلافات اقتصادی و فقر و تبعیض در میان مردم ، در سال 1962 طرحی به ظاهر اصلاحی را برای اقتصاد ایران اعلام کرد . اما این طرح نیز موجب کاهش رونق زراعت و هجوم روستائیان به شهرها و درمجموع ، افزایش فقر و مهاجرت شد . بویژه آنکه اقلیتی کوچک که عمدتا" وابسته به دربار بودند ، ثروت های انبوهی گرد آورده بودند و ثروتمندان و وابستگان به دربار ، بیشترین بهره را از درآمدهای حاصل از نفت ، نصیب خود می کردند . خانم کدی در کتاب خود در این زمینه تصریح می کند : « به نظر می رسد هیچ شکی وجود نداشته باشد که اصلاحات محمد رضا شاه عمدتا" از جیب طبقات محروم و به نفع یک طبقه برگزیده کوچک بود . » به این ترتیب ، مردم ایران در زمان شاه ، از اقتصادی بیمار که از یک طرف منافع بیگانگان و از طرف دیگر ، منافع وابستگان رژیم را تامین می کرد ، رنج می بردند . وضعیت نابسامان و تبعیض آمیز اقتصادی ، تنها یکی از دلایل انقلاب مردم ایران علیه رژیم شاه بود . در برنامه بعد ، دلایل دیگر شکل گیری این انقلاب بزرگ اسلامی و مردمی را ذکر خواهیم کرد .

منبع:http://dari.irib.ir

دسته ها :
انقلاب اسلامی و تاثیرات آن بر جهان اسلام چاپ ایمیل
Wednesday, 14 January 2009-15:27
تحلیلگران غرب ، پیروزی انقلاب اسلامی را به مثابه زلزله ای که جهان را به لرزه درآورد ، توصیف کرده اند. این توصیف از آن جهت برازنده ی انقلاب اسلامی است که انقلاب حقیقتاً ، نقطه ی آغاز تغییرات گسترده ای را در خاورمیانه و حتی جهان اسلام رقم زد. در این گفتار ، موضوع مورد بحث ما ، تاثیرات انقلاب اسلامی برجهان معاصر است و قصد مقایسه آن را با سایر انقلابها نداریم . اما باید به این نکته اشاره کنیم که انقلاب اکتبر در شوروی سابق ، با اتکاء به توان نظامی ارتش سرخ در بخشی از اروپا گسترش یافت . برخی از حکومتهای کمونیستی در آسیا و افریقا نیز از طریق کودتای نظامی ، راه خود را به سمت اریکه ی قدرت پیمودند . درحالی که انقلاب اسلامی ، عمق و گستردگی کنونی خود را ، مدیون ماهیت و خاستگاه اسلامی انقلاب است . درسالهای اول پیروزی انقلاب در ایران ، دولتمردان غربی ، مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران را به برنامه ریزی برای صدور انقلاب متهم می کردند. اما این ادعا ، حقیقت نداشت و مقام های ایران اسلامی ، نیازی به زمینه چینی برای گسترش جغرافیای انقلاب نداشتند ، زیرا پیام انقلاب اسلامی برای اینکه راه خود را به سوی اذهان عمومی کشورهای اسلامی بگشاید ، به توان ایدیولوژیک بالقوه ی خود متکی بود . انقلاب مردم ایران ، اگرچه در محدوده مرزهایی مشخص متولد شد ، اما در چارچوب این مرزها محدود نشد ، زیرا روشی هایی برای زندگی فراتر از اختلافات ملی ،‌ مذهبی و قومی ارائه می کرد. انقلاب اسلامی ، حرکتی برای جاری کردن خواست خدا و آئین اسلام در حیات انسان بود . انقلاب به همین دلیل ، پیامی فراگیر و فراملی برای همه ی ملت های مسلمان و همچنین ملتهای آزادیخواه و تحت ستم جهان داشت و طبعاً ، بر جنبش های اسلامی - سیاسی معاصر خود ، تاثیر گذاشت و شهامت و امید را در این جنبش ها زنده کرد .
پیروزی انقلاب اسلامی درایران ، تاثیرات عمیقی در کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه ، به ویژه عراق ، افغانستان و لبنان برجای گذاشت. حتی سکولاریزم حاکم بر ترکیه در دهه 1980 نیز نتوانست اذهان مردم مسلمان این کشور را از درآمیختن با پیام انقلاب اسلامی بازدارد . ظهور احزاب اسلامگرا در ترکیه و گرایش چشمگیر مردم مسلمان این کشور به احزاب مذکور ، موید این دیدگاه است . در اوان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، سرزمین اسلامی افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق اشغال شد . انقلاب مردم ایران در افغانستان ، به دلیل همسایگی دو کشور و زبان ، تاریخ و فرهنگ مشترک ملتهای ایران و افغانستان ، تاثیرات بسیار عمیقی برجای گذاشت و به نیروی محرکه ی معنوی مضاعف مردم این کشور در راه مبارزه با اشغالگران تبدیل شد . مردم مسلمان افغانستان از پیروزی مردم ایران بر رژیم سلطنتی ، علی رغم اینکه رژیم مذکور از قدرت نظامی ، نهادهای امنیتی سرکوبگر و حمایت همه جانبه غرب برخوردار بود ، امید گرفتند و به مبارزه با ارتش دومین ابر قدرت جهان برخاستند .
رهبران شوروی در دهه 1980 با همه توان سیاسی و تبلیغاتی خود کوشیدند تا فرهنگ اسلامی مردم افغانستان را دگرگون سازند و مادیگرایی بلوک شرق را در میان مردم مسلمان این کشور رواج دهند . اما هویت اسلامی مردم افغانستان و همچنین حضور جمهوری اسلامی ایران در جوار مرزهای آن کشور ، تلاش های شوروی سابق را به منظور زدودن اسلام از متن زندگی و جامعه مردم افغانستان بی ثمر گذاشت . مجاهدان بزرگی نظیر شادروان احمد شاه مسعود ، که نقش غیرقابل انکاری در شکست ارتش سرخ و خروج نیروهای شوروی از افغانستان داشتند ، از مبارزات مردم ایران و پیروزی انقلاب اسلامی تاثیر گرفتند . حضرت آیت ا... خامنه ای ، در دهه بزرگداشت پیروزی انقلاب در فبروری سال 1993 در دیدار مهمانان خارجی در تهران ، یاد آور شدند که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، امیدی در دل ملتها و مبارزان مسلمان در سراسر جهان پدید آورد . انقلاب اسلامی ، هرچه علیه اسلام و بلکه در ستیز با مطلق دین ، تبلیغ شده بود از ذهن ملتهای مبارز زدود و از بین برد.

برای پاسخگویی به این پرسش که انقلاب اسلامی ، چه میزان بر کشورها و جنبش های اسلامی هم عصر خود تاثیر گذاشته است ، باید مصادیق آن را بررسی کرد . مصداق های کشورها و نهضتهای اسلامی که از انقلاب مردم ایران تاثیر گرفته اند ، متنوع و متعدد است . اما برخی ازآنها دارای ویژگی های برجسته تری هستند . لبنان و جنبش حزب ا... این کشور ، در این میان ، برجسته ترین مصداق محسوب می شود . میان ایران و لبنان از دیرباز ،
علاقه و پیوندهای عمیقی وجود داشته است . پیوندهای تاریخی علما و مردم جبل عامل لبنان با ایران در دوران حکومت سلسله صفویه و فعالیتهای سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی روحانی بلند آوازه ی ایرانی ، امام موسی صدر ، به عنوان رهبر شیعیان لبنان ، از جمله دلایل همدلی و نزدیکی دو ملت ایران و لبنان است . وجود دشمن مشترکی به نام رژیم صهیونیستی ، حمله اردوی این رژیم به لبنان در دهه 1980 و کمکهای بشر دوستانه جمهوری اسلامی ایران به مردم لبنان ، از دیگر عواملی است که بر میزان تاثیر گذاری انقلاب اسلامی درلبنان افزوده است . جنبش حزب ا... لبنان ، بیش از هر گروه اسلامی دیگر از پیام انقلاب اسلامی و مبارزات ضد استبدادی مردم مسلمان ایران تاثیر گرفته است . پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، اغلب گروههای لبنانی و همچنین گروههای فلسطینی مستقر در لبنان ، دارای گرایش های چپی بودند و شعارها و تبلیغات سیاسی و فرهنگی گروههای مذکور نیز ، بر گرفته از مکتب مارکسیزم بود .
ولی پیروزی انقلاب اسلامی و فراگیر شدن پیام و شعارهای انقلاب ، این معادله را دگرگون ساخت و بینش اسلامی را جایگزین گرایشهای چپی کرد . حضرت آیت ا.. خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب اسلامی ، در یکی از سخنرانی های عمومی خود درباره غلبه ی فرهنگ و بینش اسلامی براندیشه های ملهم از مارکسیزم ، این گونه سخن گفته اند : " قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، وقتی جوانان و غیرتمندان یک ملت می خواستند مبارزه ای را علیه ظلم و ستمی که بر آن ملت و در منطقه ی خودشان حاکم بود آغاز کنند ، به سوی تفکرات چپگرایانه می رفتند . انقلابیون از چیگرایان الهام می گرفتند و از آنها جزوه ، نوشته و دستورالعمل دریافت می کردند . در آن دوران هر جای جهان که نهضت یا مبارزه ای علیه ظلم وجود داشت ، یک پیشینه یا رگه ی چپگرایی در آن مشاهده می شد . تصور غالب این بود که بدون ارتباط با مثلا" مکتب مارکسیزم ، نمی شود مبارزه ای را سازماندهی کرد و به پیروزی هم دست یافت . اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در هر نقطه جهان اسلام که یک حرکت انقلابی در ستیز با ظلم و ستم آغاز شد ، ماهیت مذهبی یافت . "

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، در عراق نیز بازتابهای گسترده و تاثیرات عمیقی داشت . یکی از دلایل تهاجم نظامی رژیم صدام به ایران اسلامی ، هراس وی و حامیانش از فراگیر شدن پیام و ایده های ظلم ستیزانه انقلاب اسلامی بود . رژیم صدام باهدف سرنگونی یا تضعیف نظام جمهوری اسلامی به ایران حمله کرد و ازحمایت نظامی - مالی و سیاسی دو ابرقدرت وقت ، یعنی امریکا و شوروی ، برخوردار بود . دیکتاتور سابق عراق در داخل این کشور نیز هرگونه گرایش به اسلام را سرکوب می کرد ، اما در نهایت ، هم در جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران شکست خورد و هم در نابودی هویت اسلامی مردم عراق ناکام ماند .
به عنوان مثال ، حتی در سالهای سلطه ی دیکتاتوری جابرانه ی صدام بر عراق ، یکی از مفاد بیانیه شش ماده ای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ، بر وحدت اسلامی تاکید کرده بود . بعد از سرنگونی رژیم پیشین عراق نیز جهانیان مشاهده کردند که تفکر غالب در جامعه عراق ، تفکر و گرایش های اسلامی است . اکثریت مردم عراق پس ازسرنگونی دیکتاتور ، شعارهای قوم گرایی و الحادی را کنار زدند و شعارهای اسلامی راعنوان کردند . گرایش به اسلام پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، منحصر به کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس نبود . در سالهای واپسین حکومت آپارتاید در افریقای جنوبی ، در کیپ تاون نیز شعار" الله اکبر" در تظاهرات مردم ستمدیده افریقای جنوبی ، بسیار شنیده شد . انقلاب اسلامی ، درواقع ، راه رستگاری و نجات از سلطه ی خارجی و استبداد داخلی و دستیابی به استقلال و آزادی حقیقی را ، ارائه کرده است . البته اینکه مسلمانان به ویژه جنبش های اسلامی بتوانند از رهگذر الگو و پیام انقلاب اسلامی ، به آزادی و استقلال کشورشان دست یابند ، به عوامل متعددی بستگی دارد که مهم ترین آن ، برخورداری از اراده و ایمان برای مبارزه در چارچوب آیین اسلام است .منبع:http://dari.irib.ir

 
دسته ها :
X