نقش ها و شخصیت ها در انقلاب(3) چاپ ایمیل
Wednesday, 24 December 2008-11:26
انسان ها پیرو هر مکتب و نظریه ای که باشند، نمی توانند نقش بی بدیل شخصیت هایی را نادیده بگیرند که اندیشه و رفتار آنها در دگرگونی بنیادین بینشها و روشها، اثر گذار بوده است. لذا می توان گفت مهمترین فصل در بررسی انقلاب های مهم، فصل شناخت معماران و بنیانگذاران این خیزشهای اجتماعی است . ارزیابی و تحلیل واقع بینانه پدیده انقلاب اسلامی نشان می دهد که اندیشه ورانی صادق و زمان شناس ، این جریان را از نقطه آغاز تا پیروزی هدایت کردند و پس از پیروزی نیز در روند تکاملی آن ، نقش سازنده ای ایفا نمودند .

امام خمینی (ره) معمار اصلی ، بنیانگذار انقلاب اسلامی و پیشگام این نهضت است . در طول سال هایی که امام سکان کشتی انقلاب اسلامی را در دست داشت ، توطئه های داخلی و خارجی دشمنان برای نابودی انقلاب یا خارج کردن آن از مسیر اصلی قوت گرفت. اما امام خمینی که از سالها قبل ، نهال انقلاب را آبیاری کرده بود ، با سیاستها و استراتژی های هوشمندانه خود ، توطئه ها را خنثی ساخت تا جایی که تحلیل گران و جامعه شناسان از امام به عنوان روح و جان انقلاب اسلامی یاد کردند . از آنجا که درباره نقش امام خمینی (ره) در برنامه های قبل به تفصیل سخن گفته ایم ، در اینجا به این سخن آیت الله خامنه ای ، رهبر انقلاب اسلامی ، اکتفا می کنیم که می فرماید : « نام آور بزرگ دوران معاصر یعنی روح الله خمینی دانشمندی پارسا ، خردمندی پرهیزکار ، حکیمی سیاستمدار ، مؤمنی نواندیش ، عارفی شجاع و هوشمند، فرمانروایی عادل و مجاهدی فداکار بود . احساس وظیفه دینی ، او را وارد میدان مبارزه ای بزرگ و تاریخی کرد که هرگز به جز مردان استثنایی تاریخ در آن قدم ننهاده و به جز معدودی از آن پیروز بیرون نیامده اند.»

در نهضت روحانیت ایران، همواره منبر و خطابه یکی از مهمترین ابزارهای پیام رسانی بوده است . در حد فاصل سال 1342 ( 1963 م ) تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 ( 1979 م ) ، گروهی از روحانیون مبارز با استفاده از وعظ و خطابه ، همگام با امام خمینی نقش مهمی را در آگاهی بخشیدن به مردم و تبیین دلایل مشروعیت نداشتن رژیم سلطنتی شاه ایفا کردند . آنان در مساجد ، سخنرانی و مسائل روز جامعه و نیز بی عدالتی و عمق فساد حکومت پهلوی را بیان می کردند . امروزه بعضی از این مساجد ، نام همان روحانیون را در اذهان تداعی می کند . مثل مسجد " هدایت " که با نام " آیت الله طالقانی " گره خورده است . مرحوم آیت ا... طالقانی از یاران صدیق امام خمینی و شخصیتی استوار در نهضت اسلامی بود .
بررسی سوابق سیاسی آیت ا... طالقانی نشان می دهد که مبارزات وی از اواخر دوره سلطنت پهلوی اول - رضا خان - آغاز شد و در جریان حوادث سیاسی دهه 1320 هجری شمسی ( 1941 م ) تا کودتای 28 اسد 1332 ه . ش ( 1953 ) تداوم یافت . طالقانی در جریان ملی شدن صنعت نفت به عنوان یکی از روحانیون روشنگر و مبارز ، از این نهضت حمایت کرد . وی از همین مقطع ، کلاسهای تفسیر قرآن را در مسجد هدایت آغاز کرد و در این جلسات ، از رژیم شاه انتقاد می کرد . آیت ا... طالقانی از جنبشی که به رهبری مرجعیت دینی بود و در رأس آن امام خمینی قرار داشت ، پشتیبانی قاطع می کرد . آیت ا... طالقانی با الهام از امام ، عزم خود را برای حمایت از نهضت مردم ایران جزم کرد و مسجد هدایت را کانون تعامل روشنفکران دینی قرار داد .

مبارزات روشنگرانه آیت الله طالقانی باعث شد که او به همراه جمعی دیگر از همفکرانش بارها دستگیر و زندانی و تبعید شوند . آیت ا... طالقانی سالهای زیادی را در زندانهای رژیم شاه گذراند . وی در زندان ، تحت شکنجه های شدید عوامل رژیم قرار گرفت ، ولی نستوه و پابرجا ماند و هرگز تسلیم نشد . او زندان را به کانون فعالیتهای فکری و مطالعاتی تبدیل کرد و با برگزاری کلاسهای علمی ، از فرصت بدست آمده ، برای افزایش آگاهی های سیاسی و اجتماعی زندانیان بهره برداری مطلوب کرد . تفسیر سوره هایی از قرآن به نام " پرتوی از قرآن " در همین ایام به نگارش درآمد . یک گزارش ساواک بیانگر نقش مهم آیت ا... طالقانی در نهضت اسلامی است . در این گزارش آمده است:
« در منزل آیت الله طالقانی فعالیت بسیار شدیدی وجود دارد . همه شب افرادی به آنجا رفت و آمد می کنند که عده ای هم با آنها تماس دارند . رابطهای بسیاری هم از طرف آقای خمینی به منزل آقای طالقانی رفت و آمد دارند و ستاد عملیات مخالفین رژیم ، منزل آقای طالقانی است.»

آیت ا... شهید دکتر بهشتی را می توان یکی دیگر از معماران بنای تفکر اسلامی انقلابی و از سازمان دهندگان تشکیلات انقلاب اسلامی ایران به شمار آورد . شهید بهشتی هماهنگ با مسیری که امام خمینی برای مبارزه ترسیم کرده بود، به فعالیتهای فکری و فرهنگی پرداخت . او از استراتژیست های انقلاب و فردی خوش فکر ، دور اندیش و تیزبین بود . مشی و بینش سیاسی و اجتماعی شهید بهشتی ، از برداشت روشن او از تعالیم اسلام ریشه می گرفت . دکتر بهشتی را می توان یک عالم اسلام شناس و یک مصلح روحانی دانست که در چارچوب آئین اسلام ، اصلاح جامعه را جستجو می کرد . در نگاه او ، اسلام هم دین و ایدئولوژی است و هم دولت و نظام حکومتی.

دکتر بهشتی با حضور مؤثر در مجامع علمی و دانشگاهی ، آراء و دیدگاههای جامع خود را درباره مسائل اسلامی مطرح می کرد . در این مسیر ، از راه بیان و قلم و سازماندهی نیروهای مبارز و متهعد ، برای حفظ هویت اسلامی انقلاب می کوشید . دکتر بهشتی را
می توان از شخصیتهای مؤثر در سازماندهی روحانیت مبارز دانست . رابطه او با امام و اعتماد کامل امام به او در سالهای سخت مبارزه ، بهشتی را به صورت یکی از شخصیتهای امین انقلاب درآورده بود . با توجه به آگاهی و تسلط بهشتی به مسائل روز جهان ، وی رابطی مطمئن برای عرضه افکار و اندیشه های امام خمینی و ارائه اسلام به عنوان دینی کارآمد به اقشار دانشگاهی و روشنفکر به شمار می رفت .

شهید آیت الله " دکتر مفتح " از دیگر شخصیتهای فرهنگی و متفکر در انقلاب اسلامی است . وی همراه با مبارزات سیاسی امام خمینی ، به بستر سازی فکری و فرهنگی توجه خاص ورزید . آیت ا... مفتح علاوه بر حضور فعال در صحنه مبارزه علیه رژیم پهلوی ، دارای سوابق درخشان فرهنگی بود . دکتر مفتح به همراه شخصیتهایی چون دکتر بهشتی ، محمد جواد باهنر و استاد مطهری ازجمله اندیشمندان تربیت شده مکتب امام خمینی ( ره) بودند که برای زدودن خرافات و پیرایه ها از دین و شناساندن اسلام راستین ، قدم در دانشگاه گذاردند . آنها با تدریس و تألیفات خود ، مروّج جنبه های پویا و زنده اسلام ، در مراکز دانشگاهی شدند. این اندیشمندان به دانشگاه ها راه یافتند تا ضمن انجام مسئولیتهای اجتماعی بتوانند در تعلیم و تربیت اسلامی جوانان نقش داشته باشند .

روحیه جوان گرایی دکتر مفتح موجب شد که در سالهای نزدیک به پیروزی انقلاب ، وی مسجد قبا - در تهران - را به کانون گردهمایی نیروهای جوان و انقلابی تبدیل کند . ازجمله اقدامات مهم این روحانی انقلابی ، برگزاری باشکوه نماز عید فطر و راهپیمایی پس از آن در سال 1357 در تهران بود . این تجربه موفق ، زمینه ساز راهپیمایی های بزرگ بعدی در شهرهای مختلف ایران شد . راهپیمایی 16 سنبله 57 نیز در ادامه تظاهرات روز عید فطرو دومین حرکت گسترده مردم تهران بود . تظاهرات 17 سنبله در تهران و سرکوب و کشتار مردم توسط عوامل رژیم شاه ، به حرکت انقلاب برای سرنگونی رژیم شتاب بیشتری بخشید . در این سال ، آیت الله مفتح در کنار همرزمان خود ، آیت الله بهشتی و استاد مطهری " جامعه روحانیت مبارز " را تشکیل دادند تا زمینه را برای هدایت و ساماندهی نیروهای انقلاب فراهم کنند . دکتر مفتح از فعالان کمیته استقبال از امام خمینی در جریان پیروزی انقلاب اسلامی بود.

  منبع:http://dari.irib.ir
دسته ها :
نقش ها و شخصیت ها در انقلاب(2) چاپ ایمیل
Monday, 22 December 2008-18:39
با تشریح حضور فعال قشرهای مختلف مردم در انقلاب اسلامی ایران، نقش مؤثر روحانیون را در روند پیروزی انقلاب اسلامی توضیح دادیم . در میان سایر گروه ها و طبقات تاثیرگذار بر پیروزی انقلاب اسلامی ، دو گروه جوانان و زنان نیز جایگاهی ویژه داشتند . در این برنامه کوشش می کنیم نقش این دو قشر را در پیروزی نهضت اسلامی ملت ایران بررسی و تحلیل کنیم .
اصولا" در کشورهای مختلف، قشر جوان، نیرویی فعال و با نشاط محسوب می شود و در واقع نقش جوانان آگاه و تحصیل کرده در مسیر انکشاف، پیشرفت و نیکبختی جوامع، سرنوشت ساز است.
در دوران سلطنت رژیم پهلوی ، با آن که جوانان بخش بزرگی از جمعیت ایران را تشکیل می دادند ، به دلیل سیاست های مخرب رژیم ، قشر جوان ، از تحرک و کارآیی لازم برخوردار نبود . نظام استبدادی از یک طرف با برقراری اختناق و دیکتاتوری در کشور ، از فعالیت های آزادانه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ای که مخالف دیدگاه های رژیم بود ، جلوگیری می کرد و از طرف دیگر ، رژیم شاه می کوشید فکر و استعداد جوانان را به مسیری انحرافی سوق دهد تا آنان کمتر به سرنوشت کشور بیندیشند . در همین جهت ، رژیم تلاش می کرد شرایط اجتماعی را برای فساد و بی بند و باری جوانان فراهم کند و آن ها را به مسائل مادی ، مبتذل و بی ارزش سرگرم سازد . امام خمینی ( ره ) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، با تیزبینی ، این خطر را احساس می کرد و درباره آن هشدار می داد . ایشان فرمود : « آنها بنا داشتند جوان های ما را فاسد کنند تا این که بی تفاوت بشوند ... این جوان دیگر نمی تواند فکر بکند به این که بر سر مملکت چه آمده است . »
اما طراحان تبلیغات و برنامه های فساد انگیز و تخریبی در رژیم شاه ، تحلیل درستی از روحیه و احساسات مذهبی جوانان ایرانی نداشتند . اگرچه گروهی از جوانان فریب دستگاه های تبلیغاتی رژیم شاه را خوردند ، اما بسیاری از آن ها با هوشیاری مراقب اوضاع بودند و تحت تاثیر قرار نگرفتند . از نگاه جوانان ، استراتژی رژیم شاه برای مسخ و انحراف جوان ایرانی ، خود از نشانه های بارز انحراف حکومت پهلوی بود و همین موجب نفرت و انزجار بیشتر آنها از رژیم می شد . در این میان ، روشنگری های امام خمینی(ره) و برخی دیگر از شخصیت های انقلابی و پیشرو ، در آگاهی و بیداری طیف وسیعی از جوانان نقش کلیدی داشت . نسل جوان ایران در شعارهای انقلاب ، هویت اسلامی ، عدالت خواهی ، استقلال طلبی ، نفی ظلم و سلطه را می دید که همگی از آرمان های مورد علاقه او بود . به این ترتیب ، نسل جوانان انقلاب ، به عنوان نیرویی عظیم و کارآمد ، وارد صحنه شد ، به طوری که در آغاز حرکت انقلابی مردم ایران در سال 1978 ، جوانان طلیعه دار و پیشگام شدند .

جوانان در ایجاد شور انقلابی در میان توده های مردم و نیز تلاش خستگی ناپذیر برای به ثمر رسیدن انقلاب ، نقشی مهم ایفا کردند . راهپیمایی ها معمولا" توسط آنها تدارک و سازماندهی می شد و مسئولیت های مختلفی بر عهده افراد جوان شهرها و محلات بود . جوانان در جریان انقلاب ، هویت ملی و دینی خود را بازیافتند و برای ساختن آینده ایران، احساس مسئولیت کردند. اعتماد امام خمینی به جوانان و متقابلا" ایمان آنها به رهبر بزرگشان ، باعث شد که پس از پیروزی انقلاب نیز قشر جوان با عزمی استوار و اتکای به نفس فراوان ، وارد عرصه های مختلف شود . چنان که بسیاری از مدیران کشور در سال های پس از انقلاب ، از میان جوانان مومن و انقلابی برخاستند و همین جوانان متعهد و شجاع ، در میدان های نبرد با نیروهای متجاوز اردوی صدام حسین ، به دفاع از میهن پرداختند .
بدیهی است بخشی از نیروهای جوان هر کشور را ، دانشجویان تشکیل می دهند که افرادی تحصیل کرده و آینده ساز هستند . در کشورهای مختلف، دانشجویان به دلیل حساسیت به مسائل سیاسی و اجتماعی و تماس و ارتباط با افراد تحصیل کرده و روشن بین، در مقایسه با سایر اقشار جامعه ، از آگاهی بیشتری برخوردارند . لذا در مقابل ظلم و تبعیض و ناراستی ، سریع تر واکنش نشان می دهند . این موضوع در مورد دانشجویان ایرانی نیز کاملا" صادق بود . قبل از انقلاب اسلامی ، رژیم شاه که نقش دانشجویان را در وقایعی چون ملی شدن صنعت نفت ایران مشاهده کرده بود ، کوشید دانشگاهها را کاملا" تحت ‌کنترل درآورد . از طرف دیگر ، رژیم در کنار اشاعه فساد در جامعه می کوشید تا غربزدگی را نیز در میان دانشجویان با شدت بیشتری ترویج کند . با وجود این ، دانشجویان ایرانی با مشاهده اختناق ، استبداد و فقر و تبعیض حاکم بر جامعه ، مخالف رژیم بودند . از آن مهمتر ، هنگامی که آنها وابستگی و تسلیم رژیم شاه در برابر غرب به ویژه آمریکا را مشاهده می کردند ، بیشتر برانگیخته می شدند .
در این میان ، گروه های چپگرا و متمایل به افکار انحرافی و التقاطی ، فرصت طلبانه می کوشیدند مخالفان رژیم شاه را جذب تشکیلات خود کنند . اما وجود تعداد زیادی از دانشجویان مسلمان در دانشگاه ها و همچنین تلاش تاثیرگذار افرادی چون شهید آیت ا... مطهری ، شهید مفتح و دکتر شریعتی در محیطهای دانشگاهی ، موجب شد که به تدریج فضایی مناسب برای نیروهای مذهبی در دانشگاهها فراهم شود . به طوری که با آغاز قیام مردم ایران ، دانشجویان به سرعت ، به صفوف مردم پیوستند و دانشگاهها به مراکز مهم تجمع و خیزش علیه رژیم شاه تبدیل شدند . از نکات مهم در این روند ، نزدیکی دو قشر روحانی و دانشجو به عنوان دو طیف تحصیل کرده و پیشرو انقلاب بود . امام در مورد نقش دانشجویان و جوانان می فرماید : « جوانان متعهد در طول تاریخ و خصوصا" ‌دانشجویان مسلمان در نسل حاضر و در نسلهای آینده ، سرمایه امید بخش اسلام و کشورهای اسلامی هستند . این دانشجویان هستند که با تعهد و سلاح و استقامت و پایداری می توانند کشتی نجات امت اسلامی و کشورهای خود باشند و این عزیزانند که استقلال ، آزادی و ترقی و تعالی ملتها مرهون زحمات آنان است . »

قشر دیگری که در انقلاب اسلامی ایران ، نقشی غیرقابل انکار و شاخص داشت ، زنان بودند . زنان تقریبا" نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند و می توانند بر نیم دیگر ، تاثیر بگذارند . از آغاز سلسله پهلوی ، بانوان مسلمان ایرانی با سیاستهای اسلام ستیزانه و غرب گرایانه رژیم مواجه شدند . به طوری که رضاخان ، اولین دیکتاتور پهلوی کوشید به اجبار زنان ایرانی را از حجاب منع کند و آنها را به سمت الگوهای مادی غرب سوق دهد . سیاست دین زدایی و غرب گرایی در زمان محمدرضا پهلوی نیز با ابزارها و شیوه های گوناگون فرهنگی و تبلیغاتی دنبال شد . اما غالب زنان ایرانی ، با اقدامات ضد فرهنگی و مخالف اسلام رژیم پهلوی ، به مقابله پرداختند و پایبندی خود را به ارزشها و باورهای اسلامی نشان دادند . در این میان ، رهبری مدبرانه امام خمینی ( ره) و دیدگاههای مترقی ایشان درمورد نقش و جایگاه زنان در جامعه ، جای تردیدی برای مشارکت ‌فعال بانوان در عرصه های مختلف انقلاب ، باقی نگذاشت .
رهبر کبیر انقلاب اسلامی در مورد نقش زن در جامعه می فرماید : « زن مربی جامعه است . از دامن زن ، انسانها پیدا می شوند ... زن با تربیت خودش انسان درست می کند و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد می کند . مبداء همه سعادتها از دامن زن بلند می شود . » شرکت گسترده زنان در تظاهرات ضد رژیم ، برای سردمداران رژیم پهلوی کاملا"‌ غیرمنتظره بود . زنان نه تنها در مبارزات انقلابی ، فعالانه حضور داشتند ، بلکه همسران و فرزندان خود را نیز به مخالفت با رژیم شاه ، ترغیب می کردند . به همین جهت امام خمینی نقش زنان را در انقلاب ، بسیار مهم و تاثیرگذار می دانست .
بانوان ایرانی با پیروزی انقلاب اسلامی ، هویت واقعی خود را باز یافتند . امام خمینی (ره) با طرح شخصیتهایی چون حضرت فاطمه ( س) دختر پیامبر و حضرت زینب (س) نوه پیامبر ، این بانوان برجسته و تاریخ ساز را به عنوان الگوهای آرمانی ، به زنان ایرانی معرفی کرد . به این ترتیب ، انقلاب اسلامی ایران از همراهی قشر عظیم و مؤثر زنان به نحو مطلوبی ، بهره جست . چنان که یک خبرنگار فرانسوی در اوایل انقلاب پس از دیدار خود از ایران ، نوشت : « در ایران همه در تلاش برای ایجاد یک تحول عظیم سیاسی - اجتماعی به منظور بنا کردن ساختار یک نظام حکومتی اسلامی هستند . در این میان ، چیزی که قابل توجه است ، استقامت و خستگی ناپذیری زنان ، دوشادوش مردان است . » زنان ایرانی در سالهای پس از پیروزی انقلاب نیز در جریان جنگ تحمیلی صدام علیه ایران و نیز در دوران سازندگی کشور ، با پذیرش نقشهای موثر ، مسئولیت پذیری و پایبندی خود را به انقلاب اسلامی به خوبی نشان دادند . چنان که امام خمینی (ره) در آغاز وصیت نامه خود آورده است : « ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی ، ‌حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان ، در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند . »
البته در انقلاب اسلامی ایران ، تقریبا" همه اقشار و گروهها شرکت داشتند و هر یک به نوعی نقش و مسئولیت میهنی و اسلامی خود را ایفا کردند . در این میان برخی شخصیتها نیز در آغاز و ادامه این نهضت بزرگ نقش داشتند که در برنامه بعد به معرفی آنها می پردازیم .

منبع:http://dari.irib.ir

دسته ها :
نقش ها و شخصیت ها در انقلاب(1) چاپ ایمیل
Monday, 22 December 2008-17:55
از ویژگی های بارز انقلاب اسلامی ایران ، حضور گسترده و تعیین کننده مردم در آن بود . به طوری که مردم شهرهای مختلف ایران در مراحل گوناگون شکل گیری انقلاب، نقش اساسی را به عهده داشتند . از میان اقشار و صنوف گوناگونی که در انقلاب ملت ایران مشارکت داشتند ، نقش روحانیون و علما ، بارز و برجسته است . روحانیون در ایران ، مروج ارزش ها و تعالیم اسلام بوده اند و پایگاه اصلی آنها مسجد است . روحانیون از نظر ساختار اجتماعی ، معمولا" از متن مردم برخاسته اند و با مشکلات و ناملایمات زندگی توده های مردم از نزدیک آشنایی دارند . روحانیون از آنجا که خود ، مبلغ و مروج تعالیم اسلام هستند ، مورد پذیرش عموم مردم قرار دارند . مردم ایران به علما اعتماد و اطمینان دارند و در امور زندگی با آنها مشورت می کنند . از جمله در بسیاری از اختلافات اجتماعی و خانوادگی ، روحانیون به عنوان داوری منصف و مورد قبول ، به قضاوت خوانده می شوند و به حل دعاوی طرفین می پردازند . به این ترتیب ، علما به عنوان امین مردم شناخته می شوند . از لحاظ تاریخی ، ظلم ستیزی ، مخالفت با تبعیض و دفاع از مظلومان ، از ویژگی های روحانیت است . چرا که یکی از مهمترین آموزه های دین بزرگ اسلام ، مخالفت با ستم و بی عدالتی است . بر همین اساس ، قبل از انقلاب اسلامی ، روحانیون با شاه و جنایت ها و ستمکاری های او مخالف بودند و از حقوق مردم دفاع می کردند . علما که در میان مردم زندگی می کردند ، به خوبی از فقر ، محرومیت و مظلومیت توده های مردم مطلع بودند . روحیه انقلابی ، احساس مسئولیت و تقوای بسیاری از روحانیون باعث شد که مردم ایران ، آنها را به عنوان پیشروان و پیشگامان انقلاب خود به رسمیت بشناسند. چنانکه امام خمینی (ره) به عنوان برجسته ترین روحانی و عالم دینی به عنوان رهبر محبوب نهضت مردم ایران ، شناخته شد . اصولا" بسیاری از رهبران انقلاب اسلامی ایران ، از روحانیون زمان شناس و آگاه بودند . این افراد تحت تاثیر افکار انقلابی و مردمی امام خمینی قرار داشتند و در زمانی که ایشان در تبعید به سر می برد ، به شیوه های مختلف با امام در ارتباط بودند . آنها نظرات امام و مسائل نهضت را به سایر روحانیون و افراد انقلابی می رساندند و نقش مهمی در پیشبرد نهضت مردم ایران ، ایفا می کردند . به این ترتیب ، شبکه ای گسترده از روحانیون همچون یک رسانه پرقدرت مردمی ، ساماندهی و انتقال اطلاعات مربوط به انقلاب را دنبال می کرد . پیام های امام خمینی به مردم نیز از طریق همین شبکه گسترده منتقل می شد . شیوه مبارزه روحانیت با شاه ، همانگونه که امام تاکید می کرد ، غیر مسلحانه و برمبنای آگاهی بخشی به ملت بود . پایگاه روحانیون همواره مسجد بوده است . قبل از انقلاب اسلامی ، روحانیون با برگزاری مراسم دینی و مذهبی در این پایگاه مهم ، علاوه بر تبلیغ دین ، موضوعات سیاسی و انقلابی را مطرح می کردند . در واقع ، یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی ایران که توسط امام خمینی مطرح و تثبیت شد، تفکیک ناپذیری دین از سیاست است . روحانیون در مراسم مختلف از جمله پس از نمازهای جماعت ، عزاداری ها و اعیاد و سایر مناسبت های مذهبی به ترویج اندیشه های انقلابی می پرداختند . در این میان ، روحانیت بر پیام امام خمینی مبنی بر وحدت همه اقشار مردم در مبارزه با شاه و آمریکا تاکید می کرد و به همین دلیل نیروهای مخالف رژیم شاه ، حول محور علما و روحانیون مبارز با هم متحد شدند .

امام خمینی ( ره ) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، همواره نقش مسجد را در پیروزی انقلاب اسلامی متذکر می شد . ایشان در مصاحبه ای با حامد الگار ، اندیشمند مسلمان و استاد دانشگاه برکلی آمریکا ، می فرماید :  در تمام مراحل ( انقلاب ) ، روحانیت نقش اول را داشت .... آن که ملت را بسیج کرد ، روحانیون بودند .... اگر روحانیت را از این نهضت از اول بر می داشتیم ، اصلا" نهضتی نمی شد ، مردم به حرف کس دیگری گوش نمی کردند ...

همانگونه که اشاره شد ، مسجد در تبلیغات مذهبی ، جایگاهی ویژه و برجسته داشت . این نقش ، ریشه در کارکردهای متعدد و مردمی مسجد دارد . اگر چه مسجد ، عبادتگاه مسلمانان است ، اما در اسلام ، از تجمع مردم در این مکان مقدس ، استفاده های گوناگون می شود . چنان که پیامبر اکرم (ص) برای حل مشکلات و دعاوی مردم ، برگزاری جلسات مشورت با بزرگان ، حتی آموزش و بسیج نظامیان برای حضور در جبهه ها ، از مسجد استفاده می کرد .در ایران ، همچون بسیاری از کشورهای اسلامی ، تعداد زیادی مسجد وجود دارد . حتی دور افتاده ترین روستاها نیز از نعمت وجود چنین مکان مقدسی برخوردارند . در جریان انقلاب اسلامی ، حضور گسترده مردم در مساجد ، به ویژه در هنگام مراسم مذهبی ، این فرصت را برای اندیشمندان و سخنوران فراهم می کرد تا افکار مردم را روشن و به مبارزه با استبداد ترغیب کنند . همچنین در این اجتماعات ، مردم سازماندهی و بسیج می شدند تا در تظاهرات متعددی که رژیم شاه را به ستوه آورده بود ، شرکت کنند . احمد هوبر نویسنده و روزنامه نگار مسلمان سوئیسی می گوید : " در بدو شکل گیری انقلاب اسلامی ، غرب اصلا متوجه مساجد و نقش آن ها در هدایت انقلاب نبود . حقیقت نیز این است که آمریکا و رژیم شاه هنگامی متوجه نقش مهم مساجد در سازماندهی تظاهرات و هدایت مبارزات مردم ایران شدند که کاری از دست آنها بر نمی آمد . مساجد علاوه بر نقش بسیج کننده مردم ، مرکزی برای هماهنگی و تبادل اطلاعات و اخبار در میان مردم بودند . روحانیون و جوانان انقلابی ، مردم را از اخبار نهضت آگاه می کردند و به آنها درمورد توطئه های رژیم شاه ، بویژه ایجاد تفرقه و چند دستگی توسط عوامل رژیم ، هشدار می دادند . جان استمپل ، از وابستگان سفارت امریکا در ایران در کتاب " درون انقلاب ایران " می نویسد : " سریع ترین و مطمئن ترین راه برای رساندن پیامهای انقلابی از شهری به شهری دیگر ، از طریق شبکه مساجد انجام می گرفت که توسط روحانیون رده بالا ، سازمان داده شده بود  پروفسور حمید مولانا ، مشاور رئیس جمهوری ایران و کارشناس برجسته ارتباطات در این زمینه می گوید :  انقلاب اسلامی ایران توسط مسجد سازماندهی شد و سرانجام نیز با نیروی مسجد به پیروزی رسید . در همه انقلابهای قرن بیستم ، رسانه ها نقش بزرگی ایفا کردند ، اما در انقلاب اسلامی ایران به دلیل عدم حضور رسانه ها ، این نقش بر عهده مسجد بود . "دکتر حامد الگار ، نیز نقش مسجد را در انقلاب ایران مورد بررسی قرار داده است . وی می گوید : " مسجد هسته اساسی تشکیلات انقلاب اسلامی بود . یکی از عناصر مهم در پیروزی انقلاب ، احیای مجدد مسجد و استفاده از تمام ظرفیتهای عملکردی آن بود . مسجد ، دیگر گریزگاهی از جامعه نبود تا مردم برای دوری جستن از دنیا و انجام عبادات ، به آن پناه ببرند ، بلکه مسجد به کانون مبارزه و مرکز قوماندانی تبدیل شد . به طور خلاصه مسجد شبیه آن چیزی شد که در عصر پیامبر بود . " به عبارت دیگر ، همانطور که پروفسور مولانا نیز اشاره می کند ، مساجد زمینه پیروزی انقلاب را فراهم کردند و انقلاب نیز به مساجد رونق تازه ای بخشید .  

امام خمینی ( ره ) مسجد را سنگر می نامید و از مردم بویژه جوانان می خواست در مساجد فعالانه حضور یابند و به افشای جنایات رژیم شاه ، امریکا و رژیم صهیونیستی بپردازند . شاید بتوان خلاصه ای از نقش روحانیت و مسجد در پیروزی انقلاب اسلامی را در این بخش از کتاب " ایران: سراب قدرت " نوشته رابرت گراهام ، نویسنده سابق روزنامه تایمز مالی ، یافت . وی می نویسد : " واقعیت این است که روحانیون در ایران در میان مردم زندگی کرده و ارتباط بسیار نزدیکتری با آنها داشته اند و در نتیجه از احساسات توده ها آگاهی بیشتری دارند . مسجد نیز جزء لاینفک زندگی توده های مردم است . زمانی که روحانیت با برخی سیاستها مخالفت می کند ، نظراتش دارای چنان مشروعیتی است که حتی در سخت ترین شرایط ، مورد توجه مردم قرار می گیرد . از طرف دیگر ، شبکه ارتباطی روحانیت و سیستم مسجد ، قدرت تماس با همه اقشار مردم را برای آنها فراهم می کند.

   
منبع:http://dari.irib.ir
دسته ها :
انقلاب اسلامی و تاثیرات آن بر جهان اسلام چاپ ایمیل
Wednesday, 14 January 2009-15:27
تحلیلگران غرب ، پیروزی انقلاب اسلامی را به مثابه زلزله ای که جهان را به لرزه درآورد ، توصیف کرده اند. این توصیف از آن جهت برازنده ی انقلاب اسلامی است که انقلاب حقیقتاً ، نقطه ی آغاز تغییرات گسترده ای را در خاورمیانه و حتی جهان اسلام رقم زد. در این گفتار ، موضوع مورد بحث ما ، تاثیرات انقلاب اسلامی برجهان معاصر است و قصد مقایسه آن را با سایر انقلابها نداریم . اما باید به این نکته اشاره کنیم که انقلاب اکتبر در شوروی سابق ، با اتکاء به توان نظامی ارتش سرخ در بخشی از اروپا گسترش یافت . برخی از حکومتهای کمونیستی در آسیا و افریقا نیز از طریق کودتای نظامی ، راه خود را به سمت اریکه ی قدرت پیمودند . درحالی که انقلاب اسلامی ، عمق و گستردگی کنونی خود را ، مدیون ماهیت و خاستگاه اسلامی انقلاب است . درسالهای اول پیروزی انقلاب در ایران ، دولتمردان غربی ، مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران را به برنامه ریزی برای صدور انقلاب متهم می کردند. اما این ادعا ، حقیقت نداشت و مقام های ایران اسلامی ، نیازی به زمینه چینی برای گسترش جغرافیای انقلاب نداشتند ، زیرا پیام انقلاب اسلامی برای اینکه راه خود را به سوی اذهان عمومی کشورهای اسلامی بگشاید ، به توان ایدیولوژیک بالقوه ی خود متکی بود . انقلاب مردم ایران ، اگرچه در محدوده مرزهایی مشخص متولد شد ، اما در چارچوب این مرزها محدود نشد ، زیرا روشی هایی برای زندگی فراتر از اختلافات ملی ،‌ مذهبی و قومی ارائه می کرد. انقلاب اسلامی ، حرکتی برای جاری کردن خواست خدا و آئین اسلام در حیات انسان بود . انقلاب به همین دلیل ، پیامی فراگیر و فراملی برای همه ی ملت های مسلمان و همچنین ملتهای آزادیخواه و تحت ستم جهان داشت و طبعاً ، بر جنبش های اسلامی - سیاسی معاصر خود ، تاثیر گذاشت و شهامت و امید را در این جنبش ها زنده کرد .
پیروزی انقلاب اسلامی درایران ، تاثیرات عمیقی در کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه ، به ویژه عراق ، افغانستان و لبنان برجای گذاشت. حتی سکولاریزم حاکم بر ترکیه در دهه 1980 نیز نتوانست اذهان مردم مسلمان این کشور را از درآمیختن با پیام انقلاب اسلامی بازدارد . ظهور احزاب اسلامگرا در ترکیه و گرایش چشمگیر مردم مسلمان این کشور به احزاب مذکور ، موید این دیدگاه است . در اوان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، سرزمین اسلامی افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق اشغال شد . انقلاب مردم ایران در افغانستان ، به دلیل همسایگی دو کشور و زبان ، تاریخ و فرهنگ مشترک ملتهای ایران و افغانستان ، تاثیرات بسیار عمیقی برجای گذاشت و به نیروی محرکه ی معنوی مضاعف مردم این کشور در راه مبارزه با اشغالگران تبدیل شد . مردم مسلمان افغانستان از پیروزی مردم ایران بر رژیم سلطنتی ، علی رغم اینکه رژیم مذکور از قدرت نظامی ، نهادهای امنیتی سرکوبگر و حمایت همه جانبه غرب برخوردار بود ، امید گرفتند و به مبارزه با ارتش دومین ابر قدرت جهان برخاستند .
رهبران شوروی در دهه 1980 با همه توان سیاسی و تبلیغاتی خود کوشیدند تا فرهنگ اسلامی مردم افغانستان را دگرگون سازند و مادیگرایی بلوک شرق را در میان مردم مسلمان این کشور رواج دهند . اما هویت اسلامی مردم افغانستان و همچنین حضور جمهوری اسلامی ایران در جوار مرزهای آن کشور ، تلاش های شوروی سابق را به منظور زدودن اسلام از متن زندگی و جامعه مردم افغانستان بی ثمر گذاشت . مجاهدان بزرگی نظیر شادروان احمد شاه مسعود ، که نقش غیرقابل انکاری در شکست ارتش سرخ و خروج نیروهای شوروی از افغانستان داشتند ، از مبارزات مردم ایران و پیروزی انقلاب اسلامی تاثیر گرفتند . حضرت آیت ا... خامنه ای ، در دهه بزرگداشت پیروزی انقلاب در فبروری سال 1993 در دیدار مهمانان خارجی در تهران ، یاد آور شدند که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، امیدی در دل ملتها و مبارزان مسلمان در سراسر جهان پدید آورد . انقلاب اسلامی ، هرچه علیه اسلام و بلکه در ستیز با مطلق دین ، تبلیغ شده بود از ذهن ملتهای مبارز زدود و از بین برد.

برای پاسخگویی به این پرسش که انقلاب اسلامی ، چه میزان بر کشورها و جنبش های اسلامی هم عصر خود تاثیر گذاشته است ، باید مصادیق آن را بررسی کرد . مصداق های کشورها و نهضتهای اسلامی که از انقلاب مردم ایران تاثیر گرفته اند ، متنوع و متعدد است . اما برخی ازآنها دارای ویژگی های برجسته تری هستند . لبنان و جنبش حزب ا... این کشور ، در این میان ، برجسته ترین مصداق محسوب می شود . میان ایران و لبنان از دیرباز ،
علاقه و پیوندهای عمیقی وجود داشته است . پیوندهای تاریخی علما و مردم جبل عامل لبنان با ایران در دوران حکومت سلسله صفویه و فعالیتهای سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی روحانی بلند آوازه ی ایرانی ، امام موسی صدر ، به عنوان رهبر شیعیان لبنان ، از جمله دلایل همدلی و نزدیکی دو ملت ایران و لبنان است . وجود دشمن مشترکی به نام رژیم صهیونیستی ، حمله اردوی این رژیم به لبنان در دهه 1980 و کمکهای بشر دوستانه جمهوری اسلامی ایران به مردم لبنان ، از دیگر عواملی است که بر میزان تاثیر گذاری انقلاب اسلامی درلبنان افزوده است . جنبش حزب ا... لبنان ، بیش از هر گروه اسلامی دیگر از پیام انقلاب اسلامی و مبارزات ضد استبدادی مردم مسلمان ایران تاثیر گرفته است . پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، اغلب گروههای لبنانی و همچنین گروههای فلسطینی مستقر در لبنان ، دارای گرایش های چپی بودند و شعارها و تبلیغات سیاسی و فرهنگی گروههای مذکور نیز ، بر گرفته از مکتب مارکسیزم بود .
ولی پیروزی انقلاب اسلامی و فراگیر شدن پیام و شعارهای انقلاب ، این معادله را دگرگون ساخت و بینش اسلامی را جایگزین گرایشهای چپی کرد . حضرت آیت ا.. خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب اسلامی ، در یکی از سخنرانی های عمومی خود درباره غلبه ی فرهنگ و بینش اسلامی براندیشه های ملهم از مارکسیزم ، این گونه سخن گفته اند : " قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، وقتی جوانان و غیرتمندان یک ملت می خواستند مبارزه ای را علیه ظلم و ستمی که بر آن ملت و در منطقه ی خودشان حاکم بود آغاز کنند ، به سوی تفکرات چپگرایانه می رفتند . انقلابیون از چیگرایان الهام می گرفتند و از آنها جزوه ، نوشته و دستورالعمل دریافت می کردند . در آن دوران هر جای جهان که نهضت یا مبارزه ای علیه ظلم وجود داشت ، یک پیشینه یا رگه ی چپگرایی در آن مشاهده می شد . تصور غالب این بود که بدون ارتباط با مثلا" مکتب مارکسیزم ، نمی شود مبارزه ای را سازماندهی کرد و به پیروزی هم دست یافت . اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در هر نقطه جهان اسلام که یک حرکت انقلابی در ستیز با ظلم و ستم آغاز شد ، ماهیت مذهبی یافت . "

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، در عراق نیز بازتابهای گسترده و تاثیرات عمیقی داشت . یکی از دلایل تهاجم نظامی رژیم صدام به ایران اسلامی ، هراس وی و حامیانش از فراگیر شدن پیام و ایده های ظلم ستیزانه انقلاب اسلامی بود . رژیم صدام باهدف سرنگونی یا تضعیف نظام جمهوری اسلامی به ایران حمله کرد و ازحمایت نظامی - مالی و سیاسی دو ابرقدرت وقت ، یعنی امریکا و شوروی ، برخوردار بود . دیکتاتور سابق عراق در داخل این کشور نیز هرگونه گرایش به اسلام را سرکوب می کرد ، اما در نهایت ، هم در جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران شکست خورد و هم در نابودی هویت اسلامی مردم عراق ناکام ماند .
به عنوان مثال ، حتی در سالهای سلطه ی دیکتاتوری جابرانه ی صدام بر عراق ، یکی از مفاد بیانیه شش ماده ای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ، بر وحدت اسلامی تاکید کرده بود . بعد از سرنگونی رژیم پیشین عراق نیز جهانیان مشاهده کردند که تفکر غالب در جامعه عراق ، تفکر و گرایش های اسلامی است . اکثریت مردم عراق پس ازسرنگونی دیکتاتور ، شعارهای قوم گرایی و الحادی را کنار زدند و شعارهای اسلامی راعنوان کردند . گرایش به اسلام پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، منحصر به کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس نبود . در سالهای واپسین حکومت آپارتاید در افریقای جنوبی ، در کیپ تاون نیز شعار" الله اکبر" در تظاهرات مردم ستمدیده افریقای جنوبی ، بسیار شنیده شد . انقلاب اسلامی ، درواقع ، راه رستگاری و نجات از سلطه ی خارجی و استبداد داخلی و دستیابی به استقلال و آزادی حقیقی را ، ارائه کرده است . البته اینکه مسلمانان به ویژه جنبش های اسلامی بتوانند از رهگذر الگو و پیام انقلاب اسلامی ، به آزادی و استقلال کشورشان دست یابند ، به عوامل متعددی بستگی دارد که مهم ترین آن ، برخورداری از اراده و ایمان برای مبارزه در چارچوب آیین اسلام است .

  منبع:http://dari.irib.ir
دسته ها :
سیاست - محمدرضا اسدزاده:
«نادر طالب‌زاده» تحصیلکرده دانشگاه «رادلف میکن» آمریکاست.

 او از سال 1348 ایران را به مقصد آمریکا ترک کرده و با اوج‌گیری مبارزات انقلابی مردم ایران، در آن سوی مرزها، جذب حوادث ایران شده است.

 این در حالی بود که او پایان‌نامه فوق‌لیسانسش را نیمه کاره رها کرد و برای جست‌وجوگری وقایع انقلاب به ایران بازگشت و جذب شخصیت و اندیشه‌های امام(ره) و روند انقلاب اسلامی شد.اولین فیلم او به نام «واقعیت» قصه واقعی مردمی انقلابی بود که به قصد انتقال واقعیت‌های یک انقلاب در سال 58 ساخته است.

 «طالب‌زاده» از آن پس تا امروز به عنوان نویسنده، فیلمساز و کارگردانی شناخته می‌شود که افق‌های آینده انقلاب اسلامی را در هر سوی جهان ردیابی کرده است و سعی کرده در هر دوره‌ای واقعیت‌های پشت پرده رسانه‌های غرب را دریابد و بازگو کند.

 آن چنان که «حسین بهزاد» نقل می‌کرد که شهید «مرتضی آوینی» او را «چشم تیزبین انقلاب اسلامی» خوانده است. در این گفت‌وگو رویارویی غرب با انقلاب اسلامی برخورد رسانه‌های غرب و انقلاب و تحولات آن دوران را بررسی‌ کرده‌ایم.

  •  با وجودی که شما سالهای مبارزه در ایران نبودید، چه عواملی مسائل انقلاب را برای شما جذاب می‌کرد و به تعبیری انقلاب اسلامی چگونه برای شما موضوعیت پیدا می‌کرد؟

 آنچه بعد از انقلاب در جامعه ایران با آن روبه‌روشدم نسبت به قبل از انقلاب تضادها و تناقض‌های جدی داشت. من دوران قبل از انقلاب را تا سن 16 سالگی در ایران بودم و شاهد آشفتگی‌های این جامعه بودم.

 از سویی با تجربه ده سال زندگی در غرب، نگاه متفاوتی پیدا کرده بودم. مسیر زندگی من در آمریکا  مذهبی نبود اما سیری جست‌وجو‌گرانه به دنبال حقیقت داشتم.

 درونم با پرسش‌هایی روبه‌رو بود که زندگی غربی پاسخی برای آن نداشت. به نوعی در جست‌وجوی سؤال از معنایی می‌گشتم که در فرهنگ غربی، نمی‌یافتم. در عمل هم می‌‌دیدم که تمدن غرب چیزی برای آرامش عمیق روح و روان آدمی ندارد.

 در این مسیر انواع و اقسام دکان‌های معنوی و دکه‌های مذهبی و انواع روش‌ها و گرایش‌هایی که در آمریکا وجود داشت و اتفاقاً در دهه هفتاد میلادی هم افزایش یافته بود، تجربه کرده بودم- مثلاً‌ در همان سالها خیلی جدی درباره مسیحیت و بودیزم فکر کرده بودم. قصد داشتم درباره اسلام هم تحقیق کنم اما متأسفانه در آن مقطع در آمریکا همه چیز به جز اسلام تبلیغ می‌شد، لذا با حالتی ایستاده و به قول غربی‌ها «استندبای» از درون در انتظار تحولی بودم که بتواند سیرابم کند.


 به دنبال پیروزی انقلاب، ‌در اواخر بهار سال 1358، به اتفاق تعدادی از دوستان، اولین روزنامه انگلیسی زبان پس از انقلاب را با نام «تهران تایمز» منتشر کردیم.

 هدف ما این بود که مسائل مربوط به انقلاب و موضع‌گیری‌های حضرت امام را برای مخاطبان انگلیسی زبان پوشش بدهیم. مسائل انقلاب پیش می‌رفت تا به تسخیر سفارت آمریکا در تهران رسیدیم. من هم جریان رسانه‌های غربی را دنبال می‌کردم.

تسخیر سفارت آمریکا ذهن تمام دنیا را به ایران معطوف کرد. از طرفی نحوه انعکاس این موضوع در رسانه‌های آمریکا آن قدر خصومت‌آمیز و مبهم بود که نتوانستم اطلاعات مناسبی از این قضیه به دست بیاورم.کاملاً‌ می‌دیدم که رسانه‌های غرب و خصوصاً‌ آمریکا با تمام عظمتی که جهان برای آنها قائل بود، در مقابل جریان انقلاب اسلامی درمانده و متحیر شده‌اند. این درماندگی و تحیر بعد از اشغال سفارتخانه ابرقدرت جهان در سطوح مختلف لایه‌های اجتماعی کشور آمریکا موج می‌زد.


 به همین جهت تصمیم گرفتم فیلم مستندی درباره لحن رسانه‌های غربی درباره انقلاب اسلامی  و مسأله گروگان‌گیری بسازم. کاملاً‌ غرض‌ورزی رسانه‌های دنیا را علیه ملت ایران می‌فهمیدم و به واقع می‌دیدم که مسائل ایران تحریف می‌شدند.


راستش خیلی به رگ غیرتم برخورد. بعد طرحی برای ساختن یک مستند سیاسی در خاک آمریکا با مضمون ریشه‌یابی علل برد معترضانه رسانه‌های آمریکایی با انقلاب اسلامی و موضوع اشغال لانه جاسوسی نوشتم و آن را به مسئولان صدا و سیما دادم.

خوشبختانه آنها طرح را تصویب کردند و من برای تصویربرداری این مستند به آمریکا برگشتم. کسی را از ایران نبردم. در آمریکا تعدادی از دوستان دوران دانشجویی‌ام حاضر به همکاری شدند. برای این فیلم به سراغ سردبیرها و دبیران ارشد سرویس‌های سیاسی نشریات معروفی مثل «نیویورک تایمز» و «واشنگتن‌ پست» رفتم و با آنها مصاحبه کردم، بعد هم به سراغ مدیران ارشد و دبیران سرویس خبر شبکه C.B.S و A.B.C آمریکا رفتم.

 جالب این بود که با ترفند ما و کمک خدا همه آنها به وارونه جلوه دادن و تحریف اخبار انقلاب اسلامی اعتراف داشتند. خصوصاً‌ توجیه اکثرشان این بود که امام خمینی و ایرانی‌ها غرور ملی آمریکایی‌ها را با گرفتن سفارت آمریکا و تسخیر لانه جاسوسی زیر سؤال برده‌اند و حالا ما پاسخ آنها را با وارونه کردن حقایق ایران می‌دهیم.این فیلم مستند گزارشی با عنوان «واقعیت» بود که از شبکه اول تلویزیون ایران پخش شد. اولین کار گروه سیاسی شبکه اول سیما بعد از انقلاب همین سریال بود.

  •  نمایش فیلم «واقعیت» در ایران، برای شما تبعات خاص در پی نداشت؟

 چرا، چند شب بعد از پخش اولین قسمت این سریال در ایران، مأموران امنیتی‌ «دفتر تحقیقات فدرال» F.B.I به دانشکده فیلمسازی کلمبیا ریختند و تمام اسناد دانشگاه را زیر و رو کردند.

 استادان دانشکده به من گفتند، کل مدارک و سوابق پرونده تحصیلی بنده را با خودشان بردند. چند شب بعد هم رفتند به خانه خواهرم که در نیویورک سکونت داشت و از ایشان درباره بنده بازجویی کردند.

همه اینها برای من خیلی جالب بود. چون سالها در کشوری بزرگ شده بودم که مدعی آزادی و دموکراسی و تمدن بود. مدعی آزادی اطلاعات و اطلاع‌رسانی آزاد بود.

بعد وقتی می‌دیدم که رسانه‌های غرب و خصوصاً‌ آمریکا در انعکاس اخبار انقلاب اسلامی چگونه برخورد می‌کنند، حقیقتاً‌ متعجب شدم. از طرفی فهمیدم که انقلاب اسلامی امام خمینی، فقط یک انقلاب سیاسی نبود. انقلاب اسلامی در زمانی رخ داد که اکثر «ایسم‌»‌های جهان و مکاتب مختلف اجتماعی، سیاسی و فکری محصول خود را عرضه کرده بودند و حتی در جهان تجربه شده بودند.

  •  آقای طالب‌زاده! اگر یادتان باشد دو سال پس از وقوع انقلاب اسلامی، فیلمی با عنوان «پیشگویی‌های نوسترآداموس» در کشور آمریکا تولید و به نمایش درآمد. بعد شما خیلی روی تحلیل این فیلم تأکید کردید و مقالاتی نوشتید و گفت‌وگوهایی داشتید.
    یعنی معتقد بودید که این فیلم مستقیماً با دو سال فاصله بعد از انقلاب، با انگیزه مقابله با رشد اسلام و معرفی ایدئولوژی توحیدی به مثابه یک آلترناتیو ستیزه‌جو برای تمدن غرب ساخته شده است. شیوه به کار گرفته شده این فیلم چگونه بود و آیا این روند ادامه یافت؟

دقیقاً غرب همیشه حرف خودش را با دستگاه‌های «پروپاگاندچی» خود به مثابه ارتش کارآمد جبهه تهاجم فرهنگی زده است. «پیشگویی‌های نوسترآداموس» یکی از این فیلم‌ها بود. البته فیلمی مهم و با ظرافت‌های هنری که پیام اصلی فیلم حول انقلاب اسلامی و تبدیل آن به یک نهضت جهانگیر بود. راوی فیلم «اورسن ولز» بود. کسی که از معتبرترین شخصیت‌های سینمای هالیوود است.

 فیلم برای‌مان روایت می‌کند که دیری نخواهد گذشت که رهبر اصلی  یک انقلاب از آسمان به زمین خواهد آمد و زمام امور را در عربستان بزرگ! به دست خواهد گرفت. نام او را پادشاه رعب گذاشته بود. [king of terror] وی تاریخ جهان را با انتخاب بعضی فرازها و حوادث به صورت سمبلیک و استعاری تا پایان نقل می‌کرد «ولز» در این باره می‌گوید: «از میان تمام پیشگویی‌های نوسترآداموس یکی از همه حیرت‌انگیزتر است. این که او سه شخصیت را به عنوان «ضد مسیح» معرفی  می‌کند. اولی «ناپلئون بناپارت» است.

دومی به احتمال زیاد «هیتلر» است، ولی سومی که از همه مهم‌تر است، هنوز نیامده و از عربستان خواهد آمد. سومین ضد مسیح، مسلمان است و از آسمان می‌آید، عمامه به سر دارد و او را «پادشاه رعب» می‌خواند که علیه غرب لشکرکشی خواهد کرد. اینجا واژه ترور را استفاده می‌کند.

 یعنی می‌خواهد به کلمه مرسوم تروریست در رسانه‌ها اشاره کند. این فیلم دقیقاً در جهت تخریب چهره مسلمانان بعد از وقوع انقلاب اسلامی بود و به بهانه روایت آخرالزمان و پیشگویی‌های یک صلیب و دانشمند یهودی‌الاصل فرانسوی درباره آینده جهان به وضوح جریان موعودگرایی انقلاب اسلامی را مورد تهاجم و تفسیر به رأی خود قرار می‌داد. حتی دقیقاً همین کتاب پیشگویی‌ها، در اوج گروگان گرفتن آمریکایی‌ها در تهران توسط خانم «اریکا چانهام» به انگلیسی همراه با تفسیر خاص او در تیراژ بالا چاپ و در سراسر جهان منتشر شد.


بعد از آن بود که بلافاصله آمریکایی‌ها، نسخه سینمایی از آن را به نمایش در  آوردند. اینها نمونه‌هایی از تهاجم رسانه‌ای غرب بعد از انقلاب اسلامی بود که همیشه به اشکال مختلف و با ظرافت‌های هنری صورت گرفته است.

  •  جهان امروز چه نگاهی به انقلاب اسلامی دارد. این نگاه چگونه در رسانه‌ها متبلور می‌شود و آیا انقلاب اسلامی توانسته است پیام خود را هم محقق و هم تکثیر کند؟

 اگر منظورتان از نگاه جهان امروز، سیاستمداران آمریکایی و یهودی هستند که رویکردشان همیشه روشن و مشخص بوده و از اول تا امروز با تمام خشونت و تحجر و دگماتیسم حاکم و بنیادگرایی افراطی در مقابل تفکر انقلاب اسلامی ایستاده‌اند. جمله امام آنها را برای تمام تاریخ معرفی می‌کند.

 «استکبار جهانی» و «شیطان بزرگ» تعابیری هستند که باید در آن عمیق شد. روح استکباری اصلاً اجازه نمی‌دهد که تفکر انقلاب اسلامی در جهان نمود پیدا کند. اگرچه حقیقت همیشه راه خودش را پیدا کرده و پیش رفته است.

 پس سیاستمداران آمریکایی و یهودی و مراکز و مدیران آنها در سرتاسر جهان اصلاً اعتقادی به آزادی و دموکراسی حقیقی در جهان ندارند که حالا با بینش آزاد بتوانند مفهوم مردم سالاری دینی را بفهمند. گروه دوم عامه مردم در سراسر جهان هستند که تحت سلطه رسانه‌های جهانی در غفلتی ژرف فرو رفته‌اند. هر جا مردم بیدار شده‌اند، همان جا با هر شاکله‌ای که داشته به نوعی انقلاب اسلامی بروز کرده است.

 گروه سوم نخبگان و اندیشمندان و متفکران هستند که این گروه از جایگاه مهمی برخوردارند. گروهی از نخبگان به جز بخشی که تحت سلطه و حمایت سیاستمداران و دستگاه‌های امنیتی هستند و برای آنها و به دستور آنها فکر می‌کنند، بخشی دیگر صادق و جست‌وجوگر و به دنبال حقیقت هستند.

من این توفیق را داشته‌ام که با خیلی از این چهره‌ها گفت‌وگو کنم. برای نمونه وقتی با «نوام چامسکی» گفت‌وگو می‌کردم او از من در باره ولایت فقیه و جایگاه و تعریف آن در ایران پرسید. متعجب شدم فهمیدم که آنها از خیلی مفاهیم انقلاب اسلامی تعریف درستی ندارند. در حالی که اگر درست بفهمند.

حتی بهتر از ما حمایت و تحلیل می‌کنند. این رسالت متفکران و اندیشمندان مسلمان ما را درعرصه‌های گوناگون سنگین می‌کند. البته امروز در جهان خیلی از متفکران هم انقلاب اسلامی را با نگاه‌های مثبت و عمیق تحلیل می‌کنند که وظیفه ما بشارت دادن اینهاست.
نکته مهم دیگری که اشاره کردید به تحقق اهداف انقلاب اسلامی برمی‌گشت.

 شرایط امروز جهان وقایع مهمی را به ما اعلام می‌کند که لازمه آن بیداری ما از درون است. حالا بعد از بیست و چند سال شاید عده‌ای انکار کنند. اما انکار و عقب‌نشینی از حقایق، اسارت در نقشه تار عنکبوت شیطانی جهان را به دنبال خواهد داشت. بدون شک هدف اصلی انقلاب اسلامی  تحقق عدالت بوده است و سرنوشت تفکر انقلابی به تحقق آن برمی‌گردد عدالت پیشانی و پشتوانه انقلاب است.

غفلت‌های ما در این سال‌ها بسیار بود. اگرچه تجربه‌هایمان هم کم نبوده است. حالا امروز اگر بتوانیم به مرور عدالت اجتماعی را در تمام ارکان جامعه در هر اندازه‌ای محقق کنیم به تبع آن، هم به هدف انقلاب اسلامی رسیده‌ایم و هم این تفکر را در جهان صادر کرده‌ایم.

تحقق عدالت، موجب صدور انقلاب است. اگر با عدالت مردم را از درون راضی کنیم تا حقوق اولیه زندگی خود را کسب کنند، نباید برای آینده انقلاب نگران باشیم.

منبع:همشهری آنلاین

دسته ها :
جمهوریت و اسلامیت در نگاه امام خمینی (ره)
اندیشه‌سیاسی- عظیم ایزدی اودلو :
در بحبوحه تحولاتی که انقلاب برای عزل رژیم پیشین ایجاد می‌کند، رهبران آن با این سئوال مواجه می‌شوند که نوع حکومت جایگزین چیست و برای تحقق ایده‌آل‌ها و آرمان‌هایش به منظور تحقق عدالت و آزادی و تامین حق مردم به چه مسائل و با چه شیوه‌ای می‌اندیشد.

مقاله حاضر در پاسخ به سئوالات بالا، به جستجو در کلام امام خمینی(ره)، رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران پرداخته است.

در حالی که بعضی از علما از دخالت در سیاست اجتناب کرده و به امور علمی صرف در حوزه‌ها اشتغال داشتند، علمای دیگری به طور روز افزون به موضع‌گیری سیاسی علیه حکومت می‌پرداختند. در میان علمای سیاسی مهم‌ترین چهره امام خمینی(ره) بود. امام خمینی در همان سال‌های اولیه زندگی خود در قم از طریق سخنرانی‌هایی که درباره اخلاق ایراد می‌کردند توجه دیگران را به خود جلب کرده بود.

این سخنرانی‌ها که نقطه عزیمت آنها کتاب معروف «منازل السائرین» خواجه عبدالله انصاری در زمینه سیر و سلوک اخلاقی بود  به مسایل سیاسی نیز گوشه چشمی داشت و مخاطبانی را حتی از اصفهان و تهران به خود جلب می‌کرد. 

امام مطلب خود را با استناد به قرآن، آغاز می‌کند (قال‌الله تعالی قل انما اعظکم بواحده ان تقومواالله مثنی و فرادی- آیه 46 سوره سبا). امام بر این نکته تاکید می‌کند که پیامبران برای خداوند قیام کرده‌اند؛ انبیا در حالی که کاملا مجذوب تامل درباره خداوند بوده‌اند، برای تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی انسان‌ها قیام کرده‌اند. برعکس، مسلمانان امروزی فقط به خاطر منافع دنیوی قیام کردند و نتیجه آن هم، حاکمیت بیگانگان و عوامل آنها مانند رضا‌شاه بود.(1) 

بنابراین امام، اسلام را دینی سیاسی تلقی می‌کند و می‌گوید: از جمله مسایلی که در اسلام فراموش نشده «سیاست» و شئون مختلف آن است. همچنین معتقد است: اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی کردند و اساسا عملکرد پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین، بیانگر توجه آنان به این حوزه بسیار مهم بوده است.

 امام(ره) با انتشار کتاب «کشف‌الاسرار» در سال 1323 به شدت به کتاب «اسرار هزار ساله» که توسط حکمی‌زاده که یکی از شاگردان احمد کسروی بود، پاسخ داد. جنبه سیاسی این کتاب از این جهت است که در آن حمله‌ای شدید و بی‌امان به سیاست‌های رضا‌شاه (و به طور تلویحی به جانشین او) شده بود. برای اولین بار در این کتاب بود که امام(ره) اندیشه سیاسی خود را پیرامون «حکومت اسلامی» مطرح کرده است.

برگزاری کلاس‌های درس ایشان در قم همواره با جهت‌گیری سیاسی و انتقاد از حکومت همراه بوده است. «ایشان در کلاس‌های درس فقه خود که معمولا مهم‌ترین موضوع در برنامه درسی حوزه‌ها محسوب می‌شد الهام‌بخش و تعلیم‌دهنده نسل کاملی از علما بود که بعدا به سازمان‌دهندگان انقلاب تبدیل شدند. مشخصه بارز درس‌های امام(ره)، توانایی در ارتباط دادن فقه با عرفان و ملاحظات عقلانی و سیاسی بود.»(2) از سال 1340 امام حمله مستقیم خود را علیه رژیم پهلوی آغاز کرد.

در واقع 15 خرداد 42 نقطه عطفی در مخالفت امام(ره) با خودکامگی شاه و سلطه آمریکا در ایران محسوب می‌شود. در سال 41، این مطلب به تدریج آشکار شد که با ظهور امام خمینی، «نوع کاملا جدیدی از رهبری مذهبی تحقق یافته است». امام(ره) در سال 43 ضمن مخالفت شدید با تصمیم مجلس برای اعطای مصونیت سیاسی به پرسنل نظامی آمریکا(کاپیتولاسیون) می‌گوید: «دیروز ممالک اسلامی به چنگال انگلیس و عمال آن مبتلا بودند، امروز به چنگال آمریکا و عمال آن...»‌(3‌) در نتیجه این مخالفت، امام(ره) اول به کشور ترکیه و بعد به عراق تبعید شدند.

امام(ره) در سال 1350 با انتشار کتاب «ولایت فقیه»، نوعی انقلاب فکری و ایدئولوژیکی به وجود آوردند، زیرا در آن کتاب به طور مستقیم مشروعیت سلطنت را زیر سئوال برده و از حکومت فقهای شایسته اسلامی حمایت کرد. در واقع اندیشه سیاسی امام(ره) در باب «حکومت دینی» به طور مبسوطی در این کتاب مطرح شده است. ایشان با اعلان این نکته که «حکومت اسلام، سلطنتی هم نیست تا چه رسد به شاهنشاهی و امپراتوری»، ماهیت حکومت اسلامی مورد نظر خود را به این شکل بیان می‌کند: «حکومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه، بلکه مشروطه است. »(4)

به طور کلی اندیشه سیاسی امام(ره) در کتاب «ولایت فقیه»، بدین قرار است: نخست این‌که سلطنت به طور اساسی و بنیادی محکوم است. امام می‌گوید که شخص رسول(ص) از امپراتوری رم و شاه ساسانی خواست که از قدرت حکومت شاهنشاهی و نامشروع خود دست بردارند. حتی قیام امام حسین(ع) به منظور حفظ اسلام از سقوط به دامن حکومت سلطنتی بود. بنابراین در اسلام «سلطنت ولایت عهدی» وجود ندارد.

دوم این‌که قوانین اسلام، در قرآن و سنت پیامبر(ص) همه دستورات و احکامی را که بشر برای سعادت و کمال خود احتیاج دارد، شامل می‌شود. جامعه اسلامی برای پیاده‌کردن این قوانین و چگونگی جلوگیری از انحرافات، نیازمند به وجود پیامبر(ص) و ائمه معصومین بود. اما پس از آنها این وظیفه فقهای اسلامی است که حکومت کنند. بنابراین «حاکمیت باید رسما به فقها تعلق گیرد».

اما امام(ره) در طرح اندیشه حکومت دینی، هیچ‌وقت نقش و جایگاه مردم را در این نظام نادیده نگرفته است، بلکه حکومت اسلامی مورد نظر ایشان بخشی از مشروعیت خود را از حضور و مشارکت مردم به دست می‌آورد.

بنابراین در اندیشه سیاسی امام، «اسلامیت» و «جمهوریت» مبنای مشروعیت حکومت دینی را تشکیل می‌دهند. تاسیس جمهوریت و تحقق دموکراسی به عنوان ارزش‌های برآمده از مدنیت جدید و هماهنگ کردن آنها با ارزش‌ها و موازین شریعت اسلامی از اهداف و برنامه‌های اصلی انقلاب اسلامی به رهبری امام(ره) بود که به بهترین وجه در قالب حکومت جمهوری اسلامی تحقق پیدا کرد.

شاید در تاریخ تفکر شیعه، امام(ره) اولین کسی است که به تاسیس مبنای جدید مشروعیت قدرت سیاسی پرداخته که همان نظریه «مشروعیت الهی مردمی» است، یعنی حکومت اسلامی در همه مسائل، غیر از قوانین الهی باید مبتنی بر مشارکت همه مردم باشد. در حقیقت حقوق مبنایی مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود در کنار قوانین اسلامی به رسمیت شناخته شده است. به رسمیت شناختن جمهوریت و اسلامیت همان چیزی است که امروز از آن به مردم‌سالاری دینی یاد می‌شود.

بر همین اساس ایشان نوع حکومت مورد نظر خویش را جمهوری معرفی کرده و پس از پیروزی نیز بر جمهوری اسلامی، «نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم» به عنوان شکل حکومت تاکید می‌کردند.

واژه «اسلامیت» و «جمهوریت» برای نخستین بار به تاریخ 22/7/1357 در مصاحبه امام(ره) با خبرنگار روزنامه فیگارو مطرح شد. امام در بدو ورود به فرانسه، در پاسخ به این سئوال که «عمل شما دارای چه جهتی است و چه رژیمی را می‌خواهید جانشین رژیم شاه کنید؟» نوع حکومت اسلامی را «جمهوری اسلامی» معرفی کردند.‌(5‌) باز امام(ره) در مصاحبه با روزنامه تایمز انگلستان و در پاسخ به این سئوال که حکومت اسلامی چیست؟ می‌گویند که حکومت اسلامی، حکومتی مبتنی بر عدل و دموکراسی و... است .‌(6‌)

امام(ره) همچنین در مصاحبه با لوموند به تاریخ 22/8/1357 درباره ماهیت جمهوری می‌گویند که «جمهوری به همان معنایی است که همه جا جمهوری است». (7) در واقع تفسیر امام از جمهوری اسلامی، قرائتی جدید از آموزه‌های مملکت‌داری در حوزه اندیشه سیاسی تشیع است. در اندیشه سیاسی امام «جمهوریت» و «اسلامیت» دوشرط لازم بر ای استمرار مردم‌سالاری دینی به حساب می‌آیند.

مراد امام(ره) از دموکراسی این است که مردم سرنوشت‌شان را خودشان به دست گیرند و مظهر این، شرکت در انتخابات، اعم از انتخابات مربوط به قانون اساسی، مجلس، ریاست جمهوری و... است. بنابراین از این دیدگاه، دموکراسی بعد جمهوریت حکومت دینی را تشکیل می‌دهد. بدین ترتیب امام(ره) معتقد هستند که دموکراسی در درون خود اسلام نهفته است و این طور نیست که از بیرون به آن تحمیل یا اضافه شود.

امام در پاسخ به خبرنگار روزنامه تایمز که پرسید: «دنیای غرب، شناخت صحیحی از حکومت اسلامی شما ندارد» پاسخ دادند: «ما خواستار جمهوری اسلامی می‌باشیم، جمهوری فرم و شکل حکومت را تشکیل می‌دهد واسلام  محتوای آن فرم را  که قوانین الهی است  ».‌‌ (8)

بدین‌سان امام(ره) از جمهوری اسلامی، نظامی را مراد می‌کند که مردم با شرکت در انتخابات، سرنوشت سیاسی خودشان را تعیین می‌کنند. چنین نظامی نقطه مقابل دیکتاتوری و خودکامگی است. بنابراین با این دیدگاه، تعیین حکومت و نخبگان سیاستگذار جزء حقوق ملت است.

جمهوری اسلامی نیز که با آرای عمومی آنان ایجاد شده، باید در کلیه اموراتش متکی بر آرا و دیدگاه مردم باشد. از این رو مراد از جمهوریت در اندیشه سیاسی امام، تکیه بر مردم است و می‌گوید: «در این جمهوری یک مجلس ملی مرکب از منتخبان واقعی مردم، امور مملکت را اداره خواهند کرد».‌‌ (9)

البته مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی خود، تنها محدود به انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و نظارت بر عملکرد آنان نیست، بلکه حتی عزل و برکناری آنان را نیز در بر‌دارد. امام می‌گوید: «در جمهوری، حق است و مردم می‌توانند بگویند نه،  »(10‌)
«اسلامیت» و «جمهوریت» که به بهترین شکل در نظام جمهوری اسلامی تحقق پیدا کرده یکی از ابتکارات امام در حوزه اندیشه سیاسی اسلام بوده است.

چنین حکومتی از یک‌سو بایستی پاسدار حق و حقوق ملت باشد و از سوی دیگر باید شرایط لازم را برای ارتقای معنوی، اخلاقی و فکری شهروندان جامعه اسلامی فراهم کنند.

منابع:
1 - سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج، ترجمه عباس مخبر، انتشارات طرح نو، تهران، 1371، ص303.
2 - همان، ص 304.
3 - جان فوران، مقاومت شکننده، ترجمه احمد تدین، انتشارات رسا، تهران، 1382، ص 543. 4 - امام خمینی(ره) ولایت فقیه، حکومت اسلامی، انتشارات امیر‌کبیر، تهران، 1374.
5 - امام خمینی(ره)، صحیفه نور، ج2، انتشارات مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران 1361، ص 36.
6 - قادری، حاتم، اندیشه‌های دیگر، انتشارات بقعه، تهران، 1378، ص 316.
7 - صحیفه نور، ج 2، ص 145.
8 - صحیفه نور، ج 4، ص 157.
9 -  صحیفه نور، ج 2، ص 160.
10 - صحیفه نور، ج 2، ص 155.

منبع:همشهری آنلاین
دسته ها :
مبانی فکری و نظری انقلاب(3) چاپ ایمیل
Wednesday, 14 January 2009-15:15
رویداد انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مهمترین پدیده های تاریخ معاصر ، در ابعاد مختلف قابل بررسی است . در این انقلاب ، مردم ایران ثابت کردند که ملتی آگاه و مقاوم هستند و این توانایی را دارند که در جهان پر از تبعیض و بی عدالتی ، تحولی نوین ایجاد کنند . با شکل گیری انقلاب اسلامی ، شیوه جدیدی از حکومت مبتنی بر شاخصه های اسلامی پا به عرصه گذاشت و بسیاری از ملتها و دولتها را در نظام بین المللی تحت تاثیر قرار داد . این تاثیرگذاری در خلال سه دهه ، تداوم یافته و ایران اسلامی را به عنوان یک کشور توانمند و پرتحرک در معادلات جهانی مطرح کرده است .
" پیتر شولاتور" شرق شناس آلمانی می گوید : « در گذشته ، غرب بیم آن داشت که جمهوری اسلامی به مرکز آشوبهای افراط گرایانه تبدیل شود ، اما این یک تصور غلط بود . برعکس ، اکنون ایران به یک کشور مهم تبدیل شده است که نقش تعیین کننده ای در حفظ ثبات و امنیت منطقه دارد . می توان گفت ایران کانون آرامش و ثبات در منطقه است . پیشرفتهای اقتصادی ایران در دوره پس از انقلاب چشمگیرند . در ایران مانند هر کشور دمکراتیک دیگر ، مخالفان در بیان نقطه نظرات خود آزادند . درزمینه آموزش ، بویژه آموزش اقشار مستضعف جامعه ، کارهای زیادی صورت گرفته است . اما پیشرفتهای ایران در خارج به خوبی معرفی نشده اند . "

انقلاب اسلامی ریشه در تحولات تاریخ اسلام دارد و سه عامل دین ، رهبری و مردم ، رمز پیروزی و تداوم آن به شمار می روند . در این میان ، چیزی که به این سه عنصر انسجام بخشید و آنها را در کنار هم قرار داد ، اندیشه ها و ارزشهای عالی دینی است . انقلاب اسلامی را می توان ثمره جوشش قیام عاشورا و رویش شکوفه های انتظار ظهور امام مهدی (عج) دانست . دو آموزه مهم و حیاتی عاشورا و انتظار ، تأثیرات شگرفی بر انقلاب اسلامی ایران داشته اند . قیام امام حسین (ع) الگوی مبارزه با ستم ، فساد و انحراف در جامعه است و انتظار ، عاملی است که زیر ساختها را برای حاکمیت رهبری صالح و تشکیل حکومت اسلامی فراهم می کند . این دو در کنار یکدیگر ، چون سلاحی نیرومند ، در پیروزی انقلاب اسلامی نقش ایفا کردند و تاکنون آن را در برابر آسیبهای داخلی و تهدیدهای خارجی ، مصون داشته اند . می توان گفت حماسه های بزرگ تاریخ اسلام و اندیشه های تحول آفرین این دین بزرگ ، ماشین حرکت انقلاب اسلامی ایران بوده اند و سبب رشد و ترقی مادی و معنوی نظام اسلامی شده اند.

امام خمینی (ره) به عنوان فقیهی شجاع و مدبر ، برای احیای ارزشهای اسلام ، نظام فقاهتی را از تیوری ، به میدان عمل وارد کرد . او دانش آموخته مکتب پیامبر (ص) و پیشوایان بزرگی چون امام علی و فرزندش امام حسین(ع) بود و تنها راه رهایی انسان امروز را بهره گرفتن از مکتب نورانی و حیات بخش آن بزرگواران می دانست . با انقلاب اسلامی ، این هدف تحقق یافت و موج بازگشت به ایمان در نقاط مختلف جهان گسترش یافت . روزنامه پر تیراژ " سیدنی مورنینگ هرالد " ، در یکی از شماره های خود نوشت : « اکنون اسلام از مرزهای جغرافیایی کشورها عبور می کند ، مکاتب سیاسی و رژیمهای ملی را پشت سر می گذارد و کشورهای مختلف ، شاهد تحرک سیاسی و رشد پاینده اسلام در جهان هستند . »

قیام عاشورا ، دایرة المعارفی زیبا از فرهنگ و ارزشهای والای انسانی بود که امام حسین (ع) جامعه بشری را به مطالعه آن فرا خواند . بازگشت به اصل دین ، ایستادگی در برابر ستم و طغیان قدرتهای استکباری ، و نیز اصلاح جامعه از درسهای مهم عاشورا است که انقلاب اسلامی از آن رنگ گرفت . امام خمینی این تاثیر پذیری را چنین بیان می کند : « اگر قیام امام حسین (ع) نبود ، امروز ما هم نمی توانستیم پیروز شویم . انقلاب اسلامی پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است . »

اندیشه دیگری که نقش محوری در رشد و بالندگی انقلاب اسلامی ایفا کرد ، موضوع " انتظار " بود . براساس باور ، سرانجام روزی نجات بخش عالم جهان ظهور می کند و بشر را از ظلم و تباهی رهایی می بخشد . این اعتقاد آینده ای روشن و مطلوب را نوید می دهد . امام خمینی ( ره) دستاورد واقعی انتظار را رشد و نمو اسلام معنا کرد و فرمود : « انتظار فرج ، انتظار قدرت یافتن اسلام است . باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور انشاء الله مهیا شود . » درواقع امام این باور را ترویج می کرد که قبل از ظهور امام مهدی (ع) ، مردم باید خود و جامعه را اصلاح کنند و بر مظاهر ستم و بی عدالتی بشورند تا شرایط برای حکومت جهانی آن رهایی بخش فراهم شود .
به این ترتیب ، به تدریج برخی افکار خرافی و برداشتهای منفی از مسئله انتظار ، زدوده شد و اندیشه های اصلاح طلبانه و عدالتخواهانه در میان مردم ایران رواج یافت . در پی آن تلاش برای تغییر و تحول و عدم پذیرش حاکمیتهای ناشایست و ظالمانه شدت گرفت و امید و آرزو برای پیروزی تقویت شد .

انقلاب اسلامی ، جهان اسلام را متوجه این حقیقت کرد که اسلام در اندیشه و عمل ، زنده و پویاست و سرچشمه عزت و استقلال ملتها خواهد بود . قبل از انقلاب اسلامی ، بسیاری از مردم و اندیشمندان جهان بر این باور بودند که ادیان مختلف از جمله اسلام ، شامل یک سلسله عبادات فردی و دستورالعمل های اخلاقی هستند و مسائل سیاسی و حکومتی خارج از حوزه عمل آنهاست . با انقلاب ایران این تصور رنگ باخت و در مدت کمی ، چهره ای مترقی و پیشرو از اسلام ارائه شد که هم دارای حکومت و سیاست است و هم دارای اقتصاد و آئین کشورداری است . در عرصه مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز حضور موثر و کارآمد اندیشه های دینی روشن شد . اسلام درواقع روح ثبات و معنویت را در جوامع می دمد و به جای خفقان و استبداد ، آزادی ، حرمت اندیشه و حقوق اجتماعی انسانها را به رسمیت می شناسد . اکنون که سه دهه از انقلاب اسلامی می گذرد ، جهانیان شاهد آن هستند که پیامهای معنوی انقلاب اسلامی ، تاثیرات زیادی بر جهان گذاشته است . نظام اسلامی ایران ، جامعه ای را بوجود آورده که در آن مادیت و معنویت ، رابطه ای متعادل و متوازن با یکدیگر دارند . " س . آقایف " نظریه پرداز روسی در کتاب " مفهوم و ماهیت انقلاب اسلامی " می نویسد : « انقلاب اسلامی ، الگوی اصلی جنبشهای سیاسی اسلامی در کشورهای مختلف است . هدف مشترک گروهها و ملل مختلف ، اسلامی کردن تمام جوانب زندگی اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و خانوادگی ، نفی سلطه پذیری و اعلام راه سومی است که با سرمایه داری و سوسیالیزم متفاوت است . ایران ، یگانه کشور اسلامی است که پرچمدار این راه است و این شعار در آن تجسم عملی یافته است . قطعا این روند ، قدرتهای غربی را ناخشنود می کند . »

بی تردید ، حرکت انقلاب اسلامی در رویکرد بشر به دین ، تاثیری عمیق بر جای گذاشت . اکنون اگر جنبشهایی با ماهیت اسلامی مطرح می شوند ، حقیقتی نشأت گرفته از پیام انقلاب اسلامی ایران است . انتفاضه و مقاومت در فلسطین و لبنان و یا سایر کشورهای اسلامی ، حرکتهایی هستند که از مبانی حق طلبانه و عدالتخواهانه انقلاب اسلامی تاثیر فراوان گرفته اند . اینک ایده ها ، آرمانها و دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی به عنوان تجربه ای گرانقدر از توانمندیهای اسلام دربرابر ملتها قرار دارد .
امام خمینی (ره) ، با توجه به نقش نجات بخش اسلام می فرماید : « ملت عزیز معتقد به اسلام و قرآن ، مفتخر است که پیرو مذهبی است که می خواهد حقایق قرآنی را روشن و بشر را از قیودی که بر دست و پای عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و سستی و بردگی طاغوت می کشاند ، نجات دهد . امریکا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگش در مقابل ملت غیور ایران ، رسوا و وامانده شد و این امداد غیبی خداوند بود که ملت ایران را بیدار کرد و از ظلمات شاهنشاهی به نور اسلام هدایت کرد . »

منبع:http://dari.irib.ir
دسته ها :
X